• امروز : دوشنبه, ۳۱ فروردین , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 20 April - 2026
امروز 182

تیتر به‌روزترین اخبار

واکنش تاجرنیا به شایعات عدم تیمداری هلدینگ پرواز همای خواننده ترانه تیم ملی فوتبال در جام جهانی شد بازدید آیت‌الله علم‌الهدی از منزل رهبر شهید انقلاب در مشهد خاطرات عکاس تبریزی از رهبر شهید انقلاب آیت‌الله جوادی آملی: ایران، لبنان و یمن یک حقیقت واحد هستند قدردانی از جانفشانی‌های دریادلان نیروی دریایی ارتش در آب‌های بین‌الملل صدور کیفرخواست برای 9 متهم پرونده سقط جنین غیرقانونی در گلستان گزارش خبرنگار تسنیم از آخرین وضعیت تنگه هرمز پرونده‌های تخلفات ارزی و تراستی‌ها در آستانه صدور کیفرخواست جابجایی ۵۶ هزار تن کالای اساسی از بندر امام (ره) به آذربایجان غربی سپاه قم خبر انهدام مهمات باقی‌مانده از جنگ رمضان را تایید نکرد اینفوگرافیک؛ پیشتازی سیستان و بلوچستان در پروژه های عمرانی اجرای ۲۰۸ برنامه کانون‌های خدمت رضوی همزمان با دهه کرامت در گیلان «ایران.تئاتر.تئاتر شهر» برگزار شد؛ سوگ کودکان میناب به تئاتر شهر رسید چهار خانه، یک دل؛ روایت زنانی که کودکان جنگ را در آغوش گرفتند کشف ۲۷۰ مانیتور قاچاق در خمینی‌شهر پایداری آب شرب در روستاهای سنقروکلیایی با اجرای لوله‌گذاری جدید روایت بهزیستی از کوچ بزرگ کودکان به خانواده‌ها مدیران آذربایجان غربی با شناسایی تهدیدات راهکار مقابله ارائه دهند نظارت جدی بر بازار دارو در سمنان؛ پوشش بیمه‌ای ۲۹ قلم داروی دیابت پیشرفت ۶۵ درصدی بازسازی دو پل تخریب‌شده در کرمانشاه خانواده الهام‌بخش؛ طبیبی برای پزشکی مدرن در ایران جاری شدن سیلاب در مناطق مختلف استان ایلام ماجرای دزدی مغز آلبرت انیشتین فرماندار دیلم: هیچ‌یک از پروژه‌های عمرانی شهرستان متوقف نشد فرماندار رشت: دختران شهدا الگوی صبر و وفاداری در جامعه هستند پناهیان: قم پایگاه نصرت دین در آخرالزمان است زمین‌گیری سارق مسلح در فریدن پس از حمله به مأموران پلیس آگاهی نشست خبری سخنگوی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور ۲۶ شهید سلامت و ۲۰۰ مجروح گواه جانفدایی کادر درمان در جنگ اخیر است دستگیری سارقان به عنف کارگاه ضایعاتی در فلاورجان طی ۲۴ ساعت واگذاری ۴۴۸ کودک بهزیستی به خانواده‌ها در بحبوحه جنگ جزئیات نشست جمعی از نمایندگان با وزیر بهداشت؛ تأکید بر کنترل قیمت دارو محمدخانی: در جنگ اخیر بیش از ۴۶ هزار واحد مسکونی در تهران آسیب دید سخنگوی دولت: ۵۶ دفتر پستی در ۱۴ استان در جنگ رمضان آسیب دید ۹۰ درصد شیرخشک مورد نیاز کشور در داخل تولید می شود آلمان سفیر روسیه را احضار کرد مسیر خدمت­‌رسانی را با قوت بیشتر و رضایت مشتریان وفادار ادامه می‌دهیم شکست سناریوی دشمن برای ایجاد بحران در بازار کالاهای اساسی تدوین بسته جامع برنامه‌های ورزش همگانی در همدان انحراف و آتش‌سوزی پژو پارس در بویین‌میاندشت ۳ مصدوم داشت  ۱۷ هزار زوج نابارور در قزوین نیازمند حمایت جدی خیرین سلامت هستند اعتبار پروژه‌های نیمه‌تمام بسیج سازندگی تامین می شود قیمت طلا و سکه امروز دوشنبه ۳۱فروردین ۱۴۰۵/ کاهش همه قیمت ها + جدول آخرین قیمت سکه و طلا امروز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ + جدول آخرین قیمت دلار و یورو امروز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ + جدول کمدی «تاکسیدرمی» از ۲ اردیبهشت به سینماها می‌آید قیمت طلا و سکه امروز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵/ کاهش قیمت‌ها؟ قیمت سکه، نیم‌سکه و ربع‌سکه امروز دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵/ کاهش قیمت‌ها؟ مسئله «جمعیت» فراتر از بحران‌های مقطعی است

6

برای ناصرتقوایی که سخت با ابهت بود

  • کد خبر : 1670
  • ۰۸ آبان ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۵
برای ناصرتقوایی که سخت با ابهت بود

اول‌بار همان‌جا دیدمش که آخرین‌بار. احمد شاملو از دنیا رفته بود. تابستانی بود نه به گرمی تابستان این سال‌ها. امام‌زاده طاهر شلوغ بود و هوا بوی خستگی می‌داد.

آن روزها هم روزهای ازدست‌دادن بود. بیش از دو ماه از مرگ نابهنگام گلشیری نگذشته بود که احمد شاملو رفت. از لابه‌لای جمعیت که بیرون آمدم، مردی را دیدم خسته با موهایی انبوه که نشسته بود زیر درختی با سایه‌ تنک. نگاهش به زمین بود. با چوب کوچکی نقش‌های مبهمی را روی خاک می‌کشید. غرق تماشایش بودم که صدایی آشنا را شنیدم از پشت سرم، پرسید: «او را می‌شناسی؟» نمی‌شناختمش.

همکارم بود؛ در روزنامه‌ای که در آنجا کارآموز بودم. گفت: «او غول سینمای ایران است که در چراغ جادو گیر کرده. او ناصر تقوایی است.» من همانجا میخکوبش شدم. او را می‌شناختم. بیشتر از آشنایانی که با آنها سلام‌وعلیک داشتم. او را در فریم‌فریم و قاب‌به‌قاب «ناخدا خورشید» و «ای ایران» دیده بودم، بر پرده‌ نقره‌ای سینما. همراهش ماسوله رفته بودم و در خرابه‌های بندر لنگه برق مرواریدهای «خواجه ماجد» چشمم را زده بود. سوگواری ناصرخان برای دوستش احمد شاملو آرام بود؛ درخور چهره‌ موقرش. تقوایی ماند یک گوشه از قلبم. تکه‌ای از او را با خود آوردم. غول سینمای ایران آن روزها در تدارک ساخت آخرین فیلمش بود، «کاغذ بی‌خط»؛ نه او و نه ما نمی‌دانستیم این آخرین فیلمی است که از او بر پرده‌ سینما نقش می‌بندد.

 چهار سال بعد از آن بود که در ساختمانی قدیمی، در مؤسسه‌ کارنامه مقابلش نشستم. از ادبیات می‌گفت، از سینما، از فوتبال، از فرهنگ، از جنوب، از ایران، از زبان فارسی و از زندگی. می‌گفت هیچ قصه‌ای بد نیست، همه‌ سوژه‌ها و همه‌ قصه‌ها پیش‌ازاین بارها گفته شده‌اند و این ساختار است که اجاره‌ تجدید حیات را به سوژه‌ها و قصه‌ها می‌دهد. فیلمنامه می‌نوشتیم، داستان می‌نوشتیم و بااشتیاق برایش می‌خواندیم. از هر قصه‌ای چیزی بیرون می‌کشید. معتقد بود داستان خوب خودش اشکالات خودش را فریاد می‌زند و این‌گونه به ما یاد داد خوبی‌های داستان‌ها را ببینیم و بیابیم. خودش پر بود از داستان، از سوژه، از ایده. همان لحظه‌ها، همان روزها، همان ساعاتی که جنوب به شمال مدرس را می‌دوختم تا سر کلاسش حاضر شوم، می‌دانستم فرصتی یگانه دارم؛ اما زمان، این بی‌رحم نادیدنی، دیوانه‌وار می‌گذشت و آن لحظات چون قطره‌های آب از لای انگشت‌هایم بر زمین می‌ریخت.

جایی از بهرام بیضایی شنیدم: «ما با آنچه می‌سازیم ایرانی هستیم، نه با آنچه فقط از دست می‌دهیم.» و آن روزها، در فضایی که همه‌چیز در حال ازدست‌رفتن و تمام‌شدن بود، ما در حال ساختن خاطراتی بودیم که همواره‌ تاریخ، تا نفس می‌کشیم با ماست.

یک‌بار به ناصر تقوایی گفتم اول بار کجا دیدمش. تعبیر دوستم را بازگو کردم وقتی که محو تماشایش بودم؛ «او غول سینمای ایران است که در چراغ جادو گیر کرده.» خندید. همیشه می‌خندید؛ برابر همه‌ ناملایمات.

آخرین‌بار هم همان‌جا دیدمش؛ آن‌سوتر از آن درخت در امامزاده طاهر کرج، در نزدیکی شاملو و گلشیری و دیگران. تقوایی آرام و آسوده زیر پارچه‌ای خوابیده بود که از قولش روی آن نوشته بودند: «هر چیز که نو نشود، کهنه می‌شود.» و او می‌رفت تا نو شود. او آخرین صحنه‌ از حضورش بر زمین را کارگردانی کرد؛ «سفید بپوشید و اشک نریزید». اما اشک فرمان نمی‌برد و بر لباس سفید می‌چکید. صدای سنج و دمام «محسن شریفیان» و گروهش در امامزاده طاهر می‌گفت بزرگی رفته. صدای «مرضیه» که با وفا و مهرش سال‌های سخت استاد در کنارش بود، در گوشم می‌پیچید و تبدیل به تاریخ می‌شد. شعر مورد علاقه‌ استاد را می‌خواند «توانا بود آن که دانا بود.»

 فاصله‌ دو دیدار اول و آخر بیست‌وپنج سال خاطره بود و بیست‌وپنج سال آموختن. آموختن «نه» گفتن، وقتی همه‌چیز بر «آری» استوار است و شمار بله‌های گفته و نگفته مسیر حرکت آدمی را روشن می‌کند. تقوایی یادمان داد آدمی به‌واسطه‌ کارهای کرده قضاوت نمی‌شود. این تنها بخشی از ماجراست. گاهی سنگینی کارهای نکرده است که ابهت کسان را می‌سازد و او سخت باابهت بود. می‌دانم تنها آدم‌هایی می‌میرند که داستانی برای گفتن ندارند. او داستان‌های فراوانی را برایمان گفته بود. فیلم‌های ساخته‌شده و ساخته‌نشده‌اش و داستان‌های منتشرشده و منتشرنشده‌اش گواه این مدعاست. روزگار بدون تقوایی بی‌تردید روزگار سخت‌تری است برای فرهنگ سرزمینی که سال‌هاست در حال ازدست‌دادن است. 

223223

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=1670

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.