• امروز : دوشنبه, ۳۰ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 21 September - 2026
امروز 43

تیتر به‌روزترین اخبار

«زنده‌شور»؛ رقص فلوت در ضیافت مرگ و عدالت مستندی از فرهاد ورهرام در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران توفیق حیدری: نمی‌خواستم «تورگی» ترحم برانگیز باشد سیروس ابراهیم‌زاده درگذشت آیا فیشیال برای صورت ضرر دارد؟ بررسی فواید و عوارض فیشیال پوست مدعی ارتباط با مقامات چگونه مردم را سرکیسه می‌کرد؟ آماده‌سازی 20 بقعه متبرکه قم برای میزبانی از زائران حضرت معصومه(س) وداع با آیت‌الله شبیری زنجانی؛ مرجع تقلیدی که عمرش را وقف فقاهت کرد از ۲۱ شهریورماه که با «روز سینما» و «سالروز تولد شهید آوینی» مصادف است تا ۳۰ شهریور و «سالروز صدور پیام امام خمینی به هنرمندان» است را به عنوان «دهه هنرمندان بسیجی» در نظر بگیریم 420 قایق صیادی و 340 شناور تجاری در بندرعباس آسیب دیدند سناریوی دشمن برای حمله به زیرساخت‌های هرمزگان شکست خورد خسارت 4.5 همتی دشمن آمریکایی به بخش صیادی و زیرساخت‌های هرمزگان جهانگیر: گواهی صرفه‌جویی انرژی نباید ابزار خلق پول شود تهران یا شهرستان ؛ محل زندگی روی قبولی کنکور اثر دارد؟ توصیه به وزیر علوم: در ابتدای سال تحصیلی، پرونده دانشجویانی را که فعالیتهای احساسی داشته اند مختومه کنید شما نظر بدهید / آیا محتوای کتاب‌های درسی با نیازهای نسل جدید همخوان است؟ توزیع «شیر و تغذیه رایگان در مدارس» ابلاغ شد اولین دانشگاه پزشکی ایران در آفریقا راه‌اندازی شد تعطیلی ۲ ماهه مدارس هرمزگان تکذیب شد آموزش و پرورش از کتاب‌محوری فاصله می‌گیرد؛ معلم‌ها اختیار بیشتری پیدا می‌کنند طرز تهیه فیله مرغ با پوره سیب زمینی و اسفناج خواص ظروف سنگی چیست و انواع آن چیست؟ سینمای کودک را رها کرده‌ایم؛ سبد تولید «رنجور» شده است / سینمای کودک ایران ظرفیت جهانی شدن دارد؛ سهم بچه‌ها را فراموش نکنیم تماشاگران جشنواره تورنتو «توپ سیاه» را انتخاب کردند گردهمایی چهره‌های شاخص سینمای ایران برای پیچینگ ۱۴۰۵ فارابی جدایی از «امن‌ترین پناهگاه»؛ چگونه اضطراب روز اول مهر را برای کلاس‌ اولی‌ها کم کنیم؟ روایت هنرمندانه «دفاع مقدس» می‌تواند آمادگی‌های دفاعی ملت ایران را تحکیم بخشیده و سپر مستحکمی در برابر بحران‌ها، تهدیدها و خطرات احتمالی فراروی کشور در آینده ایجاد نماید تحریف تاریخی «خط القعر» همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس روی پرده می‌رود آرایش اکلیلی و نکات مهم در مورد آن زنگ اول در بهشت؛ روایت نیمکت‌های خالی مدارس ودانش‌آموزانی که شهید شدند جزئیات مراسم تشییع و تدفین آیت‌الله شبیری زنجانی در قم واکاوی پشت‌پرده یک بحران اجتماعی؛ چرا برخی افراد خودکشی ‌می‌کنند؟ آیا فیشیال برای صورت ضرر دارد؟ بررسی فواید و عوارض فیشیال پوست تعیین هیئت کارشناسی 14 نفره برای بررسی جنایت «مدرسه شجره‌طیبه میناب» افتتاح بخش‌های MRI، دیالیز و NICU بیمارستان نیروی دریایی ارتش ببینید | از «دوره‌ات تموم شده مربی» تا «من آدم بدی نبودم‌، من فقط اشتباهی بودم»؛ دیالوگ‌هایی که مردمی شدند مهر متفاوت؛ آموزش‌وپرورش جرات تصمیم‌گیری در شرایط جنگی را ندارد / در کتاب‌های درسی عشق و دوست داشتن ممنوع است / دانش‌آموزی داریم که ماه‌ها پنیر نخورده رکود مسکن ادامه‌دار شد؛ پیش‌بینی رئیس اتحادیه برای نیمه دوم سال راهنمای خرید کفش های بارداری توافق 3 جانبه برای ترمیم دستمزد؛ اختلاف بر سر افزایش در پایه یا مزایا مدیریت هوشمندانه معوقات بازنشستگان آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی به ملکوت اعلی پیوست شهریه دانشگاه پیام نور جنجالی شد؛ دانشجویان خواستار بازنگری شدند نکات روان‌شناختی و تربیتی برای دانش‌آموزان کلاس اولی در آغاز سال تحصیلی؛ راهنمایی برای معلمان و والدین درخواست فوری بازنگری در دستمزدها متناسب با تورم نمایش و تحلیل تازه‌ترین ساخته اصغر فرهادی در «خانه فرهنگ آداپا» بازگشت محمدرضا فروتن پس از ۷ سال به پرده سینما همراه با شهاب حسینی/ هم‌بازی شدن جواد عزتی و امیر جعفری پردیس سینمایی پدیده افتتاح شد/ مشهد در سبد فرهنگی کشور جایگاهی ویژه دارد آغاز اکران بی‌سروصدای «دانه‌های انگور» و «سرزمین فرشته‌ها» از امروز، یکشنبه ۲۹ شهریور/ خیز بلند برای اسکار؟ چرا لاته آرت خراب می‌شود؟ ۷ اشتباه رایج در فوم‌گیری و بافت شیر

10

وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

  • کد خبر : 81319
  • 04 اردیبهشت 1405 - 11:01
وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

در جنگ رمضان، قلب یک خانواده داغدارِ شهادتِ فرزند شد، اما عشق و ایثار، راهشان را روشن نگه داشت.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مراغه، در میان گرد و غبار و آتش، هنگامی که ندای هل من ناصر ینصرنی در گوش تاریخ طنین‌انداز شد، مردان و زنانی برخاستند که از تعلقات دنیوی بریده و تنها به وصل معشوق اندیشیدند. جنگ رمضان، آن روزهای پرالتهاب و حماسی از اواسط اسفند تا اواخر فروردین، شاهد رشادت‌هایی بود که وجب به وجب خاک این سرزمین را با خون لاله‌هایی چون رهبران و سردارانش آبیاری کرد. هر کدام از این ستارگان پرفروغ، داستانی داشتند؛ داستانی از عشق، ایثار و سرانجام، وصال.

این تنها روایت جنگ و جبهه نبود؛ در بطن جامعه، در دل خانواده‌ها، زنانی بودند که با صبوری و استقامت، بار زندگی را بر دوش کشیدند و مردانی که در خلوت خود، آرزوی پرواز در آسمان شهادت را داشتند. روایت خانواده شهید یوسف نوجوان، یکی از این هزاران روایت است؛ خانواده‌ای که داغ شهادت عزیزترین‌هایشان را بر دل دارند، اما سربلند و استوار، راهشان را ادامه می‌دهند.

میهمان خانواده‌ای شدیم که عطر شهادت در کوچه پس‌کوچه‌های خانه‌شان پیچیده بود. خانواده شهید یوسف نوجوان، که در تاریخ 1405/12/10 به ملکوت اعلی پیوست. رفتیم تا از زبان مادر، پدر، همسر و فرزندانش، قصه عشق و ایثار را بشنویم.

صبح اول وقت راهی شهرستان مراغه شدیم، تا خانواده این شهید دیدار کنیم، پس از گذر از پیچ و خم جاده بلاخره به خانه مادری این شهید رسیدیم. خانه‌ای که از سر در و بنر های ورودی آن معلوم بود عزادار بودند، همه اهل خانه سیاه پوشیده و غرق در غم بودند.

یوسف، نور چشمم بود

پس از سلام و علیک، مادر شهید شروع به روضه خوانی کرد و از پسرش برایمان گفت: یوسفم، نور چشمم… نمی‌دانم از کجا شروع کنم. چند هفته از رفتنش می‌گذرد، اما هنوز هم دلتنگی‌اش چون خاری در سینه می‌فشارد. پیش از او، برادر شوهرم، علیرضا، و پسرم، حمزه، هر دو بسیجی بودند و در راه دفاع از وطن به شهادت رسیدند. علیرضا در عملیات آزادسازی خرمشهر و حمزه در سال 1366 در عراق، جان خود را فدا کردند. اما شهادت یوسفم، داغی متفاوت بر دلم نهاد. او رفت، با دهان روزه، زیر آوارها ماند و دلم را سوزاند.

او ادامه داد: یوسفم، جوان بود و پر از شور زندگی. با اینکه برادر و عمویش شهید شده بودند، اما هیچ‌وقت گلایه نمی‌کرد، دم نمی‌زد. حتی وقتی خودش هم رفت، بقیه تازه فهمیدند که چه خانواده او چند شهید داده است. رفتنش، دلم را آشفته کرد. چند روز پیش، در خواب دیدمش؛ شاد و خندان بود، قدش بلند شده بود. گفتم: مادرت بمیرد، فردا برایش نذری دادیم. یک شب دیگر هم در باغچه حیاط دیدمش. از خواب پریدم و گفتم: چه کرده‌ام که از من ناراحت است؟ او آنقدر مهربان بود که هیچ‌وقت ما را اذیت نکرد. خدا دشمن را لعنت کند.

او در حالی که اشک می‌ریخت، افزود: آخرین بار که او را دیدم، ماه رمضان بود. مریض بودم و روزه نمی‌گرفتم. خوابیده بودم که بیدار شدم. خواهر و برادرش با او حرف زده بودند. من هم با او صحبت کردم. گفتم: رهبرمان شهید شده، سردارانمان را شهید کرده‌اند. یوسف گفت خدا کریم است. کمی بعد صدای انفجار آمد. گفتم فرزند من هم رفت. با تمام فرزندانم تماس گرفتم، هیچ‌کدام جواب نمی‌دادند. تا نیمه‌شب دنبالش گشتیم. نزدیک اذان صبح، خبر دادند شهید شده است. عروسمان غذا پخته بود، همه جمع بودیم که خبر شهادتش را آوردند. خانه در غم فرو رفت. خدا برای هیچ‌کس شهادت جوان را نصیب نکند.

او همچنین در مورد پسر شهید دیگرش گفت: حمزه برای مرخصی آمده بود. گفت وسایلم را بدهید، سه روز دیگر برمی‌گردم. یا شهید می‌شوم یا سالم. دستانش حنا داشت. صورتش را بوسیدم و گفتم شهادت هم تقدیر خداست. شبی خواب دیدم سه گل داریم که روی آب افتاده‌اند. از خواب پریدم و گفتم خدا کریم است. می‌خواستم خانه را تمیز کنم که مادرم با شیرینی آمد. فهمیدم حمزه شهید شده است. او سال 1366 در عراق شهید شد. در مراسمش به همه می‌گفتم عروسی اوست، دارم خدمت می‌کنم.

این مادر شهید عکس پسرش را نشان داده و تاکید کرد: اکنون که کودکان یوسف بی‌تابی می‌کنند و می‌گویند چرا اینگونه شد، به آنها می‌گویم دوام بیاورید، حکمت خدا این بوده است.

مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند

پدر شهید که از غصه زیاد کمرش غم شده بود، با آه و ناله بسیار،  گفت: خدا به شهدا رحمت کند. ترامپ مردم ایران را نشناخته است و ادعاهای زیادی می‌کند، اما مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند.

پدرم، شهادتش را از خدا می‌خواست 

برهان، پسر این شهید بزرگوار بود که شاید 16، 17 سال بیشتر نداشت، او نیز در مورد پدرش روایت کرد: پدرم از وقتی که او را شناختم، اهل شهادت بود و در خفا، در دعاهایش شهادت را از خدا می‌خواست. اهل فکر و اندیشیدن، ادب و حیا بود. با من بسیار زیاد مشورت می‌کرد و کارهایش را با من در میان می‌گذاشت. کسانی که پدر ما را به شهادت رساندند، بدانند ما راه آنها را ادامه خواهیم داد تا بتوانیم در این راه شهید شویم.

کاش پدر پیش ما بود..

همسر شهید که رخت سیاه بر تن کرده و دردش از همه بیشتر است هم افزود: سال 1368 با آقا یوسف ازدواج کردم و ثمره آن دو فرزند به نام‌های برهان و مائده بود. آقا یوسف، فردی بود که روزه می‌گرفت و نمازش را سر وقت می‌خواند. هر وقت بیرون می‌رفت، وضو می‌گرفت و همواره برای کودکانش وقت می‌گذاشت. او در حد توان به همه کمک می‌کرد و عاشق امام (ره) بود. وقتی فهمید امام (ره) شهید شده، گفت خوشا به سعادتش، دعا کن من هم شهید شوم. ساعت 3 ظهر بود که خبر شهادتش را آوردند. بچه‌ها به من نگاه کردند، نمی‌دانستم به آنها چه بگویم.

مائده خانم نیز دختر این شهید والامقام بود، پنج، شش سال داشت: پدرم شهید شد، اما من از شهادت او ناراحت نیستم، چراکه خود او از خدا می‌خواست شهید شود. اما کاش الان پیش ما بود.
خاطرات بازگو شده از خانواده شهید یوسف نوجوان، تصویری زنده از عمق پیوند عاطفی، استقامت مثال‌زدنی و عشق بی‌حد به آرمان‌ها را به نمایش می‌گذارد.

این روایت‌ها تنها گوشه‌ای از ایثارگری خانواده‌های شهداست که در سکوت و گمنامی، بار سنگین فقدان عزیزانشان را به دوش می‌کشند، اما با افتخار، راه آنان را ادامه می‌دهند. داغ شهادت، اگرچه سوزان است، اما در دیدگان آنان، نور امید به فردایی روشن و پیروزی حق بر باطل را شعله‌ور می‌سازد و یادآوری می‌کند که هر قطره خون شهید، بذری است برای رویش درخت انقلاب و استقلال.

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=81319

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.