خبرگزاری مهر – گروه استان ها – معصومه دیم کار*: این روزها بیش از هر زمان دیگری ضرورت بازتعریف «امنیت ملی» احساس میشود. در شرایطی که کشور درگیر یک جنگ تمامعیار اقتصادی و تحریمی است، حاملهای انرژی (آب، برق، بنزین) دیگر تنها یک کالای رفاهی یا زیرساختی نیستند، بلکه خط مقدم دفاع از حاکمیت و استقلال کشور محسوب میشوند. هر لیتر بنزین صرفهجویی شده، همانند یک گلوله شلیک شده به سمت دشمن اثربخش است.
شروع فصل گرما، معمولاً با اوج مصرف آب و برق همراه است. در شرایط جنگی، دشمنان ما به خوبی میدانند که فشار بر شبکههای انرژی میتواند کشور را از درون فلج کند. از این رو، جهاد صرفهجویی یک انتخاب اخلاقی یا توصیه ساده فرهنگی نیست، بلکه یک مأموریت راهبردی و یک تکلیف ملی است.
در رشته مدیریت دولتی میآموزیم که «حکمرانی کارآمد» تنها با قوانین و زور بازو محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند «همبستگی نهادی» است. اینجا نقش خانواده به عنوان بنیادیترین نهاد اجتماعی حیاتی است. خانوادهها باید به پایگاههای صرفهجویی تبدیل شوند؛ خاموش کردن لامپهای اضافی، استفاده بهینه از کولر با تنظیم دمای ۲۴ درجه، و پرهیز از شستشوی غیرضروری ماشین با شلنگ و غیره درسی کوچک اما بزرگی از «مدیریت منابع» است که فرزندان ما برای تمام عمر یاد میگیرند.
ادارات دولتی و سازمانهای عمومی که خود را متولی سیاستگذاری میدانند، متأسفانه گاهی به الگویی از مصرف بیرویه تبدیل میشوند. زمانی که چراغهای یک اداره دولتی در ساعات اداری بیجهت روشن است، یا سیستمهای سرمایشی با درهای باز کار میکنند، این پیام دوگانهای به جامعه میدهد که یعنی «صرفهجویی برای مردم است، نه برای مسئولین و مدیران ارشد».
مدیریت دولتی نوین، شفافیت و پاسخگویی را دو رکن اصلی میداند. در جهاد صرفهجویی، ادارات موظف اند صورت حساب حاملهای انرژی خود را ماهانه به صورت شفاف اعلام کنند و نسبت به شاخصهای بهرهوری پاسخگو باشند. تعویض لامپهای فرسوده، ساماندهی سیستمهای سرمایشی و نصب کلیدهای هوشمند خاموش و روشن، از اقداماتی است که بازگشت سرمایه ملی آن تنها ظرف چند ماه محقق میشود.
نقش «فرهنگ سازمانی» در این جهاد فراموش نشود. ادارهای که از کارمند خود انتظار دارد با گرمای ۴۰ درجه کار کند، اما سالن تشریفات آن خنکتر از اتاق فکر است، دچار ناباوری سازمانی است. مدیران باید پیشگام باشند؛ آنها باید اولین نفری باشند که کولر را اندکی تنظیم، یا یک لیتر بنزین را با حمل و نقل عمومی صرفهجویی میکنند. الگوسازی عملی، مؤثرترین روش انتقال ارزشهای مدیریتی است.
از منظر اقتصاد مقاومتی، صرفهجویی در حاملهای انرژی برابر است با افزایش درآمد ملی بدون هزینهکرد. هر مگاوات برق یا یک میلیون متر مکعب گازی که ذخیره میکنیم، در واقع سرمایهای است که میتواند در بخشهای دیگر (سلامت، دفاع، تولید) هزینه شود. در جنگی که تحریمها فروش نفت و گاز را هدف گرفتهاند، کاهش مصرف داخلی یعنی آزادسازی منابع ارزی و کاهش وابستگی.
تأکید میکنم که جهاد صرفهجویی به معنی تحمل گرما یا کمبود نیست؛ بلکه به معنی «بهینهسازی» است. فناوریهای نوین مدیریت انرژی (مانند اینورتر، سنسور حرکتی، و تجهیزات کممصرف) باید به صورت گسترده در ادارات و حتی با تسهیلات ارزانقیمت در خانه ها نصب شود. اینجا دولت باید از ظرفیت شرکتهای دانشبنیان استفاده کند؛ چراکه ناکارآمدی قدیمیترین دشمن مدیریت عمومی است.
اما فراموش نکنیم که خانوادهها در این مسیر نیاز به تشویق و حمایت دارند. تعرفهگذاری پلکانی، اعتبار برای مشترکان کممصرف، و اهدای جوایز به خانوادههای صرفهجو (مثل لوازم کممصرف) بخشی از بسته سیاستی است که مدیریت دولتی باید طراحی و اجرا کند. مردم باید احساس کنند جهادشان دیده میشود و حکمرانی در کنار آنان است.
سخن آخر اینکه؛ مدیریت دولتی در شرایط جنگی، مدیریت عقلایی، سریع و مشارکتجو است. از تمام خانوادههای ایرانی میخواهیم که با یک اقدام ساده امروز، سرباز جبهه صرفهجویی شوند و از همه مدیران میخواهیم که مصرف ادارات خود را به مثابه ترازوی اعتبار مدیریتی خود بدانند. پیروزی در جنگ اقتصادی، در گرو پیروزی بر اسراف است. با هم، از هر قطره آب، هر وات برق و هر لیتر بنزین، چون فشنگ باقیمانده از یک رزمنده، پاسداری کنیم.
*دانشجوی دکترای مدیریت منابع انسانی و استاد دانشگاه ملی مهارت دختران کاشان












