• امروز : پنجشنبه, ۸ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 30 July - 2026
امروز 5

تیتر به‌روزترین اخبار

سایه تورم بر روی طلا و دلار قیمت طلا و سکه امروز جمعه 9مرداد/ افزایش همه قیمت ها + جدول و جزئیات پورجمشیدیان: 2.7 میلیون زائر از مرزهای شش‌گانه راهی کربلا شدند مصائب سیلاب‌های ناگهانی در شمال آیا اضطراب داشتن، ژنتیکی است؟ متخصص سلامت روان پاسخ می‌دهد تعدیل نیرو در کمین شاغلان صنعت خودرو ثبت‌نام ایران‌خودرو مرداد ۱۴۰۵/ این افراد می‌توانند سود ا ۵۳۰ میلیون تومانی را دریافت کنند/ کدام ماشین را انتخاب کنیم که ضرر نکنیم؟+ جدول قیمت‌ها وام اشتغال مددجویان زودتر ابلاغ شود نمایش مستند «بدون ایرج» در خانه سینما، مکاشفه در دلِ آرشیوها عکس| محسن قصابیان این بار پدر شد؛ روایتی متفاوت از یک نوجوان آزاده کاوه کاویان، بازیگر سینما و تلویزیون درگذشت اکبر آقا مُرد از بس که جان ندارد قیمت جدید دلار و یورو امروز پنجشنبه ۸ مرداد ۱۴۰۵+ جدول قیمت‌ها ببینید|تردد 1.5 میلیون زائر اربعین از مرز مهران/ موج بازگشت از کربلا ببینید| تکذیب ‌انفجار در ایرانشهر/ ️علت دود سیاه چه بود؟ قرارداد کارگران پتروشیمی مهر از هفته آینده با جم منعقد می‌شود دادستان تهران: قرارداد غیرقانونی 12.5 هزار میلیارد ریالی فسخ شد از مسکن مهر تا توسعه‌گری؛ صنعت ساختمان به کدام سمت می‌رود؟ ناهار مناسب برای فشار خون بالا کنترل اجاره؛ حمایت از مستأجر یا ضربه به بازار مسکن؟ چربی هایی که از ابتلا به دیابت جلوگیری می کنند! چرا وام ودیعه مسکن به کمک مستأجران نمی‌آید؟ فراخوان دومین جشنواره انیمیشن کوتاه دانشجویی پویان منتشر شد در یادبود عبدی همه بودند، اما مدیریت نظم غایب بود!؟ نامزدی «ویروس» در سه بخش جشنواره «عشق» آمریکا کودک امروز قهرمان شکست‌ناپذیر نمی‌خواهد؛امید به حضور در بازارهای جهانی به زبان ساده اسکیزوفرنی را با ذکر مثال توضیح دهید! وام 500 میلیون تومانی اشتغال کفاف خرید تجهیزات کسب و کار را می دهد سیلیکن ولیِ تهران؛ این ایران نسل Z مگر متوقف شدنی است؟ / آینده ایران را این دانش آموزان می سازند قیمت دلار امروز پنجشنبه 8مرداد/ کاهش قیمت + جدول و جزئیات ببینید| تصاویر هوایی از ‌حمله موشکی‌ آمریکا به منزل مسکونی قشم پاسخ احساسی فرمانده نیروی هوافضای سپاه به هدیه ‌کودک خرم‌آبادی شناسایی 94 میلیارد یورو تعهد ارزی رفع‌نشده در کشور چهره‌های سینما، ورزش، هنر و فرهنگ در مجلس یادبود اکبر عبدی/ از علی دایی و فردوسی‌پور تا پرستویی و جبلی «پرنیان»؛ روایت خانواده‌ای که حافظ تاریخ و فرهنگ بودند بچه‌های حبس‌شده در حباب؛ چگونه مدارسِ «خاص»، انسان‌دوستی را می‌کُشند؟ صمت: برنامه داریم 75 هزار خودرو وارد کنیم!+ جزئیات بیوگرافی توبی استیونز: پشت‌صحنه موفقیت‌های این بازیگر انگلیسی افزایش قیمت سوخت؛ فرصت یا تهدید برای بازار موتورسیکلت؟ دستور تهیه 8 نوع غذای خوشمزه و لذیذ با کتف مرغ قیمت طلا و سکه امروز پنجشنبه 8 مرداد/ روند صعودی سلامت از دریچه دوربین سینمای کوتاه نام ایران از رتبه بندی دانشگاههای موثر حذف شد ۱۳ هزار خانه در سال ۱۴۰۴ قربانی زلزله و سیل شدند؛ فارس در صدر خسارت‌های مسکن خانه‌دارها خوشحال‌ترند؟ نقش مسکن در رضایت نروژی‌ها از زندگی «فول مون» روی میز تدوین احوالپرسی از بازیگر قدیمی/ کسی حالی از ما نپرسید طباطبایی‌نژاد: معاونت نظارت، اداره ممیزی نیست ببینید|وزیر ارتباطات: امکان رومینگ برای زائران ایرانی در عراق فراهم شد ببینید| انهدام 4 هسته‌ گروهک تروریستی ـ تکفیری/ بازداشت 15 تروریست‌

8

وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

  • کد خبر : 81319
  • 24 آوریل 2026 - 11:01
وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

در جنگ رمضان، قلب یک خانواده داغدارِ شهادتِ فرزند شد، اما عشق و ایثار، راهشان را روشن نگه داشت.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مراغه، در میان گرد و غبار و آتش، هنگامی که ندای هل من ناصر ینصرنی در گوش تاریخ طنین‌انداز شد، مردان و زنانی برخاستند که از تعلقات دنیوی بریده و تنها به وصل معشوق اندیشیدند. جنگ رمضان، آن روزهای پرالتهاب و حماسی از اواسط اسفند تا اواخر فروردین، شاهد رشادت‌هایی بود که وجب به وجب خاک این سرزمین را با خون لاله‌هایی چون رهبران و سردارانش آبیاری کرد. هر کدام از این ستارگان پرفروغ، داستانی داشتند؛ داستانی از عشق، ایثار و سرانجام، وصال.

این تنها روایت جنگ و جبهه نبود؛ در بطن جامعه، در دل خانواده‌ها، زنانی بودند که با صبوری و استقامت، بار زندگی را بر دوش کشیدند و مردانی که در خلوت خود، آرزوی پرواز در آسمان شهادت را داشتند. روایت خانواده شهید یوسف نوجوان، یکی از این هزاران روایت است؛ خانواده‌ای که داغ شهادت عزیزترین‌هایشان را بر دل دارند، اما سربلند و استوار، راهشان را ادامه می‌دهند.

میهمان خانواده‌ای شدیم که عطر شهادت در کوچه پس‌کوچه‌های خانه‌شان پیچیده بود. خانواده شهید یوسف نوجوان، که در تاریخ 1405/12/10 به ملکوت اعلی پیوست. رفتیم تا از زبان مادر، پدر، همسر و فرزندانش، قصه عشق و ایثار را بشنویم.

صبح اول وقت راهی شهرستان مراغه شدیم، تا خانواده این شهید دیدار کنیم، پس از گذر از پیچ و خم جاده بلاخره به خانه مادری این شهید رسیدیم. خانه‌ای که از سر در و بنر های ورودی آن معلوم بود عزادار بودند، همه اهل خانه سیاه پوشیده و غرق در غم بودند.

یوسف، نور چشمم بود

پس از سلام و علیک، مادر شهید شروع به روضه خوانی کرد و از پسرش برایمان گفت: یوسفم، نور چشمم… نمی‌دانم از کجا شروع کنم. چند هفته از رفتنش می‌گذرد، اما هنوز هم دلتنگی‌اش چون خاری در سینه می‌فشارد. پیش از او، برادر شوهرم، علیرضا، و پسرم، حمزه، هر دو بسیجی بودند و در راه دفاع از وطن به شهادت رسیدند. علیرضا در عملیات آزادسازی خرمشهر و حمزه در سال 1366 در عراق، جان خود را فدا کردند. اما شهادت یوسفم، داغی متفاوت بر دلم نهاد. او رفت، با دهان روزه، زیر آوارها ماند و دلم را سوزاند.

او ادامه داد: یوسفم، جوان بود و پر از شور زندگی. با اینکه برادر و عمویش شهید شده بودند، اما هیچ‌وقت گلایه نمی‌کرد، دم نمی‌زد. حتی وقتی خودش هم رفت، بقیه تازه فهمیدند که چه خانواده او چند شهید داده است. رفتنش، دلم را آشفته کرد. چند روز پیش، در خواب دیدمش؛ شاد و خندان بود، قدش بلند شده بود. گفتم: مادرت بمیرد، فردا برایش نذری دادیم. یک شب دیگر هم در باغچه حیاط دیدمش. از خواب پریدم و گفتم: چه کرده‌ام که از من ناراحت است؟ او آنقدر مهربان بود که هیچ‌وقت ما را اذیت نکرد. خدا دشمن را لعنت کند.

او در حالی که اشک می‌ریخت، افزود: آخرین بار که او را دیدم، ماه رمضان بود. مریض بودم و روزه نمی‌گرفتم. خوابیده بودم که بیدار شدم. خواهر و برادرش با او حرف زده بودند. من هم با او صحبت کردم. گفتم: رهبرمان شهید شده، سردارانمان را شهید کرده‌اند. یوسف گفت خدا کریم است. کمی بعد صدای انفجار آمد. گفتم فرزند من هم رفت. با تمام فرزندانم تماس گرفتم، هیچ‌کدام جواب نمی‌دادند. تا نیمه‌شب دنبالش گشتیم. نزدیک اذان صبح، خبر دادند شهید شده است. عروسمان غذا پخته بود، همه جمع بودیم که خبر شهادتش را آوردند. خانه در غم فرو رفت. خدا برای هیچ‌کس شهادت جوان را نصیب نکند.

او همچنین در مورد پسر شهید دیگرش گفت: حمزه برای مرخصی آمده بود. گفت وسایلم را بدهید، سه روز دیگر برمی‌گردم. یا شهید می‌شوم یا سالم. دستانش حنا داشت. صورتش را بوسیدم و گفتم شهادت هم تقدیر خداست. شبی خواب دیدم سه گل داریم که روی آب افتاده‌اند. از خواب پریدم و گفتم خدا کریم است. می‌خواستم خانه را تمیز کنم که مادرم با شیرینی آمد. فهمیدم حمزه شهید شده است. او سال 1366 در عراق شهید شد. در مراسمش به همه می‌گفتم عروسی اوست، دارم خدمت می‌کنم.

این مادر شهید عکس پسرش را نشان داده و تاکید کرد: اکنون که کودکان یوسف بی‌تابی می‌کنند و می‌گویند چرا اینگونه شد، به آنها می‌گویم دوام بیاورید، حکمت خدا این بوده است.

مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند

پدر شهید که از غصه زیاد کمرش غم شده بود، با آه و ناله بسیار،  گفت: خدا به شهدا رحمت کند. ترامپ مردم ایران را نشناخته است و ادعاهای زیادی می‌کند، اما مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند.

پدرم، شهادتش را از خدا می‌خواست 

برهان، پسر این شهید بزرگوار بود که شاید 16، 17 سال بیشتر نداشت، او نیز در مورد پدرش روایت کرد: پدرم از وقتی که او را شناختم، اهل شهادت بود و در خفا، در دعاهایش شهادت را از خدا می‌خواست. اهل فکر و اندیشیدن، ادب و حیا بود. با من بسیار زیاد مشورت می‌کرد و کارهایش را با من در میان می‌گذاشت. کسانی که پدر ما را به شهادت رساندند، بدانند ما راه آنها را ادامه خواهیم داد تا بتوانیم در این راه شهید شویم.

کاش پدر پیش ما بود..

همسر شهید که رخت سیاه بر تن کرده و دردش از همه بیشتر است هم افزود: سال 1368 با آقا یوسف ازدواج کردم و ثمره آن دو فرزند به نام‌های برهان و مائده بود. آقا یوسف، فردی بود که روزه می‌گرفت و نمازش را سر وقت می‌خواند. هر وقت بیرون می‌رفت، وضو می‌گرفت و همواره برای کودکانش وقت می‌گذاشت. او در حد توان به همه کمک می‌کرد و عاشق امام (ره) بود. وقتی فهمید امام (ره) شهید شده، گفت خوشا به سعادتش، دعا کن من هم شهید شوم. ساعت 3 ظهر بود که خبر شهادتش را آوردند. بچه‌ها به من نگاه کردند، نمی‌دانستم به آنها چه بگویم.

مائده خانم نیز دختر این شهید والامقام بود، پنج، شش سال داشت: پدرم شهید شد، اما من از شهادت او ناراحت نیستم، چراکه خود او از خدا می‌خواست شهید شود. اما کاش الان پیش ما بود.
خاطرات بازگو شده از خانواده شهید یوسف نوجوان، تصویری زنده از عمق پیوند عاطفی، استقامت مثال‌زدنی و عشق بی‌حد به آرمان‌ها را به نمایش می‌گذارد.

این روایت‌ها تنها گوشه‌ای از ایثارگری خانواده‌های شهداست که در سکوت و گمنامی، بار سنگین فقدان عزیزانشان را به دوش می‌کشند، اما با افتخار، راه آنان را ادامه می‌دهند. داغ شهادت، اگرچه سوزان است، اما در دیدگان آنان، نور امید به فردایی روشن و پیروزی حق بر باطل را شعله‌ور می‌سازد و یادآوری می‌کند که هر قطره خون شهید، بذری است برای رویش درخت انقلاب و استقلال.

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=81319

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.