اقتصادآنلاین، آرمان هنرکار؛ بازار سهام با سرعت بسیار زیادی در ایران در حال رشد است اما پرسشی که در این میان باید مطرح کرد این است که با امضای این توافق میان ایران و آمریکا، بازار سهام ایران تا کجا قرار است رشد کند؟
در همین رابطه، پوریا رفیعی کارشناس بازار سرمایه در گفت و گو با اقتصادآنلاین معتقد است: «برخی میگویند با امضا یادداشت تفاهم، ما ۶۰ روز یعنی تا پایان جام جهانی فرصت دریافت سود از بازار را داریم، اما من مخالفم و معتقدم این روند طولانیتر است. پس از جام جهانی نیز انتخابات آمریکا و مواردی دیگری را پیش رو داریم که رشد بازار را تا آبان ماه ادامه میدهد.»
مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید.
****
*آقای رفیعی؛ بازار از زمان بازگشایی تا به امروز که توافق ایران و آمریکا امضا شد، روند صعودی در پیش گرفته است. این رشد بازار تا کجا ادامه دارد؟
روند فعلی را که در بازار وجود دارد، میتوانیم متصل به انباشتگی تقاضا در دی ماه سال گذشته بکنیم. تا پیش از دی ماه، واردات شرکتها و تولید و فروش آنها مبتنی بر ارز ترجیحی بود و امروز که صورت مالی شرکتها را میخوانیم، میتوانیم به وضوح ببینیم که سود این شرکتها به همین علت بسیار افزایش پیدا کرده است.
اگر خاطرتان باشد در آبان و آذر نیز آزادسازی نرخ روغن صورت گرفت و همین مورد درآمد شرکتها از محل فروش این محصول را چندین برابر کرد.
*ارز ترجیحی هم که ۱۴ دی ماه حذف شد…
دقیقا همین مورد، عامل افزایش درآمدها و در ادامه افزایش سود شرکتها شد. این را هم فراموش نکنیم که در چند ماه منتهی به ۱۴ دی ماه نیز تخصیص ارز به شکل بسیار محدود وجود داشت. حتی گروه مدلل نیز از این مورد گله کرده بود و توانست در امتداد این موضوع نرخ کنجاله و ذرت را افزایش دهد.
همانطور که گفتم با حذف ارز ترجیحی، سود شرکتها بسیار افزایش پیدا کرد و اگر بخواهیم بسیار ساده نیز این موضوع را نگاه کنیم، زمانی که شرکتها فروششان افزایش پیدا میکند، نسبت P/S آنها کاهش پیدا میکند. زمانی که این نسبت به محدودههای پایینی میرسد، درآمدهای حاصل از فروش، وارد شرکت شده و قدرت توسعه و رشد این شرکتها را افزایش میدهد.
*البته این نکته را هم نباید نادیده گرفت که صرفا موجب رشد و توسعه یک شرکت نمیشود…
بله دقیقا همینطور است، زمانی که منابع مالی در یک شرکت افزایش پیدا میکند این شرکت به دنبال توسعه خواهد بود و در سایر صنایع نیز وارد میشود، مواردی را خریداری میکند برای مصرف خود شرکت و در مواردی نیز سرمایهگذاری میکند.
به عنوان مثال در یک شرکت غذایی زمانی که منابع مالی حاصل از فروش افزایش بسیاری پیدا میکند در ادامه میتوانیم شاهد سرمایهگذاری این شرکت در صنعتی مانند خودرو یا فولاد باشیم. همچنین این روند محدود به همین زمان نخواهد بود و ادامه خواهد داشت. همانطور که امروز شاهد بودیم که افزایش منابع مالی باعث میشود که شرکت پتروشیمی شیراز که در زمان جنگ آسیب دیده بود نیز بازگشایی میشود و با فاصله قیمتی ۴۵ درصدی نسبت به ۶ اسفند بر سر خرید آن رقابت وجود داشت.
*با توجه به رقابت شدید برای خرید سهام در بازار و صفهای خرید سنگین، به نظر میرسد بازار به مرور مقداری از محدوده ارزندگی گذر کند. نظر شما چیست؟
ببینید P/E تحلیلی بازار الان در محدوده ۴.۸ قرار دارد که اگر بخواهیم این عدد را به نسبت نرخ بهره فعلی در کشور بررسی کنیم، شاید خیلی جذاب به نظر نرسد. اما تا زمانی که فشار خرید وجود دارد و تک سهمها مسیر خود را از کلیت بازار جدا میکنند، میتوانیم تحلیل کنیم که حتی سهمهایی که Overvalue شدند از منظر P/e نیز همچنان میتوانند جذاب باشند.
*در تحلیل شما اگر «فملی»، «شپدیس»، «شستا»، «وبملت»، «خودرو» و سایر شرکتهای بزرگ Overvalue بشوند نیز باز برای مخاطبان جذاب خواهند بود؟ و به نظر شما آنها باز هم ارزش خرید دارند؟
قطعا؛ ببینید، من به عنوان یک مدیر پرتفوی ترجیح میدهم که سهم بنیادی Overvalue را خریداری کنم که تقاضا برای آن در بازار وجود داشته باشد تا یک سهم undervalue که تقاضا برای آن پایین است. به این معنی که من همچنان «فملی» میخرم حتی با اینکه p/e فوروارد ۵ آن با توجه به نرخ بهره جذابیت چندانی ندارد، همینطور «وبملت» نیز با اینکه فقط سود کاغذی دارد خریداری میکنم چراکه تقاضا برای آن وجود دارد.
*در خصوص بانک ملت اگر خاطرتان باشد بسیاری از کارشناسان بر روی سود حاصل از تغییر نرخ تسعیر آن تاکید داشتند و میگفتند اگر بازگشایی شود یک مسیر صعودی شدیدی را طی خواهد کرد، شاید بخش بسیار زیادی از حجم معاملات چند میلیاردی روزانه آن نیز منشعب از همین اخبار باشد.
بله بر روی چنین مواردی مانور بسیار زیادی داده شد و همین مورد حجم معاملات آن را به میزانی بالا برد که در چند روز گذشته به میزانی حجم معاملات آن بالا رفت که گفتند سهام «وبملت» یک دور دست به دست شد.
حقیقت اینکه در خصوص این شرکتها شما دارید یک برند را خریداری میکنید و نه یک سهم عادی. این مورد در بازار ما بسیار شباهت دارد به بیتکوین در بازار رمز ارزها، بسیاری که این رمز ارز را خریداری میکنند شاید ندانند اصلا پشتوانه بیت کوین و روندهای تکنیکالی آن چیست، اما تبدیل به یک برند شده و آن را خریداری میکنند. همانطور که سرمایهگذاران در ایران، «شبندر» را به عنوان یک برند خریداری میکنند.
زمانی که برای سهامی، تقاضا زیادی وجود دارد و به زبان ما بازاریها «پشتش پول نشسته»، من هم سوار موج تقاضا میشوم، اما حواسم را جمع میکنم که از این موج پایین نیافتم و به موقع از این سهم خروج میکنم.
*پس از نظر شما تقاضا همچنان ادامه دار خواهد بود؟
بله، با توجه به اینکه هنوز بسیاری از افراد نتوانستند به علت صف خریدهای سنگین، سهام را به سبد دارایی خودشان اضافه کنند و به عبارتی «نقد هستند»، این موج هم ادامه دار خواهد بود. هفته گذشته و فردای حمله آمریکا به ایران، فرصتی برای خرید ایجاد شد و بسیاری از افراد استقبال کردند.
فردی که از بازار سهام جامانده، هر روز سرخطی میزند تا بالاخره بتواند به مطلوب خود برسد و سود لازم را از سهام دریافت کند. برای این افراد مهم نیست که سهمی که خریداری میکنند Overvalue هست یا خیر. اگر دقت کنید حتی تاپیکو هم صف خرید است، در صورتی که اگر پرتفوی آن را نگاه کنید متوجه میشوید بخش بزرگی از آن در جنگ آسیب دیده است.
اما این مورد برای خریداران سهم اهمیتی ندارد. حتی من معتقدم فولاد مبارکه هم مثبت باز خواهد شد.
*به نظرتان روند صعودی تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
برخی میگویند با امضا یادداشت تفاهم، ما ۶۰ روز یعنی تا پایان جام جهانی فرصت دریافت سود از بازار را داریم، اما من مخالفم و معتقدم این روند طولانیتر است. پس از جام جهانی نیز انتخابات آمریکا و مواردی دیگری را پیش رو داریم که رشد بازار را تا آبان ماه ادامه میدهد.
ضمن اینکه برآورد من از کنشهای دو طرف جنگ این است که آنها معتقدند نمیتوانند با جنگ به نتیجه مطلوبشان برسند و در ادامه این روند، توافقی که امضا شد به نفع اقتصاد ایران تمام خواهد شد.
با برداشته شدن محاصره تنگه هرمز کشورها میتوانند مواد اولیه خود را وارد کنند و نرخ ارزی واقعیتر میشود مگر اینکه ذخایر ارزی برای تثبیت ارز آزاد شود که در هر دو صورت به نفع بازار تمام خواهد شد.
*پس همه چیز به نفع بورس تمام میشود؟
بله اگر نرخ بهره کاهش پیدا کند، به نفع بورس است. اگر قیمت ارز در بلند مدت کاهش پیدا کند به نفع بورس است چرا که با کاهش قیمت مواد اولیه، توانایی تولید شرکتها و سودسازی آنها افزایش پیدا می کند. البته این حجم از آسیبی که شرکتها دیدند را نمیتوان نادیده گرفت و باید دید که دقیقا چه اتفاقی برای شرکت فولاد مبارکه رخ داده و یا مبین و فجر چه میزان زمانی نیاز است تا خط تولیدشان مجدد راهاندازی شود.
*شاخص کل به عنوان پارامتری که نمیتوان آن را نماینده کل بازار سرمایه دانست، اما همیشه مورد توجه سرمایهگذاران بوده از نظر شما تا کجا رشد میکند؟
باید نگاه کنیم که نقدینگی موجود تا چه زمانی رغبت به خرید دارد، از منظر تکنیکالی نیز رشد شاخص نمیتواند مادامالعمر تداوم داشته باشد و نقاطی وجود دارد که اگر شاخص به آن برخورد کند، عرضهها گسترش پیدا میکند و به نوعی میتوان گفت رسیدن زود هنگام شاخص به آن نقطه ما را در موقعیت خطرناکی قرار میدهد.
البته در حال حاضر نظر بازارساز بر این است که صفهای خرید فعلا با قدرت وجود داشته باشد. همچنین تکنیکالیستها معتقدند شاخص کل تا ۵ میلیون و ۶۰۰ هزار واحد نیز رشد میکند و سپس مدتی روند کاهشی در پیش میگیرد.
*شما هم شاخص کل بورس را نمادی از عملکرد کل بازار نمیدانید. با این حساب، ارزش دلاری بورس را تا آبان ۱۴۰۵ چگونه میبینید؟
شاخص کل را نماینده کل بازار سهام نمیدانم، بلکه ارزش دلاری بازار بسیار روند بهتری از تغییرات داخل بورس به ما میدهد. در حال حاضر ارزش دلاری بازار سرمایه، ۹۴ میلیارد دلار است و حداقل در کوتاه مدت این عدد از ۱۰۳ میلیارد دلار دی ماه ۱۴۰۴، عبور میکند. تا آبان ماه نیز با در نظر گرفتن سناریو توافق، ارزش دلاری بازار سرمایه وارد کانال ۱۳۰ میلیارد دلار میشود.
هرچند که بعید به نظر میرسد و غیر منطقیست که دلار به زیر ۱۶۰ هزار تومان برگردد و در صورت رخ دادن، خیلی سریع افزایش پیدا میکند و مجددا وارد کانال ۱۶۰ میشود. اما در صورت چنین اتفاقی، میتوان ارزش دلاری ۱۳۰ میلیاردی را که گفتید زودتر از آبان ماه هم مشاهده کرد. این را هم باید در نظر گرفت که پایین آمدن قیمت دلار به نفع همه مردم است، اما ریزش ناگهانی آن، تولید را با مشکل مواجه میکند.
زمانی که قیمتها افزایش پیدا میکند چسبندگی قیمت دیگر اجازه نمیدهد کالاها از یک رقمی پایینتر به فروش برسند، اما در مورد خودرو که مثلا با دلار ۲۰۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است میتوانیم این مورد کاهش قیمت را شاهد باشیم.
توضیح ساده شده آن میشود اینکه وقتی محصول نهایی تولید شده با مواد اولیه دلاری ۱۷۵ هزار تومان تهیه شده و ناگهان دلار به ۱۲۰ هزار تومان سقوط پیدا میکند، تولید کننده نمیتواند محصول نهایی را که از پیش تولید کرده را به این میزان دچار کاهش قیمت کند. در صورتی که فردی که تازه کالایی را تولید کند میتواند به این میزان ارزانتر بفروشد و همین مورد تولید کننده اول را دچار زیان میکند و اثر ناشی از این اتفاق در صورتهای مالی شرکتهای بورسی هم اثرگذار خواهد بود.
*بهترین پرتفوی سرمایهگذاری از منظر شما برای ۱۴۰۵ و در سناریو توافق برای سرمایه گذاران خرد چیست؟
از منظر من باید در پرتفوی سرمایهگذاری، ۶۰ درصد سهام وجود داشته باشد که این ۶۰ درصد باید بین ۶ صنعت بانکی، پالایشی، سیمانی، زراعت، غذایی و دارو تقسیم شود.
۲۰ درصد از کل پرتفوی نیز باید آپشن سهام سرمایهگذاری شود و ۲۰ درصد دیگر نیز در آپشن طلا.











