به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، شهر هر روز از خواب بیدار میشود، مغازهها کرکرههایشان را بالا میکشند، خیابانها پر از رفتوآمد میشوند و ساعتها، آغاز یک روز تازه را خبر میدهند اما در گوشهای از همین شهر، روز برخی کودکان خیلی زودتر از طلوع آفتاب آغاز شده است؛ کودکانی که به جای بستن بند کفش مدرسه، بندهای زندگی را محکم میکشند و پیش از آنکه طعم بیخیالی کودکی را بچشند، با واقعیتهای سخت بزرگسالی روبهرو میشوند.
پسربچهای با جعبهای از دستمال کاغذی میان خودروهای متوقفشده حرکت میکند، دخترکی در گوشهای از یک کارگاه کوچک، ساعتهای طولانی را پشت سر میگذارد و کودکی دیگر در بازار، بارهایی را جابهجا میکند که حتی وزن رؤیاهایش هم زیر آن گم شده است. این تصاویر، برای بسیاری از ما شاید تنها چند ثانیه از یک روز شلوغ شهری باشد اما برای آنها، تمام روز، تمام هفته و گاهی تمام سالهای کودکی است.
22 خردادماه، همزمان با 12 ژوئن، روز جهانی منع کار کودک، فرصتی است تا جهان بار دیگر به یکی از خاموشترین بحرانهای اجتماعی نگاه کند؛ بحرانی که صدای آن نه در هیاهوی اعتراضها، بلکه در سکوت دستهایی شنیده میشود که باید مداد در دست داشته باشند، نه ابزار کار. کار کودک، واژهای ساده اما حامل هزاران داستان ناگفته است؛ داستان کودکانی که هر کدام آرزوهایی شبیه به همسالان خود دارند.
پشت چهره کودک کار چه میگذرد؟
آنها نیز دوست دارند زنگ تفریح را تجربه کنند، برای امتحان فردا درس بخوانند، با دوستانشان فوتبال بازی کنند، نقاشی بکشند و برای آیندهای که هنوز شکل نگرفته، خیالپردازی کنند. تفاوت تنها در این است که مسیر زندگی، برای برخی از آنها خیلی زود از حیاط مدرسه به خیابان، مزرعه، کارگاه یا محیطهای کاری دیگر تغییر مسیر داده است.
پشت چهره یک کودک کار، تنها یک داستان فردی قرار ندارد، زنجیرهای از مشکلات اقتصادی، نابرابریهای اجتماعی، مهاجرتهای اجباری، بحرانهای خانوادگی، نبود حمایتهای کافی و محرومیت از فرصتهای برابر، میتواند کودکی را از مسیر طبیعی رشد دور کند. به همین دلیل، نگاه به کار کودک تنها از زاویه یک آسیب فردی کافی نیست؛ این پدیده، آینهای است که بخشی از چالشهای عمیق جامعه را بازتاب میدهد.
پیامدهای کار زودهنگام تنها به خستگی جسمانی محدود نمیشود. کودکانی که از آموزش، بازی و ارتباطات سالم اجتماعی محروم میشوند، ممکن است با چالشهای گستردهتری در مسیر رشد و آینده خود مواجه شوند. از دست رفتن فرصت تحصیل، کاهش مهارتهای اجتماعی، آسیبهای روحی و محدود شدن فرصتهای شغلی در بزرگسالی، تنها بخشی از زخمهای پنهانی است که گاهی سالها بعد خود را نشان میدهد.
امیدهایی که باید زنده بمانند
با این حال، نباید کودکان کار را تنها از دریچه ترحم دید. آنها قربانیانی بیهویت در آمارها نیستند؛ هر کدام شخصیتی مستقل، استعدادهایی پنهان و رؤیاهایی ارزشمند دارند. بسیاری از آنها با وجود دشواریهای زندگی، همچنان به درس خواندن، یادگیری و ساختن آیندهای بهتر امید دارند. جامعهای مسئول است که این امید را زنده نگه دارد، نه آنکه زیر سایه بیتفاوتی خاموشش کند.
در جهان امروز، مبارزه با کار کودک به یکی از مهمترین دغدغههای حقوق کودکان تبدیل شده است. قوانین متعدد داخلی و بینالمللی برای حفاظت از کودکان تصویب شده و نهادهای گوناگون در مسیر کاهش این پدیده تلاش میکنند، اما تجربه نشان داده که راهحل این مسئله تنها در برخوردهای قانونی خلاصه نمیشود بلکه نیازمند رویکردی اجتماعی، حمایتی و ریشهای برای رفع عوامل زمینهساز آن از جمله فقر است.
کودکی که برای کمک به تأمین معاش خانواده مجبور به کار شده است، تنها با منع شدن از کار، صاحب آیندهای بهتر نخواهد شد. اگر جای خالی درآمد او با حمایت اجتماعی، دسترسی به آموزش باکیفیت، خدمات رفاهی و توانمندسازی خانوادهها پر نشود، چرخه فقر دوباره او و هزاران کودک دیگر را به همان نقطه بازمیگرداند، بنابراین مداخلههای جامع و پایدار برای شکستن این چرخه ضروری است.
روزی برای مسئولیت، نهفقط همدردی
جامعهای که فرصت رؤیاپردازی را برای کودکانش تقویت میکند، در مسیر پرورش نسلهای توانمند گام برمیدارد. هر نیمکت خالی در کلاس درس، تنها جای خالی یک دانشآموز نیست؛ فرصتی است برای شکوفایی استعدادهایی که میتواند در آینده به پزشک، معلم، هنرمند، دانشمند یا شهروندی اثرگذار تبدیل شود و به پیشرفت جامعه کمک کند. این نگاه، اهمیت حمایت از آموزش و رشد کودکان را برجسته میسازد.
روز جهانی منع کار کودک، فقط یک روز برای ابراز همدردی نیست، بلکه روزی برای مسئولیتپذیری است؛ مسئولیت دولتها در ایجاد سیاستهای حمایتی، مسئولیت نهادهای اجتماعی در شناسایی و حمایت از کودکان در معرض آسیب، مسئولیت رسانهها در دیده شدن روایتهای پنهان و حتی مسئولیت شهروندان در بیتفاوت نماندن نسبت به این واقعیت اجتماعی؛ موضوعی که نیازمند اقدام جدی و مستمر است.
شاید بسیاری از ما هر روز در مسیر خانه تا محل کار، از کنار کودکی عبور کنیم که چیزی میفروشد، کاری انجام میدهد یا نگاهش میان جمعیت گم شده است. شاید این دیدار تنها چند ثانیه طول بکشد، اما برای او، همان چند ثانیه فرصتی است تا دیده شود؛ نه بهعنوان یک صحنه تکراری از زندگی شهری، بلکه بهعنوان کودکی که حق دارد امنیت، آموزش، بازی و آیندهای روشن داشته باشد.
جای کودک در مدرسه است، نه خیابان
وجیهه محمدی فلاح، مدیرکل بهزیستی استان البرز در این رابطه این روز را فرصتی برای یادآوری اینکه جای کودک در مدرسه، محیط امن خانواده و فضای رشد و آموزش است، نه در خیابان و چرخه کار و بهرهکشی اقتصادی دانست و گفت: از ابتدای سال 1404 تاکنون 239 کودک کار و خیابان پسر در مراکز تحت نظارت و حمایت ادارهکل بهزیستی استان البرز پذیرش شدهاند.
وی مطرح کرد: از این تعداد، 14 کودک ایرانی و 225 کودک از اتباع بودهاند. این آمار نشان میدهد پدیده کار کودک صرفاً یک آسیب فردی یا خانوادگی نیست، بلکه معضلی ساختاری، چندبعدی و فرامرزی است که گروههای آسیبپذیر را بیش از سایرین تحت تأثیر قرار میدهد و مقابله با آن نیازمند عزم و مشارکت همگانی است که باید بیشازپیش موردتوجه قرار گیرد.
مدیرکل بهزیستی استان البرز با تأکید بر حقوق بنیادین کودکان اظهار کرد: در پدیده کار کودک، پنج حق اساسی کودکان شامل حق زندگی و رشد، حق مشارکت، حق حمایت و حفاظت، حق بازی و تفریح و حق آموزش بهطور مستقیم مورد تهدید و نقض قرار میگیرد. از اینرو حمایت مؤثر از کودکان و خانوادههای آسیبپذیر، پیششرط تحقق اهداف مرتبط با منع کار کودک است.
رسانهها؛ صدای حقوق کودکان
وی با اشاره به اجرای کارزار ملی منع کار کودک در سراسر کشور که تا پایان آبانماه ادامه خواهد داشت، از رسانهها خواست در این مسیر همراه بهزیستی باشند و افزود: از تمامی اصحاب رسانه دعوت میکنیم صدای حقوق کودکان باشند زیرا هر گزارش، آگاهیبخشی و مطالبهگری رسانهای میتواند گامی مؤثر در بازگرداندن کودکان به جایگاه واقعی آنان یعنی مدرسه و زندگی سالم کودکانه باشد.
محمدی فلاح نسبت به کمکهای مستقیم نقدی به کودکان کار در معابر هشدار داد و اذعان کرد: هرگونه کمک مستقیم و بهظاهر خیرخواهانه به کودکان کار در خیابان، ناخواسته موجب تداوم حضور آنان در این چرخه آسیبزا و تقویت بهرهکشی از کودکان میشود. مقابله با این پدیده نیازمند نگاه تخصصی و حمایت هدفمند از سوی نهادهای مسئول و بهترین راه حمایت از این کودکان اطلاعرسانی به نهادهای تخصصی است.
وی در پایان خاطرنشان کرد: شهروندان در صورت مشاهده کودکان کار و خیابان میتوانند از طریق تماس با سامانه 123 اورژانس اجتماعی، زمینه شناسایی، حمایت تخصصی و بازگشت این کودکان به کانون خانواده، آموزش و مسیر رشد سالم را فراهم کنند. بیایید با یکدیگر و با مسئولیتپذیری اجتماعی، آیندهای روشنتر برای کودکان این سرزمین رقم بزنیم و حق کودکی را به آنان بازگردانیم.
چشمهایی که هنوز حق رؤیا دارند
کودکی، فصل کوتاهی از زندگی انسان است؛ فصلی که اگر ورقهای آن با خستگی و اجبار نوشته شود، هیچگاه نمیتوان آن را دوباره از ابتدا آغاز کرد. دستهای کوچک برای بلند کردن بار مشکلات بزرگ ساخته نشدهاند؛ آنها برای نوشتن، ساختن، خلق کردن و لمس زیباییهای زندگی آفریده شدهاند. حفظ این دوران ارزشمند، نیازمند توجه و حمایت همهجانبه است تا کودکان فرصت رشد طبیعی داشته باشند.
امروز، در روز جهانی منع کار کودک، شاید مهمترین پرسش این باشد که آیا جهان توانسته از کودکان خود به اندازه کافی محافظت کند؟ پاسخ این سؤال را نه در سخنرانیها و شعارها، بلکه باید در خیابانهایی جستوجو کرد که هنوز کودکی در آنها، پیش از آنکه بزرگ شود، ناچار شده است بزرگسال زندگی کند. پاسخ به این پرسش در میزان مسئولیتپذیری جوامع نمایان میشود.
آرزوی جهانی عاری از کار کودک، تنها یک شعار انسانی نیست؛ تعهدی مشترک برای حفظ ارزشمندترین سرمایه هر جامعه است؛ سرمایهای که نه در ساختمانهای بلند و نه در آمارهای اقتصادی، بلکه در چشمهای کودکی نهفته است که هنوز حق دارد رؤیا ببیند. تحقق این آرزو در گرو همکاری و تلاش مشترک همگانی برای صیانت از حقوق کودکان بوده و نیازمند عزم جدی است.
گزارش: مینا صدیقیان
انتهای پیام/


