• امروز : سه شنبه, ۸ اردیبهشت , ۱۴۰۵
  • برابر با : Tuesday - 28 April - 2026
امروز 96

تیتر به‌روزترین اخبار

آغاز ثبت‌نام آزمون مدارس سمپاد و نمونه دولتی/ جزئیات شرایط و ضوابط شرکت در آزمون سمپاد اعلام شد کنکور در تعلیق/ نظر مردم: تحمل تغییر تاریخِ آزمون راحت‌تر از این بلاتکلیفی است؛ تصمیم عجولانه نگیرید استرس می‌گیریم! خبر مهم برای کنکوری‌ها/ زمان برگزاری کنکور و امتحانات نهایی اعلام شد امکان حضور دانشجویان در این دانشگاه فراهم شد آمار رسمی و اخرین وضعیت از نهضت ملی مسکن ایران چند بار در جام جهانی شرکت کرد؟ پیشنهاد عجیب مدیران پرسپولیس برای ادامه لیگ / استقلالی‌ها راه کوتاهی را برای رسیدن به سهمیه طی کرده اند آیا مودریچ جام جهانی را از دست می‌دهد؟ / نگرانی‌ها درباره کاپیتان کرواسی مجوز و حمایت دولت برای حضور تیم ملی در جام جهانی صادر شد امکان ثبت‌سفارش کتاب درسی برای میان‌پایه‌ها اعلام شد زمان برگزاری کنکور اعلام شد آخرین وضعیت بازگشایی بورس اعلام شد + گزارش جلسه کمیسیون اقتصادی بازار کریپتو در انتظار محرک جدید؛ آیا بیت‌کوین آماده جهش است؟ معنای پنهان نقوش در بافته‌های یک تمدن/ تداوم نقوش ساسانی در جهان اسلام باور قدرت دشمن، بدترین واکنش به جنایت دشمن است تاب‌آوری، کلید نجات تولید ملی پس از بحران «خانواده ایرانی» بیشترین چالش را در تضاد سنت و مدرنیته تجربه می‌کند اهالی صنعت مد و لباس در «تار و پود وطن» جمع می‌شوند روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند پُست وطن‌پرستانه بازیگر سریال «بچه مهندس» آخرین قیمت سکه و طلا امروز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ + جدول آخرین قیمت سکه پارسیان امروز سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ + جدول ۳۴۰ هزار غربالگری سلامت روان در بحران اخیر ادعای عجیب درباره محاصره دریایی ایران توسط آمریکا / بلومبرگ فاش کرد هشدار مهم به تفنگداران آمریکایی : با خانواده‌هایتان خداحافظی کنید ورزش، محرک اصلی حکمرانی محله‌محور ثبت‌نام 150 هزار نفر برای دریافت بیمه بیکاری پس از جنگ خبر مهم درباره زمان برگزاری امتحانات نهایی مجلس به پرونده کمبود و گرانی دارو ورود کرد آخرین وضعیت جوی کشور سه شنبه ۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ / بارش‌های پیاپی در این استان‌ها ادامه دارد بزرگ‌ترین قصر مسکونی جهان متعلق به چه کسی است؟+ عکس آخرین وضعیت ترافیکی و جوی محورهای مواصلاتی کشور / پلیس راه به رانندگان این مسیر هشدار داد بازسازی اماکن آسیب‌دیده در جنگ برای این افراد رایگان است عنایت‌الله آتشی درگذشت اقدام عجیب در نمایشگاه جام جهانی / پرچم ایتالیا جایگزین ایران شد! تعطیلی‌های مکرر مدارس چه خطراتی دارد؟ ایستادگی 47 ساله ملت؛ تداوم مسیر انقلاب با تکیه بر ایمان و وفاق ملی کشف 3300 تن ورق فولادی احتکار شده در مرکزی جانشین فراجا: آرامش و امنیت در ‌اروند‌‌ موج می‌زند ثبت جهانی فرش دو روی تمام ابریشم دویدوخ؛ فرصت طلایی «ارزآوری» بروجردی: پایگاه‌های آمریکا ‌را منهدم کردیم/ برنده جنگ‌ ایران خواهد بود 149 زخم جنگ بر حافظه تاریخی ایران؛‌ آمریکا به میراث فرهنگی هم رحم نکرد توقیف اموال خائنان عین عدالت است/آغوش وطن برای بازگشت پشیمانان باز است مسئول صهیونیست: با یک شوک بزرگ در درگیری‌های لبنان مواجه هستیم پایانه مرزی شلمچه به رغم بمباران دشمن به خدمات‌رسانی ادامه می‌دهد تنش میان اوکراین و اسرائیل؛ سفیر تل‌آویو احضار می‌شود دستگیری ۴ شکارچی غیرمجاز در پارک ملی توران؛ لاشه قوچ وحشی کشف شد ۲۱ هزار دوز واکسن در شهرستان دیّر تزریق شد برنامه‌های تیم ملی ووشو برای ناگویا/ اردو در چین و دعوت از چند کشور

1

روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند

  • کد خبر : 83369
  • ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۳
روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند

تهران-یکی از کارشناسان اورژانس اشک می‌ریخت، اما دست‌هایش نمی‌لرزید. کودکی خردسال زیر آوار، با صدای بلند مادرش را صدا می‌زد؛ مادری که به شهادت رسیده بود و کودک هنوز در آغوش او مانده بود.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها؛امیرماهان محمدی یکتا:جنگ تحمیلی اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، رویارویی مستقیم و گسترده‌ای بود که زیرساخت‌های غیرنظامی بسیاری را هدف قرار داد.

در این میان، اورژانس تهران به عنوان خط مقدم نجات‌بخش، جنایتی تلخ را تجربه کرد: حمله مستقیم به ساختمان مرکزی این سازمان که به مصدومیت رئیس اورژانس و شهادت یکی از کارشناسان آن انجامید.

سؤالات بسیاری در این باره بی‌پاسخ مانده است: در آن لحظات چه گذشت؟ چطور نیروهای اورژانس بدون هیچ پشتیبانی هوایی یا سامانه پدافندی شخصی، همچنان به مأموریت خود ادامه دادند؟ سخنگویی که صدای این سازمان در سخت‌ترین لحظات بود، چه توفانی را از درون گذرانده است؟

برای شنیدن روایت اول شخص از این روزهای آتش و ایثار، پای گفت‌وگو با شروین تبریزی، سخنگوی اورژانس استان تهران، نشسته‌ایم. او در این مصاحبه برای اولین بار از جزئیات ناگفته حمله به ساختمان اورژانس، حس و حال خود و همکارانش در میانه حملات، و تلاش برای بازگشت به خدمت با وجود تمام زخم‌ها می‌گوید.

* زمانی که دشمن به ساختمان اصلی اورژانس تهران حمله کرد شما، دقیقاً کجا بودید و چه واکنشی داشتید؟ با خودتان چه گفتید، به ویژه که می‌دانستید همکارانتان و رئیس سازمان در آن لحظه در داخل ساختمان هستند؟

در زمان وقوع حمله، بنده در ستاد مرکزی و در اتاق روابط عمومی حضور داشتم.

ناگهان لرزش شدیدی احساس شد و فضای اتاق در کسری از ثانیه مملو از گردوغبار شد و همزمان آژیرها به صدا درآمدند، بلافاصله به سمت خروجی حرکت کردم.

در همان لحظات، آقای دکتر توکلی، رئیس اورژانس استان تهران را دیدم که با وجود شرایط بحرانی، با تسلط کامل در حال مدیریت و هدایت نیروها برای تخلیه سریع ساختمان بود.

در مسیر خروج، در حالی که از پله‌ها پایین می‌رفتیم، مشغول ثبت تصاویر بودم که بعدها در رسانه‌ها نیز منتشر شد، درست در نزدیکی خروجی، موج انفجار دوم رخ داد و برای لحظاتی فضا برای ما تاریک شد.

مهم‌ترین دغدغه من در آن لحظه، سلامت تیم مدیریتی و تداوم بی‌وقفه خدمت‌رسانی بود، البته باید تأکید کنم که ساختمان ستاد به‌طور مستقیم هدف قرار نگرفت و ساختمان مجاور مورد اصابت قرار گرفته بود.

روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند

همچنین به‌واسطه تمهیدات قبلی، ساختار فرماندهی در سطح استان توزیع شده بود و تمرکز صرف بر یک نقطه وجود نداشت.

* در لحظاتی که رئیس اورژانس استان مصدوم شد و یکی از کارشناسان اورژانس به شهادت رسید، شما چطور توانستید از نظر روحی خودتان را جمع‌وجور کنید و همچنان به وظایف سخنگویی و هماهنگی ادامه دهید؟

بی‌تردید آن لحظات از سخت‌ترین لحظات کاری و حتی زندگی شخصی من بود.

نمی‌توانم بگویم که متأثر یا اندوهگین نبودم؛ چراکه از دست دادن یک همکار و مصدومیت رئیس مجموعه، اتفاقی بسیار سنگین است.

اما در همان شرایط، به خودم یادآوری کردم که مسئولیت ما سنگین‌تر از قبل شده است. مردم و رسانه‌ها در آن شرایط نیازمند اطلاع‌رسانی دقیق، شفاف و امیدوارکننده بودند، همین احساس مسئولیت باعث شد با وجود فشار روحی، تمرکز خود را حفظ کرده و در مسیر اطلاع‌رسانی و هماهنگی، وظایفم را ادامه دهم.

* آیا لحظه‌ای پیش آمد که حس کنید نوبت شماست یا حس شهادت به سراغتان آمد؟

بله… آن لحظه را هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم، در یکی از مأموریت‌ها که بسیار نزدیک به محل استقرار ما بود، جزو اولین نفراتی بودیم که به صحنه رسیدیم و مشغول شدیم، هنوز درگیر کار بودیم که صدای موشک دوم آمد.

صدایی که انگار از دل آسمان عبور کرد و مستقیم روی قلب آدم می‌نشیند، در همان لحظه، همه‌چیز برای من متوقف شد.

فقط یک تصویر جلوی چشمانم آمد؛ «گندم»دختر هشت‌ماهه‌ام، که حدود یک ماه بود حتی نتوانسته بودم در آغوشش بگیرم.

صورتش، خنده‌هایش، حتی بوی نفس‌هایش، همه در یک لحظه از جلوی ذهنم عبور کرد، صادقانه بگویم، همان‌جا، در دلم با او خداحافظی کردم، با خودم گفتم اگر این آخرین لحظه است، حداقل بداند پدرش در حال خدمت بوده.

روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند

اما لطف خدا شامل حال ما شد، آن لحظه گذشت و ما ماندیم تا به کارمان ادامه دهیم، اما حس آن خداحافظیِ بی‌صدا، هنوز هم با من است.

* به عنوان صدای اورژانس در برابر رسانه‌ها، سخت‌ترین جمله‌ای که در این مدت مجبور شدید به مردم بگویید، چه بود؟ و چه لحظه‌ای برایتان از همه سخت‌تر گذشت؟

سخت‌ترین بخش کار برای من، اعلام آمار شهادت‌ها، به‌ویژه کودکان و مادران بود.

ما در قالب اعداد صحبت می‌کنیم، اما پشت هر عدد، یک زندگی، یک خانواده و یک آینده نهفته است، که از بین رفته است.

بیان این واقعیت‌ها برای مردم، در عین حفظ آرامش و صداقت، از دشوارترین لحظاتی بود که تجربه کردم.

* با وجود بمباران پایگاه‌های اورژانس و شهادت یکی از همکارانتان، چه چیزی باعث شد نه تنها شما، بلکه همه تیم اورژانس از مأموریت خود دست نکشند؟ این روحیه را چطور در تیم زنده نگه داشتید؟

واقعیت این است که همه ما در آن روزها به این موضوع فکر می‌کردیم، که چنین حوادثی می‌تواند برای هرکدام از ما یا خانواده‌هایمان رخ دهد.

همین درک مشترک، حس مسئولیت ما را دوچندان می‌کرد.

از سوی دیگر، حضور میدانی و مستمر دکتر توکلی،رئیس اورژانس استان تهران در کنار نیروها، نقش بسیار مهمی در تقویت روحیه تیم داشت.

این همراهی، امید و انگیزه را در میان همکاران زنده نگه می‌داشت.

روایت سخنگوی اورژانس تهران از صحنه‌ای در جنگ که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کند

در نهایت، آنچه باعث تداوم خدمت شد، تعهد حرفه‌ای، حس انسان‌دوستی و مسئولیت در قبال مردم و کشور بود.

* اگر بخواهید یک تصویر یا یک خاطره از جنگ تحمیلی سوم انتخاب کنید که نشان‌دهنده صمیمیت، ایثار و شجاعت یک کارشناس اورژانس باشد، آن را تعریف کنید؛ خاطره‌ای که شاید هیچ‌وقت در گزارش‌های رسمی نیاید اما شما هیچوقت فراموش نمی‌کنید.

یکی از صحنه‌هایی که هرگز از ذهنم پاک نمی‌شود، مربوط به کودکی خردسال بود که در آغوش مادرش زیر آوار گرفتار شده بود.

مادر به شهادت رسیده بود و همکاران ما برای انجام اقدامات درمانی ناچار شدند کودک را از آغوش او جدا کنند.

کودک با صدای بلند مادرش را صدا می‌زد و این صحنه به‌شدت تأثیرگذار بود.

در همان حال، یکی از کارشناسان اورژانس، در حالی که اشک از چشمانش جاری بود، مشغول انجام اقدامات حیاتی برای نجات کودک بود.

پس از پایان عملیات، دیدم همان کارشناسان یکدیگر را در آغوش گرفتند و بی‌اختیار گریه کردند.

همکاران ما از نظر روحی آسیب‌های زیادی دیدند، اما حتی برای لحظه‌ای از انجام وظیفه و خدمت به مردم دست نکشیدند؛ و این، معنای واقعی ایثار و تعهد است.

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=83369

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.