خبرگزاری مهر، گروه استانها- زینب مختاری: سال ۱۳۸۲ بود که نخستین جمعه ماه محرم حالوهوای دیگری به خود گرفت و با آیینی گره خورد که فضای شهرها را به عطر ششماهه کربلا آکنده ساخت؛ «آیین شیرخوارگان حسینی».
این مراسم از همان سال در اقصی نقاط کشور و جهان برگزار شد و رفتهرفته چنان گسترده شد که امسال در بیش از ۲۰ هزار نقطه ایران اسلامی و ۴۵ کشور جهان برگزار شد.
اما این مراسم امسال برای قزوینیها رنگوبوی دیگری داشت. اسفند ۱۴۰۴ بود که محمدعلی ۲۰ روزه به همراه هفت نفر از اعضای خانوادهاش به دست رژیم صهیونیستی و آمریکا به شهادت رسید و از آن روز، نامش در میان مردم با عنوانی آشنا گره خورد؛ «علیاصغر ایران».
محرمی متفاوت با عطر حضور «محمدعلی کوچولو»
عکس محمدعلی را میان جمعیت میبینم؛ در دست مادرانی که نوزادان سبزپوش خود را در آغوش گرفتهاند و گویی این بار، به جای مادر شهیدش، برای او لالایی میخوانند.
به سراغ مادربزرگ شهید محمدعلی کیالها میروم؛ «خانم سرباز» زنی که این روزها نامش با صبر و استقامت گره خورده است.
او با اشاره به حالوهوای متفاوت محرم امسال میگوید: محرم برای من امسال رنگوبوی دیگری دارد. سال گذشته همراه یکی دیگر از نوههایم که ششماهه بود، در مراسم شیرخوارگان حسینی شرکت کردیم و دخترم، شهیده فاطمه رستمی، نیز با ما بود. آن زمان فاطمه، محمدعلی را باردار بود و همانجا نذر کردم اگر فرزندش به سلامت به دنیا بیاید، پنج مراسم روضه حضرت علیاصغر(ع) و پنج مراسم روضه حضرت رقیه(س) برگزار کنم. در نهایت هم محمدعلی کوچولوی ما فدایی فداییان حضرت علیاصغر(ع) شد.
رنجهای ما در برابر مصائب اهلبیت(ع) ناچیز است
خانم سرباز ادامه میدهد: اگرچه این داغها بزرگ و سنگین است، اما همیشه با خود زمزمه میکنم که این رنجها در برابر مصائب عظیم اهلبیت(ع) حتی قابل شمارش هم نیست. ما تنها شنیدهایم اما اهلبیت(ع) این مصائب را تحمل کردند. شکر خدا که این فیض و این حالوهوا شامل خانه ما شد تا اندکی از آن غمهای بزرگ را درک کنیم.
مادر شهیدان رستمی در میان سخنانش بارها از داغ سنگین فراق رهبر شهید و جای خالی ایشان در مراسمهای عزاداری محرم یاد میکند و میگوید: من و دخترم هر سال توفیق داشتیم در مراسمهای عزاداری بیت رهبری شرکت کنیم، اما امسال جای عزیزانمان خالی است و نبود امام شهید برایم بسیار سخت و سنگین است.
از حالوهوای روزهای پس از تولد محمدعلی که با ایام شهادت رهبر شهید انقلاب همزمان شده بود، میپرسم.
او پاسخ میدهد: با وجود آنکه محمدعلی تازه متولد شده بود و شرایط جسمی دخترم ایجاب میکرد استراحت بیشتری داشته باشد، اما او همراه نوزادش در تجمعات و مراسمها حضور مییافت و اصرار داشت این فریضه را ترک نکند. بعد از شهادت رهبری آرام و قرار نداشت و حتی گاهی میگفت چرا بعد از ایشان زنده مانده است.
«محمدعلی» هنوز در دلها زنده است
مادر شهیدان رستمی سپس روایتهایی را که مردم برایش نقل کردهاند، بازگو میکند و میگوید: چند روز قبل در میدان میرعماد قزوین، خانمی نزد من آمد و گفت خواهرم سالها از نعمت فرزند محروم بود. مدتی قبل به نوه شهید شما متوسل شد و اکنون در انتظار تولد فرزندش است.
فرد دیگری نیز برایم تعریف کرد مدتها با بیماریهای مختلف و صعبالعلاج دستوپنجه نرم میکرد. روز تشییع با وجود حال نامناسب خود را به مراسم رساند. پس از مراسم خوابی درباره شهید محمدعلی دید و بعد از بیدار شدن متوجه شد بیماریاش به شکل معجزهآسایی برطرف شده است.
تربیت نسل حسینی با توکل به خدا
مادر شهیدان رستمی در ادامه، پیام مراسم شیرخوارگان حسینی را یادآور میشود و میگوید: مادر بودن امانتی الهی است و حضور مادران با نوزادان شیرخوار در این مراسم، اعلام آمادگی برای تربیت نسل حسینی است؛ نسلی که از نخستین روزهای زندگی با نام و یاد اهلبیت(ع) پیوند میخورد.
او با تأکید بر اهمیت فرزندآوری میافزاید: بسیاری از مادران به دلیل مشکلات اقتصادی یا نگرانی از شرایط تربیت فرزند، از فرزندآوری پرهیز میکنند؛ اما وقتی نوزادمان را در مراسم شیرخوارگان روی دست میگیریم، یعنی به خدا و مسیر اهلبیت(ع) ایمان داریم و باید به وعدههای او نیز اعتماد کنیم.
وی ادامه میدهد: مادرانی که دوست دارند فرزندانشان رنگوبوی یاران سیدالشهدا(ع) را بگیرند، باید به جای درگیر شدن با نگرانیها، توکل پیشه کنند. خداوند روزیبخش و عطاکننده جان است و اگر مادری فرزند خود را با نیت تربیت الهی و در مسیر حسینی پرورش دهد، خداوند راه را برای او هموار خواهد کرد
از شیرخوارگان حسینی تا یاد کودکان مظلوم میناب
اندکی جلوتر در میان جمعیت، مادر جوانی را میبینم که نوزاد چندماههاش را در آغوش گرفته و سربند قرمزی با نقش «لبیک یا حسین» بر پیشانی او بسته است. صدای نوحه در فضا پیچیده و او آرام با نگاه به کودکش میگوید: هر سال که در این مراسم شرکت میکنم، بیشتر میفهمم داغ حضرت رباب(س) یعنی چه. وقتی مادر میشوی، قصه حضرت علیاصغر(ع) دیگر فقط یک روایت نیست؛ انگار دردش را با همه وجود حس میکنی…
او میگوید برای چندمین سال در این مراسم شرکت کرده است. ادامه میدهد: امسال این مراسم برایم غم بیشتری دارد. وقتی خبر شهادت آن بچههای معصوم مدرسه میناب را شنیدم، قلبم خیلی به درد آمد. آدم وقتی به صورتهای کودکانهشان نگاه میکند، ناخودآگاه خود را جای مادرانشان میگذارد. خدا آمریکا و اسرائیل را لعنت کند که زورش به محمد علی و آن بچه های خردسال میرسد.
این نسل، حسینی است
او حضور در مراسم شیرخوارگان حسینی را نوعی عهد مادرانه میداند و میگوید: ما بچههایمان را به این مجلس میآوریم تا از همان کودکی نام اهلبیت(ع) در دلشان بنشیند. برای من مهم است که فرزندم با محبت امام حسین(ع) و یارانش بزرگ شود. وقتی مادرها کنار هم میایستند و نوزادهایشان را بالا میگیرند، انگار همه با هم میگوییم که راه امام حسین(ع) هنوز زنده است.
این مادر در پایان نگاهی به عکس شهید محمد علی کیالها میاندازد و اضافه میکند: هر بار که به صورت بچه های شهدا نگاه میکنم، هم دلم میگیرد و هم امیدوار میشوم. دلم میگیرد برای همه کودکانی که مظلومانه از دنیا رفتند، مثل همان بچههای میناب. اما امیدوار میشوم زیرا میبینم نسلهای بعدی با نام امام حسین(ع) و با یاد این شهدا بزرگ میشوند و این عشق هیچوقت از بین نمیرود.
گرچه میان عاشورای سال ۶۱ هجری و روزگار ما قرنها فاصله است، اما این طفلانِ معصوم، راوی قصه نوزادی هستند که به جای آب، با خون سیراب و در دشت کربلا فدای اسلام شد. بابالحوائجِ ششماهه، حضرت علیاصغر (ع) که امروز نامش رمز دلدادگی هزاران مادر و کودک در سراسر جهان است.
مادران فراوانی در این خاک نفس میکشند که مانند شهیده فاطمه رستمی خانوادگی فدای اباعبدالله (ع) میشوند. همان طور که این شهیده بارها گفته است: نجات اسلام قربانی میخواهد و دعا کنید که من و فرزندانم قربانی این راه شویم.


















