به گزارش خبرنگار مهر، برنامه جریان که هر شب ساعت ۲۰ از شبکه یک سیما پخش میشود، با موضوع «خمینی خراسان به روایت رهبر معظم انقلاب» میزبان موسی فقیه حقانی، رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر بود.
علیرضا زادبر، میزبان برنامه، با اشاره به سومین نامه رهبر انقلاب به مناسبت چهلمین روز شهادت رهبر شهید گفت: در بخشی از این نامه، آیتالله سید مجتبی خامنهای با استناد به گزارشهای ساواک از رهبر شهید با عنوان «خمینی خراسان» در دهه ۵۰ یاد میکنند. او اضافه کرد: با وام گرفتن از این نکته در پیام رهبر معظم انقلاب، در این برنامه به مبارزه سیاسی رهبر شهید در دهههای سی و چهل تا رسیدن به پیروزی انقلاب اسلامی میپردازیم.
موسی حقانی حضور رهبر شهید انقلاب در تصاویر تجمعات انقلابی، در کنار امام خمینی(ره) را نشاندهنده هویت ایشان به عنوان یک چهره انقلابی دانست و گفت: رهبر شهید از همان آغاز نهضت حضرت امام(ره) که مقطعی سرنوشتساز در تاریخ معاصر ایران است، در مسیر مبارزه حضور فعال داشتند.
تربیت مبارز در مکتب اهلبیت
این پژوهشگر تاریخ معاصر گفت: در ایام جوانی، پدر بزرگوار رهبر شهید دچار عارضه نابینایی شده بودند. رهبر شهید برای خدمت به پدر بزرگوارشان تحصیلات خود را رها کردند و به مشهد مقدس بازگشتند. آن پدر بزرگوار تسلط وافری بر منابع دینی داشتند و بر تربیت فرزندان در مکتب اهلبیت حریص بودند.
حقانی ادامه داد: بازگشت به مشهد به معنای کنارهگیری از مبارزه نبود. ایشان در کنار رسیدگی به امور پدر، از جمله خواندن کتب و مطالب مورد علاقه برای ایشان، در دو مرکز مهم مشهد یعنی مسجد کرامت و مسجد امام حسن مجتبی(ع) حضور فعال و موفقی داشتند.
ایده انسان ۲۵۰ ساله و تبحر در سیرهشناسی زندگی اهل بیت(ع)
رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر یکی از وجوه برجسته زندگی رهبر شهید را تربیت نیرو بر اساس مبانی توحیدی دانست و درمورد نقاط قوت علمی ایشان گفت: ایشان در حوزه سیرهشناسی اهلبیت(ع) تبحر خاصی داشتند. آثار بهجا مانده از ایشان درباره قیام سیدالشهدا(ع) (کتاب همرزمان حسین(ع)) و فعالیتهای ائمه هدی(ع)، از امام سجاد(ع) تا سایر ائمه(ع)، در کتاب «انسان ۲۵۰ ساله» به خوبی تجلی یافته است. تعبیر «انسان ۲۵۰ ساله» ابداعی خاص برای نشان دادن پیوستگی مسیر مبارزاتی اهلبیت است که در آن شیوههای متنوعی از کنشگری وجود دارد. نکته جالب این است که اثر مطالعه در سیره اهلبیت(ع) در تمام طول زندگی ایشان مشهود بود و در فراز پایانی زندگی منجر به شهادت عاشورایی و کربلایی ایشان شد.
نرمش قهرمانه به جای تسلیم ذلیلانه
حقانی درمورد شیوه شهادت رهبر انقلاب گفت: ایشان پیش از شهادت تصریح کردند که فردی مانند ایشان و ملتی همچون ملت ایران که درسهای شیعی خود را به خوبی بلدند، هرگز با یزید زمان بیعت نخواهند کرد. این پیام کاملاً روشن بود. یکی دیگر از هوشمندیهای رهبر شهید، طرح مفهوم «نرمش قهرمانانه» در تقابل با «تسلیم ذلیلانه» بود. در آن مقطع، جریاناتی در کشور معتقد بودند که راهی جز تسلیم وجود ندارد. آنها با این تحلیل که دشمن بسیار قدرتمند است و بزرگترین ارتش و اقتصاد جهان را در اختیار دارد، در وصف این شیطان پوشالی مبالغه میکردند. نگاه رهبر شهید به استکبار جهانی کاملاً متفاوت از نگاه جریان تسلیم بود.
قطب فرهنگی و سیاسی در مشهد پیش از انقلاب
حقانی، پختگی رهبر شهید در سن سی سالگی را نتیجه اهل مطالعه بودن ایشان دانست و با ذکر خاطرهای از زبان رهبر شهید، گفت: ایشان به کتابفروشی میرفتند و با پرداخت مبلغی، کتاب امانت میگرفتند و پس از مطالعه، روز بعد آن را تحویل میدادند. این حجم از مطالعه در فضای فرهنگی مشهد و در بستر خانوادهای اندیشمند، باعث شد ایشان خیلی زود وارد عرصه نویسندگی و ترجمه شوند. نگاه عمیق ایشان به ظرفیتهای منطقه، ایشان را به یک قطب فرهنگی در مشهد مقدس برای تمامی نیروهای انقلابی تبدیل کرد.
روحانی روشنفکر جهانی
در ادامه علیرضا زادبر بخشی از متن پیام رهبر انقلاب را قرائت کرد: «ناگهان سید علی خامنهای در سنین قبل از سیسالگی مانند خورشیدی از خراسان سر برآورد و به زودی به یکی از ارکان فکری و مبارزاتی قلمداد شد و همزمان در علوم متداول هم پیشرفتهای قابل توجهی نمود، به طوری که در سالهای دهه پنجاه، دستگاه ساواک او را «خمینی خراسان» خوانده بود.» او ادامه داد: در خراسان آن زمان، شخصیتهای برجسته دیگری نیز حضور داشتند که از نظر سنی از ایشان بزرگتر بودند، با این حال ایشان برجستگی متفاوتی داشتند.
موسی حقانی تمایز رهبر شهید انقلاب را در نوع برداشت، بیان و رویکرد انقلابی در تحلیل تاریخ، تحولات تاریخی و منابع دینی دانست و به صورت جزیی چند نمونه از این تمایز را بیان کرد و گفت: با وجود حضور شخصیتهایی نظیر شهید هاشمینژاد که از نظر سنی بزرگتر بودند، ذوق لطیف ایشان در بررسی متون و شجاعت و توکلی که به خداوند داشتند، باعث شد به پناهگاهی برای جوانان انقلابی در سراسر ایران تبدیل شوند. حتی هنگامی که ایشان به ایرانشهر تبعید شدند، افراد از نقاط مختلف کشور برای بهرهمندی از محضرشان به آنجا میرفتند. برخی از اعضای اولیه سازمان مجاهدین تا زمانی که با رهبر شهید ارتباط داشتند، از انحرافات عقیدتی که بعدها گریبانگیر این سازمان شد، مصون بودند. جاذبه ایشان به عنوان یک روحانی روشنفکر و آشنا با تحولات جهانی، منطقه و شبهقاره، برای جوانان آن روز بسیار پرکشش بود؛ آن هم در فضایی که رقبای فکری قدرتمندی از جریانات چپ در مشهد حضور داشتند.
رهبر تشکیلات مبارزه سیاسی و انقلاب در مشهد
زادبر به ترسیم فضای مشهد دهه چهل پرداخت و گفت: افراد و جریانات مختلفی وجود داشتند، نظیر کانون نشر حقایق و آقای محمد شریعتی(پدر شهید علی شریعتی)، جریانات چپ و سایر گروهها. با این همه رهبر شهید انقلاب در خراسان درخشیدند و برجستگی ایشان در آن فضا بسیار چشمگیر بود.
موسی حقانی این فضای متکثر مشهد در پیش از انقلاب را تایید و با اشاره به حضور فعال انجمن حجتیه و مراجع بزرگی همچون آیتالله میلانی گفت: در چنین فضای متکثری، ایشان به عنوان شخصیتی برجسته که مورد رجوع جوانان و قشرهای مختلف بود، درخشیدند. ساواک نیز به سرعت متوجه این نفوذ شد و اسم «خمینی خراسان» را برای ایشان انتخاب کرد. این اسم یعنی ساواک، حرکت و مبارزه رهبر انقلاب در مشهد را در راستای نهضت امام خمینی(ره) و خطرش را به اندازۀ خطر نهضت امام(ره) برای کل ایران، جدی میدانست. ایشان در مبارزه بسیار هوشیار و هوشمند بودند و به هیچ عنوان یک مبارز تازهکار محسوب نمیشدند که ساواک بتواند به راحتی به شبکه ارتباطاتشان پی ببرد.
رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر به گزارشات ساواک از بازجویی رهبر شهید انقلاب پرداخت و گفت: در یکی از بازجوییها، بازجوی ساواک به ایشان میگوید که تکتک حرکات شما شاید به تنهایی خطرناک به نظر نرسد، اما وقتی در کنار هم قرار میگیرند، نشاندهنده یک تفکر منسجم و خطرناک است. آن بازجو تعبیر جالبی دارد و میگوید شما مانند ماهی هستید که از دست ما میلغزد و نمیتوانیم شما را گرفتار کنیم.
وارث ترات مبارزاتی شیعه و مترجم نظریات مبازراتی اهل تسنن
حقانی ریشه تجربه و هوشمندی بالا را در آن سن کم را در مطالعات فراوان درمورد انقلابها دانست و افزود: ایشان هوشمندی ذاتی و عمق مطالعات تاریخی درباره مبارزات ملتها داشت. ایشان از اولین کسانی بودند که منابع مربوط به جریانات انقلابی منطقه، از جمله آثار سید قطب را ترجمه کردند بدون آنکه تحت تأثیر تفکرات اخوانی باشند. ایشان شخصیتی تربیتیافته در مکتب اهلبیت(ع) و برخاسته از متن حوزههای علمیه ایران بودند. ایشان با تکیه بر سابقه مبارزاتی عمیق زعمای شیعه و آشنایی با شخصیتهای برجسته مبارز شیعی، نیازی به اخذ مبانی از دیگران نداشتند بلکه هدفشان آشنا کردن جوانان با جریانات انقلابی جهان اسلام بود، علیرغم تمامی تفاوتهایی که در مبانی و روشها با آن جریانات داشتند. به نظر من، سیره اهلبیت(ع) و عمق مطالعاتی، دو رکن اصلی این هوشمندی بودند.
شناخت ذات وحشی غرب از میان سطرهای ادبیات
حقانی با اشاره به تسلط رهبر شهید به تاریخ و فرهنگ غرب به بیان گستره مطالعاتی ایشان پرداخت و گفت: ایشان ادبیات غرب، اعم از بلوک شرق و کشورهای لیبرالیستی را مطالعه میکردند. ایشان حتی از خلال تماشای آثار تصویری نیز به تحلیل لایههای اجتماعی غرب میپرداختند. به نقل از یکی از فرزندان ایشان، رهبر شهید سریال فرار از زندان را سه بار تماشا کرده بودند. ایشان با دقت در این اثر، آشفتگی ساختاری و مناسبات پلید آن جامعه را تحلیل میکردند. ایشان اگرچه سفرهای طولانیمدت به غرب نداشتند، اما تمامی رمانهای برجسته روسی و اروپایی را خوانده بودند. برخلاف بسیاری که صرفاً برای سرگرمی فیلم میبینند، ایشان از دل یک اثر هنری به فرهنگ، وضعیت اجتماعی و لایههای سیاسی یک جامعه دسترسی پیدا کرده و آن را تحلیل میکردند. رهبر شهید با مطالعه نشریات و مقالات غربی، ذات توحش مدرن را به خوبی شناخته بودند. البته دستاوردهای علمی و سختکوشی تمدن غرب را به عنوان نکات مثبت میدیدند، اما در مبانی، بر اساس آموزههای قرآنی و مطالعات تاریخی، غرب را کاملاً میشناختند. همین شناخت عمیق باعث شد در طول دوران رهبری، ایران را در برابر توطئههای غربی مستحکم کنند.
پرورشیافته مکتب اهل بیت(ع) و مقتدر در برابر قدرت مادی غرب
موسی حقانی با بیان اینکه رهبر شهید ضعف قوای نظامی و بنیه اقتصادی را عامل شکست ایران در قرن نوزده میدانست، افزود: ایشان در تقویت توانمندیهای نظامی شاهکار کردند. آنچه امروز شاهد هستیم، ایستادگی در برابر جبهه استکباری شامل آمریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان منطقهای و پنهان آنهاست. همانطور که رهبر انقلاب در پیام سوم خود به این موضوع اشاره کردند. این دستاورد حاصل شناخت دقیق ایشان از ضعفهای تاریخی ماست. متأسفانه پس از شکست در جنگهای ایران و روس، بسیاری از رجال سیاسی مرعوب غرب شدند. البته معتقدم آن شکست بیش از آنکه نظامی باشد، شکستی در عرصه جنگ نرم و ناشی از نفوذ و خیانت بود. رهبر شهید با مطالعه دقیق وقایع تاریخی و سیره مبارزاتی، هرگز مرعوب قدرتهای مادی نشدند. برخلاف کسانی که تنها شکستها را میبینند و به تئوری توطئه پناه میبرند، ایشان با تکیه بر مبانی توحیدی و شناخت راه مقابله، موضعی مقتدرانه اتخاذ کردند. ایران در برابر غرب دارد ضعف نظامی داشت و این دلیلی مضاعف بود تا رهبر شهید انقلاب که فرمانده کل قوا بودند، ارتباط مستمر و نزدیک خود را با میدان حفظ کنند.
حقانی افزود: نکته دیگر، شناسایی ضعف اقتصادی ایران بود. رهبر شهید به مدت سی سال بحث اقتصاد مقاومتی را مطرح کردند؛ زیرا میدانستند چگونه باید توانمندی اقتصادی را در کشور و در میان متحدان ایجاد کرد. متأسفانه برخی دولتها و جریانات غربگرا در این مسیر با ایشان همراهی نکردند، با این حال اقتصاد ایران علیرغم تحریمهای بیسابقه، از فروپاشی مصون ماند و استوار ایستاد. امیدواریم راه ایشان در این زمینه با قوت ادامه یابد.
پیوند میان آگاهی تاریخی و کنش انقلابی
حقانی تکلیف دانستن عمل انقلابی را ویژگی تاثیرگذار در زندگی رهبر شهید انقلاب عنوان کرد و گفت: در آن زمان بسیاری به ایشان توصیه میکردند که برای ادامه تحصیل به نجف بروند تا با تکیه بر جاذبه شخصیتی و بنیه علمی، در آینده تأثیرگذارتر باشند. اما رهبر شهید تحت تأثیر منطق شهید نواب صفوی مبنی بر اینکه اسلام در این برهه به سرباز و رزمنده نیاز دارد، ماندن و مبارزه کردن را برگزیدند. این روحیه، جاذبهی بسیاری برای جذب نیرو داشت. البته در بررسی شخصیت رهبر شهید باید تأکید کنم که اگرچه نواب صفوی جرقه اولیه را در ذهن ایشان زد، اما ایشان در مقام عمل بسیار فراتر رفتند و به شخصیتی بدل شدند که در مکتب امام خمینی(ره) و آموزههای اهلبیت، جهان را تحت تأثیر تکاپوهای سیاسی و فرهنگی خود قرار دادند.
در ادامه رییس پژوهشکده تاریخ معاصر در خصوص رهبر معظم، آیتالله سید مجتبی خامنهای هم گفت: ایشان تحت تأثیر پدر بزرگوارشان، علاقه وافری به مطالعات تاریخی دارند. بنده برخی منابع را که خدمت ایشان تقدیم میکردم، با دقت مطالعه میکردند و حتی در موارد متعددی به نکات بسیار ریز و خاصی از آن منابع اشاره میکردند که نشاندهنده دقت نظر ایشان است.
تاریخ نگاری انقلابی مدیون رهبر شهید است
حقانی ادامه داد: من تاریخنگاری انقلابی و تحول در این عرصه پس از پیروزی انقلاب را مدیون رهبر شهید میدانم. تأکیدات ایشان بر مطالعات تاریخی بینظیر است. اگرچه امام خمینی(ره) پایه این حرکت را بنا نهادند، اما پرورش و شکوفایی جریان تاریخنگاری در ایران مدیون تلاشهای ایشان است. ایشان تاریخ را یک دانش راهبردی میدانند. تعبیری که من از هیچ استاد دانشگاه یا پژوهشگر تاریخ نشنیدهام. ایشان در بیانیه گام دوم انقلاب تصریح میکنند که تاریخ، دانشی راهبردی است. چرا که به انسان قدرت درک گذشته و پیشبینی آینده را میدهد و اصول کلانی را برای طراحی راهکنشها و برنامههای کلان فراهم میآورد. نکتهی دیگر درباره روش تاریخنگاری است. ایشان تأکید داشتند که تاریخنگار نباید دچار زکام باشد. مقصود ایشان این بود که اگر پژوهشگر تنها وقایع روی صحنه را ببیند و از درک پشتپردهها و روح جریانات ناتوان باشد، یعنی قدرت استشمام سیاسی نداشته باشد، نمیتواند روایت درستی از تاریخ ارائه دهد.












