• امروز : شنبه, ۲۹ فروردین , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 18 April - 2026
امروز 104

تیتر به‌روزترین اخبار

هوش مصنوعی شغل‌ها را می‌بلعد/ موج جدید تعدیل نیرو در شرکت‌های فناوری اژه‌ای:دشمنان باید غرامت جنگی بپردازند ارتش از اول انقلاب چون کوهی سترگ، پشتیبان ملت و نظام بوده است از میناب تا لاهه؛ مسیر حقوقی پیگیری یک جنایت منتظری: هیچ پرونده‌ قضایی از سال گذشته بدون اقدام باقی نمانده است حضور مریلا زارعی در تجمع دیشب در میدان تجریش نمایش واقعیت شهرک‌های اسرائیلی و بی‌شرمی خشونت در یک مستند «احمد» ۱۰ میلیاردی شد سینماگران بیمه بیکاری ندارند/ سازمان تامین اجتماعی همراهی نکرد داستان علاقه عبدالرضا، برادر ناتنی محمدرضا پهلوی به شکار/ «تاکسیدرمی» از دوم اردیبهشت اکران می‌شود زنی باردار که از راه دریا از جنگ می‌گریزد/ میا برای زنده‌ماندن خود و فرزندش باید تصمیمی مهم بگیرد چیزهایی که اگر بدانید شاید به همین راحتی از بمباران حرف نزنید/ مونا فرجاد: روی صحبتم با خواهرها و برادرهایی است که از بعضی چیزها بی‌خبرند «بهشت تبهکاران» کجاست؟ + ویدئو محمدمهدی عسگرپور: مسئولین مشکلات ناشی از قطع اینترنت را می‌پذیرند اما برای حل آن ملاحظاتی دارند/ همایون اسعدیان: وضعیت اکران خوب نیست محمدعلی سعیدی درگذشت «آخرین گوزن» از ایران به روسیه می‌رود دومین پویش «وطن به روایت من» تمدید شد درخواست علیرضا کمالی از همکارانش: وارد گود پهلوانی شویم مستندسازی بحران، نه یک انتخاب لوکس بلکه یک ضرورت ملی است بروزترین قیمت طلا و سکه در ابتدای روز شنبه، ۲۹ فروردین‌ماه ۱۴۰۵ + جدول آخرین قیمت دلار و انواع ارزها امروز ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ توافق ایران و آمریکا؛ خیلی دور خیلی نزدیک تهران هرگز با انتقال اورانیوم یا توقف نامحدود غنی‌سازی موافقت نکرده است فوری / مقامات آمریکایی خواستار پایان فوری جنگ با ایران شدند دستور ویژه ترامپ به اف‌بی‌آی / ماجرا چیست؟ ادعای عجیب ترامپ درباره توافق نهایی با ایران / در کاخ سفید جشن خواهیم گرفت! درخواست جنجالی ترامپ از مردم آمریکا + جزئیات ضرورت ابلاغ حق‌ مسکن 3 میلیونی کارگران و مصوبه مزد چتر حمایتی قانون بر سر کارگران آسیب‌دیده از جنگ نقش کلیدی تعاونی‌ها در بن‌بست‌شکنی از تأمین کالاهای اساسی آیا افزایش حقوق اعضای هیئت علمی‌ دانشگاهها تبعبض است؟/ کارمندان وزارت علوک از چه شکایت دارند؟ مردم ما را حلال کنند بیماری زنگ زرد گندم مزارع کهگیلویه را تهدید نمی‌کند کشف 53 هزار لیتر سوخت گازوئیل قاچاق در عسلویه ۴ خواننده سرشناس ایرانی باز می‌گردند بازگشت یحیی گل‌محمدی به پرسپولیس چقدر جدی است؟ آخرین مهلت انتخاب رشته دکتری/ ممنوعیت مهم پذیرفته‌شدگان اعلام شد تأمین 542 تُن برنج و شکر در دوران جنگ رمضان در استان بوشهر لنگرود قهرمان پرداخت مطالبات چای/ 3 ماه زودتر از سایر شهرستان‌ها گزارش|جهش شترداری در شاهرود؛ استفاده بهینه از اقلیم خشک و مراتع فقیر چالش پیش‌روی هفتمین دوره شوراها؛ بازسازی اعتماد عمومی را دریابید حذف شرکت‌های واسطه و پایان کار پیمانکاران در تأمین نیروی انسانی نهادها اولویت بازسازی مناطق آسیب‌دیده در جنگ رمضان با کجاست؟ فرزند شهید تنگسیری: هیچ تهدیدی نمی‌تواند ایران را دچار تزلزل کند نبویان: کنترل تنگه هرمز ‌از دست نمی‌رود/محاصره دریایی عملاً شکست خورد محمدرضا شریفی‌نیا و نرگس محمدی با «برای یک زندگی معمولی» قیمت طلا و سکه امروز شنبه ۲۹ فروردین۱۴۰۵/ کاهش همه قیمت ها؟+ جدول ایران بنا داشت ساعت ۲۰ دیشب به اسرائیل حمله کند/ ماجرا چیست؟ توییت جدید ترامپ درباره معامله ۱۰۰ درصدی با ایران خبر فوری ترامپ درباره لغو تحریم‌های ایران

1

جنایت آمریکایی‌ها در شهادت 6 کودک بیگناه/ در رامجین چه گذشت؟

  • کد خبر : 77613
  • ۲۸ فروردین ۱۴۰۵ - ۱۶:۵۴
جنایت آمریکایی‌ها در شهادت 6 کودک بیگناه/ در رامجین چه گذشت؟

در دل شبی آرام، خانه‌ای در رامجین با موشک شکافت و صدای نفس کودکان برای همیشه خاموش شد.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، جنگ، همیشه با اعداد و روزشمار معکوس شروع می‌شود و با آمارها، تیترها و خبرهایی که از تعداد شهدا می‌گویند، روحیه و احساسات مردم را درگیر می‌کند. اما «جنگ رمضان» فقط یک عدد و یک خبر در میان اخبار روزانه نیست، چراکه ماه مهمانی خدا به ماه خون و آتش تبدیل شد و با شهادت رهبر معظم انقلاب، ملتی را داغدار کرد.

روزها از پی هم سپری شدند و هر روز آماری از انفجار و موشک‌باران به گوش می‌رسید و امدادگران بلافاصله خود را به محل حادثه می‌رساندند تا بتوانند شهدا را پیدا کنند و مجروحان را از زیر آوار بیرون آورند. لحظات دردناکی برای همه نیروهای امدادی رقم خورد؛ لحظاتی که تا پایان سال‌های خدمتشان از یاد و ذهنشان پاک نخواهد شد. بدن‌های تکه‌تکه، دست‌ها، پاها و سرهای جداشده، روضه‌های نخوانده این جنگ بودند.

پیکرهای زیادی، بی‌صدا از زیر آوار بیرون کشیده و نام‌های زیادی به فهرست بلند شهدا اضافه شدند و خانه‌های زیادی، برای همیشه خالی ماندند. در میان این‌همه داغ، بعضی جنایت‌ها، سنگین‌تر از بقیه بر دل تاریخ نشستند؛ جنایت‌هایی که نه‌فقط یک خانه، بلکه یک خانواده را یک‌جا به آسمان بردند. یکی از همان شب‌ها، نیمه‌شبی که هنوز بوی خواب و آرامش می‌داد، نوبت به خانه‌ای در استان البرز رسید که قرار نبود اعضای آن دیگر صبح را ببینند.

آن شب ماه، با احتیاط از پشت ابرها نگاه می‌کرد، انگار او هم دلهره داشت و می‌ترسید از آنچه قرار است اتفاق بیفتد. شب‌هنگام هنوز زندگی در آن خانه جریان داشت، حرف از جنگ بود اما بازی‌ها و خنده‌های کودکانه دنیز و دیان خردسال به بزرگترها اجازه نمی‌داد حرفی از بمب و موشک بزنند، آنچه مشاهده می‌شد، گرمای یک خانواده 15 نفره بود که دور هم نفس می‌کشیدند.

دنیز کوچولوی قصه ما عروسک‌هایش را در آغوش گرفته بود و نقش مادر را برایشان بازی می‌کرد و دیان کوچولو هم با اسباب‌بازی‌هایش مشغول بازی بود تا اینکه آرام‌آرام به خواب رفتند. شهر در خوابی عمیق فرو رفت، سکوت، آرام و سنگین روی کوچه‌های روستای رامجین نشست و چراغ‌ها یکی‌یکی خاموش شدند. همه‌چیز بوی دلگرمی، همدلی و آرامش می‌داد؛ نفس‌ها منظم، خواب‌ها شیرین.

مادران، خسته از یک روز ساده، کنار فرزندان به خواب رفته بودند و پدران، با خیالی آسوده، سقف خانه‌ را امن‌ترین جای دنیا می‌دانستند. دنیز در خواب لبخند می‌زد، شاید داشت بازی می‌کرد، شاید در دنیای کودکانه‌اش دنبال یک عروسک می‌دوید و دیان، با آن نفس‌های کوتاه و آرام، در آغوش شب گم شده بود، کوچک و بی‌خبر از همه‌چیز. ایلیا و الیسا، امیرمهدی و ستیا هم که تقریباً مفهوم جنگ را تا حدودی می‌دانستند تصور نمی‌کردند شاید دیگر فرصتی برای صدا زدن نام مادر برایشان فراهم شود.

نیمه‌شب رسید و ناگهان آسمان شکافت. صدایی آمد که نه شبیه رعد بود، نه شبیه هیچ صدای آشنایی، زمین لرزید و در یک لحظه، همه‌جا به هم ریخت، نه فرصت فرار بود و نه آغوش آخر و نه حتی فرصت صدازدن پدر و مادر. خانه‌ای که تا دقایقی قبل پر از نفس بود، در یک چشم به هم زدن، به تلی از خاک و آوار تبدیل و صداهای کودکان قطع شد، دیگر صدای نفس‌های کودکان هم به گوش نمی‌رسید.

و این‌گونه بود که دنیز، دیان و چهار کودک دیگر این خانه زیر همان سقفی که باید پناهشان ‌بود، برای همیشه آرام گرفتند. هیچ‌کس نمی‌داند در آن لحظه چه بر سر بدن‌های کوچکشان آمد؛ جرمشان چه بود؟ اینکه در این خانواده به دنیا آمده بودند؟ یا اینکه یکی از اعضای همین خانواده، پاسدار وطن بود و پای لانچر با دشمن مبارزه می‌کرد؟ او مجروح شده اما دست از مقاومت و دفاع از میهن برنداشته بود.

و دردناک‌تر از همه، این بود که مادران و پدران، پدربزرگ و مادربزرگ و عمه این کودکان هم در جریان این حمله آمریکایی- صهیونی رفتند و هیچ‌کس از اعضای آن خانواده نماند که برای این کودکان معصوم که قربانی این جنایت بزرگ شدند، گریه کند، هیچ‌کس نماند که تابوت‌ها را در آغوش بگیرد و بی‌تابی کند و بگوید «وای خدا، بچه‌ام». درست است که از این خانواده 15 نفره کسی نماند تا برای کودکان این جمع عزاداری کند اما امروز یک ملت، مادر آن‌هاست و برایشان اشک می‌ریزد.

آری، این، فقط یک حمله و یک خطای جنگی نبود، این، سند یک جنایت بزرگ و دردناک است. جنایتی که دست‌های مدعیان «حقوق بشر» فرمان آن را دادند و این حادثه تلخ را رقم زدند؛ همان‌هایی که از انسانیت حرف می‌زنند و ادعا می‌کنند برای نجات مردم ایران آمده‌اند، اما دنیا به‌خوبی دید که در این جنایت، چگونه کودکانی که حتی نام جنگ را نشنیده بودند، زیر آوار «ادعای دروغین انسانیت» دفن شدند.

ماه دوباره به آسمان برگشته اما دیگر جرأت نگاه کردن به زمین را ندارد. چون هنوز از زیر خاک آن منزل تخریب شده از حمله بزرگ‌ترین جنایتکاران عالم، صدای خنده‌های ناتمام بازی دنیز و دیان به گوش می‌رسد، اما این پایان روایت نیست، این فقط آغاز خشم یک ملت است. امروز یک حقیقت، روشن‌تر از همیشه وسط این آوارها ایستاده و دست‌های خون‌آلود دشمنی که سال‌هاست پشت واژه‌های فریبنده پنهان شده را نشان می‌دهد.

دشمنی که از «حقوق بشر» و «نجات ملت‌ها» حرف می‌زند، اما در تاریکی شب، خانه‌ای را هدف گرفت که پر از خنده‌های کودکانه بود. این، یک اشتباه نبود، این، یک هدف‌گیری بود و جنایتی حساب‌شده برای شکستن دل یک ملت. اما دشمن نمی‌دانست که این خاک، با خون عجین شده و هر قطره خون شهدای این سرزمین یک فریاد می‌شود بر سر مدعیان حقوق بشر در ظاهر و خونخوران عالم در باطن.

دشمن خیال کرده بود با ویران کردن یک خانه، می‌تواند یک ملت را به زانو درآورد اما ندید که از زیر همان آوار، ملتی برخاست که حالا، دنیز و دیان و چهار کودک معصوم دیگر را فراموش نمی‌کند و هر شب با چشمانی خیس و قلبی بیدار، منتظر روزی است که عدالت، از میان همین خاکسترها، قد علم کند و انتقام این خون‌های به‌ناحق ریخته را بگیرد. آری، این خون‌ها بی‌پاسخ نمی‌ماند.

گزارش: صدیقه صباغیان

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=77613

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.