یادداشت مهمان_ امیرحسین قاسمی، مدیرعامل موسسه همیاری؛ تصمیم اخیر اتاق اصناف ایران مبنی بر ممنوعیت فروش سیگار بهصورت نخی، بار دیگر موضوع کنترل مصرف دخانیات و بهویژه پیشگیری از گرایش نوجوانان به سیگار را در کانون توجه افکار عمومی قرار داده است. هرچند این تصمیم بهتنهایی نمیتواند معضل مصرف دخانیات را حل کند، اما در صورت اجرای صحیح، میتواند یکی از حلقههای مهم زنجیره پیشگیری از مصرف سیگار در میان نسل جوان باشد.
بر اساس آمارهای رسمی، سالانه حدود ۷۲ میلیارد نخ سیگار در ایران مصرف میشود و تعداد مصرفکنندگان دخانیات به حدود ۱۳ تا ۱۵ میلیون نفر میرسد. در این میان، مطالعات مختلف نشان میدهد که حدود ۹ درصد نوجوانان ایرانی به مصرف سیگار روی آوردهاند و شمار نوجوانان سیگاری در کشور به چند صد هزار نفر میرسد. این آمارها زنگ خطری جدی برای نظام سلامت و آینده اجتماعی کشور محسوب میشود.
فروش نخی سیگار یکی از عوامل تسهیلکننده ورود نوجوانان به مصرف دخانیات است. نوجوانی که توانایی یا تمایل خرید یک بسته کامل سیگار را ندارد، میتواند با هزینهای اندک تنها یک یا چند نخ سیگار تهیه کند و نخستین تجربه مصرف را رقم بزند. در واقع فروش نخی، آستانه ورود به مصرف را کاهش میدهد و دسترسی به سیگار را آسانتر میکند. از همین رو بسیاری از کشورها سالهاست فروش تکی سیگار را ممنوع کردهاند و سازمان جهانی بهداشت نیز چنین محدودیتی را در چارچوب سیاستهای کنترل دخانیات توصیه میکند.
با این حال، نباید تصور کرد که ممنوعیت فروش نخی بهتنهایی موجب کاهش چشمگیر مصرف سیگار در میان نوجوانان خواهد شد. تجربه جهانی نشان داده است که موفقیت در کنترل مصرف دخانیات نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ و مکمل است. اگر فروشندگان همچنان به افراد زیر سن قانونی سیگار بفروشند، اگر قیمت سیگار پایین باقی بماند و اگر نظارت مؤثری بر اجرای قوانین وجود نداشته باشد، تأثیر چنین تصمیماتی محدود خواهد بود.
کارشناسان حوزه سلامت معتقدند مؤثرترین ابزار برای کاهش مصرف دخانیات، افزایش مالیات و قیمت سیگار است. نوجوانان به دلیل محدودیت منابع مالی، نسبت به افزایش قیمت حساسیت بیشتری دارند و همین موضوع احتمال شروع مصرف یا ادامه آن را کاهش میدهد. در کنار آن، اجرای جدی ممنوعیت فروش به افراد زیر ۱۸ سال، بازرسی مستمر واحدهای صنفی و اعمال جریمههای بازدارنده از اهمیت ویژهای برخوردار است.
از سوی دیگر، نقش آموزش و فرهنگسازی نباید نادیده گرفته شود. آموزش مهارتهای زندگی، توانایی «نه گفتن» به فشار همسالان، تقویت اعتماد به نفس و آگاهیبخشی درباره پیامدهای مصرف دخانیات میتواند نوجوانان را در برابر وسوسه مصرف مقاومتر کند. همچنین خانوادهها نقش تعیینکنندهای در این زمینه دارند؛ خانهای که در آن مصرف سیگار عادی تلقی میشود، ناخواسته زمینه گرایش نوجوانان به دخانیات را فراهم میکند.
امروزه بسیاری از متخصصان سلامت عمومی بر این باورند که پیشگیری از مصرف سیگار صرفاً یک موضوع بهداشتی نیست، بلکه مسئلهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی است. بنابراین موفقیت در این حوزه نیازمند همکاری دولت، نظام آموزشی، رسانهها، خانوادهها و اصناف است.
ممنوعیت فروش نخی سیگار را باید گامی مثبت و ضروری دانست؛ گامی که میتواند مسیر دسترسی نوجوانان به دخانیات را دشوارتر کند. اما اگر این اقدام با افزایش مالیات بر دخانیات، نظارت جدی بر فروش به افراد زیر سن قانونی، آموزشهای پیشگیرانه در مدارس و تقویت فرهنگ سلامت همراه نشود، نمیتوان انتظار داشت که به تنهایی تحولی اساسی در کاهش مصرف سیگار ایجاد کند. مبارزه با دخانیات یک پروژه کوتاهمدت نیست؛ سرمایهگذاری بلندمدتی است برای حفظ سلامت نسل آینده کشور.













