• امروز : دوشنبه, ۲۵ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 15 June - 2026
امروز 109

تیتر به‌روزترین اخبار

فرهنگ ایثار و شهادت مهم‌ترین مؤلفه قدرت جمهوری اسلامی ایران است اجرای موفق مراکز «نفس» در کاشان؛ ۳۰۰ جنین از سقط عمدی نجات یافتند شرح وظایف «رصدخانه ملی غذا و بیماری» اعلام شد همایش بازاریابی در صنعت پوشاک در مشهد برگزار شد زارع: برنامه پزشک خانواده و نظام ارجاع در دشتستان حمایت می شود محمد حمیدی‌مقدم: آثار «وطن به روایت من» باید به اشتراک گذاشته شود تجلیل از سه سینماگر پیشکسوت در «هم‌پیشه» پدرسالاری که ابهت را با سادگی کودکانه گره زد/وقتی کیارستمی به کشاورز یاد داد «بازی نکند قیمت طلا و سکه امروز دوشنبه 25خرداد/ ریزش شدید همه قیمت ها + جدول قیمت دلار امروز دوشنبه 25خرداد 1405/ ریزش قیمت دلار + جدول و جزئیات قیمت طلا، دلار و سکه امروز دوشنبه 25خرداد/ کاهش شدید تمام قیمت ها + جدول مظنه طلا امروز دوشنبه 25خرداد/ ریزش قیمت + جدول و جزئیات گزارش تحلیلی مستربلیط از پروازهای تهران مشهد در سال ۱۴۰۴ پزشکیان: نقد حق جامعه است، اما تخریب به دور از مردانگی است آمریکا وادار به امضای تفاهم پایان جنگ با ایران و جبهه مقاومت شد غریب‌آبادی:دستاوردهای میدانی ایران در یادداشت تفاهم با آمریکا تثبیت شد راهی جز پذیرش شکست و تسلیم در برابر مردم مبعوث شده ایران وجود ندارد جزئیات تفاهم ایران و آمریکا و خاتمه جنگ اعلام شد بیانیه دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی درباره توافق پایان جنگ بالاخره توافق! ماجرای تغییرات لحظه آخری یادداشت تفاهم ایران و آمریکا چه بود؟ بقائی: هیچ وقت نباید خسته شویم راه‌اندازی بخش‌های فرانسوی و چینی پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری طباطبایی: پیروزی درخشانی که به‌دست‌آمده به برکت خون قائد شهید است مهاجرانی: آنچه ایران را پیروز کرد، وحدت مردم بود کالبدشکافی مصرف‌گرایی؛تضاد میان سودآوری اقتصادی و خسران اجتماعی قائم پناه: تفاهم شکل گرفته منافع ایران را تامین خواهد کرد یوسفی: حمل‌ونقل عمومی ارزان‌، راهکار اساسی کاهش مصرف سوخت و ترافیک است  گفتگوی تلفنی عراقچی با وزرای امور خارجه ترکیه، عراق و مصر دو نگاه به فتح مبین/ جبهه ایمان یک فتح راهبردی به دست آورد هماهنگی میدان، دیپلماسی و خیابان به بار نشست چرا حسنین(ع) در فتوحات پس از رحلت پیامبر(ص) حضور نداشتند؟ باور به ذات مشترک انسان چگونه در تعاملات معرفتی اثرگذار است؟ در اندیشه ملاصدرا جامعه پیشرفته همان جامعه سعادتمند است مسجدی در آمریکا درهایش را به روی غیر مسلمانان گشود خبر مهم ونس در مورد توافق ایران و آمریکا / ترامپ در مراسم امضای توافق شرکت می‌کند؟ جزئیات تازه از روند توافق ایران و آمریکا / مذاکرات نهایی با اجرای کدام بندهای تفاهم‌نامه شروع می‌شود؟ علت تاخیر ایران برای امضای توافق چه بود؟ / پای تولد ترامپ به توافق باز شد خشم رسانه‌های اسرائیلی از توافق ایران و آمریکا / قطر، ویتکاف و کوشنر را با مبالغ هنگفت خرید شوک جدید در توافق ایران و آمریکا/ نتانیاهو دستور ترامپ برای آتش‌بس را رد کرد خشم رسانه‌های اسرائیلی از توافق ایران و آمریکا / شبکه ۱۴ اسرائیل افشاگری کرد درخواست اتحادیه اروپا پس از خبر توافق ایران و آمریکا + جزئیات پرواز بوئینگ اماراتی به ایران / پول‌های بلوکه شده وارد تهران شد امتیاز بزرگ ترامپ به ایران برای نهایی‌شدن توافق / الاخبار فاش کرد مشکل بزرگ در توافق ایران و آمریکا / اسرائیل ساز مخالف کوک کرد زمان‌بندی جدید امتحانات دانشگاه آزاد در این مکان‌ها خورشید هرگز غروب نمی‌کند تمدید فعالیت شورای ششم در گرو تصمیم مجلس است معمای آلودگی پایتخت / ذرات معلق تهران از کجا می‌آیند؟ وضعیت هوای فردا/ موج جدید بارش و بادهای شدید در راه است

6

وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

  • کد خبر : 81319
  • 24 آوریل 2026 - 11:01
وصال در ماه خدا؛روایت خانواده شهید یوسف نوجوان

در جنگ رمضان، قلب یک خانواده داغدارِ شهادتِ فرزند شد، اما عشق و ایثار، راهشان را روشن نگه داشت.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از مراغه، در میان گرد و غبار و آتش، هنگامی که ندای هل من ناصر ینصرنی در گوش تاریخ طنین‌انداز شد، مردان و زنانی برخاستند که از تعلقات دنیوی بریده و تنها به وصل معشوق اندیشیدند. جنگ رمضان، آن روزهای پرالتهاب و حماسی از اواسط اسفند تا اواخر فروردین، شاهد رشادت‌هایی بود که وجب به وجب خاک این سرزمین را با خون لاله‌هایی چون رهبران و سردارانش آبیاری کرد. هر کدام از این ستارگان پرفروغ، داستانی داشتند؛ داستانی از عشق، ایثار و سرانجام، وصال.

این تنها روایت جنگ و جبهه نبود؛ در بطن جامعه، در دل خانواده‌ها، زنانی بودند که با صبوری و استقامت، بار زندگی را بر دوش کشیدند و مردانی که در خلوت خود، آرزوی پرواز در آسمان شهادت را داشتند. روایت خانواده شهید یوسف نوجوان، یکی از این هزاران روایت است؛ خانواده‌ای که داغ شهادت عزیزترین‌هایشان را بر دل دارند، اما سربلند و استوار، راهشان را ادامه می‌دهند.

میهمان خانواده‌ای شدیم که عطر شهادت در کوچه پس‌کوچه‌های خانه‌شان پیچیده بود. خانواده شهید یوسف نوجوان، که در تاریخ 1405/12/10 به ملکوت اعلی پیوست. رفتیم تا از زبان مادر، پدر، همسر و فرزندانش، قصه عشق و ایثار را بشنویم.

صبح اول وقت راهی شهرستان مراغه شدیم، تا خانواده این شهید دیدار کنیم، پس از گذر از پیچ و خم جاده بلاخره به خانه مادری این شهید رسیدیم. خانه‌ای که از سر در و بنر های ورودی آن معلوم بود عزادار بودند، همه اهل خانه سیاه پوشیده و غرق در غم بودند.

یوسف، نور چشمم بود

پس از سلام و علیک، مادر شهید شروع به روضه خوانی کرد و از پسرش برایمان گفت: یوسفم، نور چشمم… نمی‌دانم از کجا شروع کنم. چند هفته از رفتنش می‌گذرد، اما هنوز هم دلتنگی‌اش چون خاری در سینه می‌فشارد. پیش از او، برادر شوهرم، علیرضا، و پسرم، حمزه، هر دو بسیجی بودند و در راه دفاع از وطن به شهادت رسیدند. علیرضا در عملیات آزادسازی خرمشهر و حمزه در سال 1366 در عراق، جان خود را فدا کردند. اما شهادت یوسفم، داغی متفاوت بر دلم نهاد. او رفت، با دهان روزه، زیر آوارها ماند و دلم را سوزاند.

او ادامه داد: یوسفم، جوان بود و پر از شور زندگی. با اینکه برادر و عمویش شهید شده بودند، اما هیچ‌وقت گلایه نمی‌کرد، دم نمی‌زد. حتی وقتی خودش هم رفت، بقیه تازه فهمیدند که چه خانواده او چند شهید داده است. رفتنش، دلم را آشفته کرد. چند روز پیش، در خواب دیدمش؛ شاد و خندان بود، قدش بلند شده بود. گفتم: مادرت بمیرد، فردا برایش نذری دادیم. یک شب دیگر هم در باغچه حیاط دیدمش. از خواب پریدم و گفتم: چه کرده‌ام که از من ناراحت است؟ او آنقدر مهربان بود که هیچ‌وقت ما را اذیت نکرد. خدا دشمن را لعنت کند.

او در حالی که اشک می‌ریخت، افزود: آخرین بار که او را دیدم، ماه رمضان بود. مریض بودم و روزه نمی‌گرفتم. خوابیده بودم که بیدار شدم. خواهر و برادرش با او حرف زده بودند. من هم با او صحبت کردم. گفتم: رهبرمان شهید شده، سردارانمان را شهید کرده‌اند. یوسف گفت خدا کریم است. کمی بعد صدای انفجار آمد. گفتم فرزند من هم رفت. با تمام فرزندانم تماس گرفتم، هیچ‌کدام جواب نمی‌دادند. تا نیمه‌شب دنبالش گشتیم. نزدیک اذان صبح، خبر دادند شهید شده است. عروسمان غذا پخته بود، همه جمع بودیم که خبر شهادتش را آوردند. خانه در غم فرو رفت. خدا برای هیچ‌کس شهادت جوان را نصیب نکند.

او همچنین در مورد پسر شهید دیگرش گفت: حمزه برای مرخصی آمده بود. گفت وسایلم را بدهید، سه روز دیگر برمی‌گردم. یا شهید می‌شوم یا سالم. دستانش حنا داشت. صورتش را بوسیدم و گفتم شهادت هم تقدیر خداست. شبی خواب دیدم سه گل داریم که روی آب افتاده‌اند. از خواب پریدم و گفتم خدا کریم است. می‌خواستم خانه را تمیز کنم که مادرم با شیرینی آمد. فهمیدم حمزه شهید شده است. او سال 1366 در عراق شهید شد. در مراسمش به همه می‌گفتم عروسی اوست، دارم خدمت می‌کنم.

این مادر شهید عکس پسرش را نشان داده و تاکید کرد: اکنون که کودکان یوسف بی‌تابی می‌کنند و می‌گویند چرا اینگونه شد، به آنها می‌گویم دوام بیاورید، حکمت خدا این بوده است.

مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند

پدر شهید که از غصه زیاد کمرش غم شده بود، با آه و ناله بسیار،  گفت: خدا به شهدا رحمت کند. ترامپ مردم ایران را نشناخته است و ادعاهای زیادی می‌کند، اما مردم ایران اجازه نخواهند داد کشورشان را نابود کنند.

پدرم، شهادتش را از خدا می‌خواست 

برهان، پسر این شهید بزرگوار بود که شاید 16، 17 سال بیشتر نداشت، او نیز در مورد پدرش روایت کرد: پدرم از وقتی که او را شناختم، اهل شهادت بود و در خفا، در دعاهایش شهادت را از خدا می‌خواست. اهل فکر و اندیشیدن، ادب و حیا بود. با من بسیار زیاد مشورت می‌کرد و کارهایش را با من در میان می‌گذاشت. کسانی که پدر ما را به شهادت رساندند، بدانند ما راه آنها را ادامه خواهیم داد تا بتوانیم در این راه شهید شویم.

کاش پدر پیش ما بود..

همسر شهید که رخت سیاه بر تن کرده و دردش از همه بیشتر است هم افزود: سال 1368 با آقا یوسف ازدواج کردم و ثمره آن دو فرزند به نام‌های برهان و مائده بود. آقا یوسف، فردی بود که روزه می‌گرفت و نمازش را سر وقت می‌خواند. هر وقت بیرون می‌رفت، وضو می‌گرفت و همواره برای کودکانش وقت می‌گذاشت. او در حد توان به همه کمک می‌کرد و عاشق امام (ره) بود. وقتی فهمید امام (ره) شهید شده، گفت خوشا به سعادتش، دعا کن من هم شهید شوم. ساعت 3 ظهر بود که خبر شهادتش را آوردند. بچه‌ها به من نگاه کردند، نمی‌دانستم به آنها چه بگویم.

مائده خانم نیز دختر این شهید والامقام بود، پنج، شش سال داشت: پدرم شهید شد، اما من از شهادت او ناراحت نیستم، چراکه خود او از خدا می‌خواست شهید شود. اما کاش الان پیش ما بود.
خاطرات بازگو شده از خانواده شهید یوسف نوجوان، تصویری زنده از عمق پیوند عاطفی، استقامت مثال‌زدنی و عشق بی‌حد به آرمان‌ها را به نمایش می‌گذارد.

این روایت‌ها تنها گوشه‌ای از ایثارگری خانواده‌های شهداست که در سکوت و گمنامی، بار سنگین فقدان عزیزانشان را به دوش می‌کشند، اما با افتخار، راه آنان را ادامه می‌دهند. داغ شهادت، اگرچه سوزان است، اما در دیدگان آنان، نور امید به فردایی روشن و پیروزی حق بر باطل را شعله‌ور می‌سازد و یادآوری می‌کند که هر قطره خون شهید، بذری است برای رویش درخت انقلاب و استقلال.

انتهای پیام/

 

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=81319

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.