خبرگزاری مهر – گروه ورزشی: هر زمان که نام «صنایع» و «ورزش» در کنار هم قرار میگیرد، ذهن بسیاری از ما بهصورت ناخودآگاه به سمت ورزش حرفهای میرود؛ به مسابقات، لیگها، اسپانسرینگ و حمایت از قهرمانان. این نگاه، هرچند مهم است، اما کامل نیست.
در سایه این نگاه، یک بُعد مهم و تأثیرگذار کمتر دیده شده است:
نقش صنایع در توسعه ورزش عمومی و خانوادگی، بهویژه برای خانوادههایی که خود، نیروی محرک همین صنایع هستند. اگر صنایع میتوانند با حمایت مالی، از برگزاری مسابقات تا پشتیبانی از حضور در رقابتهای بینالمللی، مسیر رشد ورزش حرفهای را هموار کنند، به همان اندازه نیز این توان را دارند که به گسترش ورزش در زندگی روزمره کارکنان و خانوادههایشان کمک کنند.
در سالهای اخیر، همزمان با افزایش هزینههای زندگی، ورزش بهتدریج از سبد بسیاری از خانوادهها، بهویژه خانوادههای کارگری و کارمندی، حذف شده است. در مقابل، بسیاری از مجموعههای ورزشی، باشگاههای بدنسازی، سالنهای چندمنظوره و استخرها، بخش قابلتوجهی از ساعات روز را با ظرفیت پایین سپری میکنند.
این یعنی یک ناهماهنگی آشکار؛ جایی که امکان وجود دارد، اما دسترسی فراهم نیست. صنایعی که امروز برای افزایش بهرهوری به دنبال راهکارهای پیچیده هستند، گاهی سادهترین و در دسترسترین ابزار را نادیده میگیرند:
سرمایهگذاری در سلامت روزمره نیروی انسانی. نیروی کاری که از حداقل فعالیت بدنی برخوردار است، در بلندمدت با فرسودگی، کاهش تمرکز و افزایش هزینههای درمانی مواجه خواهد شد. در مقابل، دسترسی ساده و مستمر به ورزش، میتواند یکی از مؤثرترین و کمهزینهترین راهکارها برای ارتقای بهرهوری و کیفیت زندگی باشد.
در سوی دیگر، مجموعههای ورزشی نیز با ظرفیتهای خالی مواجهاند؛ ظرفیتی که اگر بهدرستی مدیریت شود، میتواند هم به پایداری اقتصادی این مجموعهها کمک کند و هم به گسترش ورزش در جامعه. راهحل این ناهماهنگی، پیچیده نیست؛ بلکه نیازمند یک نگاه جدید است.
صنایع، کارخانهها، شرکتها و ادارات میتوانند با ایجاد همکاریهای هدفمند با مجموعههای ورزشی، از ظرفیتهای خالی در ساعات کمتقاضا استفاده کرده و خدمات ورزشی را با هزینهای مناسب در اختیار کارکنان و خانوادههایشان قرار دهند.
این همکاری میتواند در سادهترین شکل خود، بهصورت مدلهایی قابل اجرا تعریف شود:
اختصاص سانسهای مشخص در ساعات کمتقاضا به کارکنان یک کارخانه یا سازمان
ارائه بستههای اشتراکی با تخفیفهای گروهی
مشارکت صنایع در پرداخت بخشی از هزینهها بهصورت ماهانه، بهجای تحمیل کامل هزینه به فرد
در چنین مدلی؛
صنایع، با هزینهای مدیریتشده، در سلامت و رضایت نیروی انسانی خود سرمایهگذاری میکنند
مجموعههای ورزشی، ظرفیتهای بلااستفاده خود را فعال کرده و به درآمدی پایدار دست مییابند و خانوادهها، دوباره به ورزش بازمیگردند.
شاید زمان آن رسیده باشد که تعریف «حمایت صنایع از ورزش» را بازنگری کنیم. حمایت از ورزش، فقط به معنای اسپانسر شدن یک تیم یا اعزام یک ورزشکار به مسابقات نیست. اینها مهم هستند اما کافی نیستند.
حمایت واقعی، زمانی معنا پیدا میکند که همان توجه و سرمایه، به زندگی روزمره کارکنان و خانوادههایشان نیز برسد؛ جایی که ورزش نه برای مدال، بلکه برای سلامت، آرامش و کیفیت زندگی اهمیت دارد.
مسئله این نیست که زیرساخت نداریم؛ مسئله این است که از آن استفاده نمیکنیم. سؤال اینجاست: آیا زمان آن نرسیده که این اتصال گمشده میان صنعت، باشگاه و خانواده را جدی بگیریم؟
——————————————————-
نویسنده مهمان:
امیرعلی درخشان
فعال حوزه ورزش و توسعه زیرساختهای ورزشی
















