• امروز : شنبه, ۲۳ خرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 13 June - 2026
امروز 119

تیتر به‌روزترین اخبار

واکنش ترامپ به توییت نخست‌وزیر پاکستان درباره توافق توقف پرداخت تسهیلات تکلیفی 4درصدی از تاریخ 31اردیبهشت شرایط جدید تغییر رشته در پایه‌های دهم و یازدهم مدارس/ جزئیات دانش‌آموزان دوباره نگران شدند؛ آیا امتحانات نهایی قربانی تعطیلی احتمالی تهران می‌شود؟ واکنش دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصمیم‌گیری درباره کنکور سال آینده ضرب و شتم کارگران ایرانی در ترکیه / مطالبه دستمزد به درگیری خونین ختم شد شناخت (Cognition) چیست ؟ هشدار درباره شب‌بیداری‌های کنکوری آخرین وضعیت ترافیکی و جوی محورهای مواصلاتی کشور / ترافیک سنگین در این محورها گزارش شده است هیجان در اوج؛ ۱۰ مسافرِ مرحله نهایی «خانه دلخواه پاکشوما» مشخص شدند! زورگیر پایتخت دستگیر شد رد پای مافیای دارو در پلتفرم‌ها پیدا شد / ناصـرخسرو مجازی راه افتاد کابوس کنکور به پایان می‌رسد؟ / آزمون جامع جایگزین سوابق تحصیلی می‌شود زنگ خطر کم‌بارشی در کشور / دمای هوا از نرمال عبور می‌کند چگونه اضطراب مالی کودکان را مهار کنیم؟+ اینفوگرافی قوانین جدید تغییر رشته اعلام شد / شرط عجیب حذف سابقه تحصیلی دهمی‌ها وضعیت بورس تهران امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ / شاخص کل ۹۷ هزار واحد جهش کرد یادداشت اسلام‌آباد، نفت را زمین‌گیر کرد | سقوط برنت به کف ۱۰۰ روزه سناریوهای پیش‌ روی صنایع بورسی و بازار سرمایه / نقطه عطف بورس چیست؟ خیز تاریخی بورس / تقاضای سنگین شاخص را بالا کشید شاخص کل بورس بیش از ۲ درصد رشد کرد | بازار در تسخیر خریداران قیمت تتر، اتریوم و بیت‌کوین امروز شنبه ۲۳ خرداد | بازار در حالت احتیاط قیمت دلار لحظه‌ای چقدر است؟ | منبع معتبر برای نرخ روز کجاست؟ حمایت سازمان ملل از رانندگان تاکسی‌ها و پیک‌های اینترنتی / یک توافق تاریخی طرز تهیه نوشیدنی معجزه آسا برای کاهش وزن سریع مواد غذایی فاسد در بوشهر کشف و معدوم‌سازی شد کتی که هوا را به آب آشامیدنی تبدیل می کند! پسماند؛ معضل جدی در چهارمحال و بختیاری فراخوان یازدهمین دوره جشنواره ملی پوشاک «بومتن» منتشر شد هنرمندی که معجزه‌آسا در جنگ نجات یافت کودکان کار گیلان زیر ذره‌بین؛ وقتی مردم جای خالی را پر می کنند آخرین و بروزترین قیمت سکه و طلا امروز شنبه ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ + جدول قیمت طلا و سکه امروز شنبه 23خرداد 1405/ کاهش قیمت ها + جدول و جزئیات قیمت یورو امروز شنبه 23خرداد 1405/ ریزش شدید قیمت + جدول و جزئیات قیمت طلای 18عیار امروز شنبه 23خرداد/ کاهش شدید قیمت + جدول و جزئیات هشدار درباره شب‌بیداری‌های کنکوری؛ افت یادگیری در کمین دانش‌آموزان مناجات و توسل به امام زمان(عج) در سوگ رهبر شهید انقلاب سرلشکر عبدالهی: دنیا به زودی طنین پیروزی ایران را خواهد شنید یک اقتصاددان: بازسازی در پساجنگ، فقط تأمین مالی نیست روانبخش: راه پیروزی ایران در برابر دشمن، مقاومت و افزایش تاب‌آوری است انتصاب مدیران جدید معاونت امور مجلس ریاست جمهوری مهاجرانی: «لامرد» نام زخمی است که بر وجدان بشر نشسته است معمای مذاکرات؛ واشنگتن نیازمند توافق است یا تهران؟ آملی لاریجانی: خون مطهر شهدا منجر به تقویت وحدت ملی شد نامه‌ای به یاد پدر شهید؛ اهدای انگشتر به فرزند شهید سید مصطفی میرغفاری فردا جلسه وبیناری مجلس با وزرای علوم و آموزش و پرورش برگزار می‎‌شود پیام تسلیت قالیباف در پی درگذشت پدر نماینده مبارکه امضای تفاهم، پایان راه نیست؛ مذاکرات در پیچ دشوار اعتماد ملت ایران با فرهنگ عاشورا نقشه‌های دشمن را ناکام گذاشت کاسبان جنگ | روسیه چگونه از بحران ایران و آمریکا نفع می‌برد؟

1

هنرمندی که معجزه‌آسا در جنگ نجات یافت

  • کد خبر : 104466
  • 13 ژوئن 2026 - 15:03
هنرمندی که معجزه‌آسا در جنگ نجات یافت

انفجار مهیبی در جنگ، ساختمان محل سکونت هنرمندان جوان را ویران کرد ولی محمد جواد با خاطراتی سنگین از زیر آوار، تنها بازمانده این حادثه است که معجزه‌آسا نجات یافت.

به گزارش خبرگزاری مهر، شهر نوشت: ساعت حدود ۱۰:۳۰ دقیقه صبح بود؛ ساعتی که هنوز گرمای روز به جان شهر ننشسته است. چند روزی از جنگ می‌گذشت و زندگی در یک خانه‌ دو واحدی چهارطبقه در تقاطع خیابان ملک الشعرای بهار و طالقانی، تقریبا با ریتمی معمولی و آشنا جریان داشت. اما در همان لحظه‌ای که گفت‌وگوی روزمره درباره خرید نان، تخم مرغ، روغن برای تهیه صبحانه ادامه داشت، ناگهان همه چیز از مدار عادی خود خارج شد و آنچه باقی ماند، تنها آوار، دود، سکوت و تکه‌های شکسته‌ای از زندگی بود که در هوا معلق ماند.

محمدجواد، متولد سال ۱۳۷۸، یکی از ساکنان ساختمانی است که ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ مورد هدف موشک آمریکا و اسرائیل قرار گرفته. عینکی بر چشمانش دارد و تیپ و استایلش هنری است. با او در محل اسکان آسیب دیدگان جنگ در هتل هویزه آشنا شدم. محمد جواد با چهره‌ای که اکنون نشانه‌های عریان حادثه را بر خود دارد و جای بخیه‌های پیاپی در صورتش فریاد می‌زند، آن صبح تلخ را چنین روایت می‌کند:

«لحظه‌ای پیش از انفجار، محمد برای خرید از خانه بیرون رفته بود. مهدی نیز در اتاق حضور داشت. ما سه نفر مدتی بود که با هم زندگی می کردیم. محمد در خیابان با من تماس گرفت و گفت فلان کالا گران شده و در مورد تقسیم هزینه‌های زندگی حرف می‌زدیم. هنوز چند ثانیه از این گفت‌وگو نگذشته بود که صدای انفجاری مهیب، شیشه ها را در هم شکست و محمد گفت یک جا را حوالی خانه زدند، گفتم نگران نباش فقط شیشه‌ها شکست. زود بیا خانه، بیرون خطرناک است بعدا در مورد هزینه ها مفصل صحبت می‌کنیم. اما چند ثانیه بعد، انگار جهان فرو ریخت. تماس تلفنی نیمه تمام ماند و احساس کردم همه چیز منفجر شد…

زمین زیر پاهایم خالی شد. میان طبقات گرفتار شده بودم با درب یخچالی که بر سینه‌ام سنگینی می‌کرد. یک قطعه‌ بزرگ آهنی پاهایم را در بند گرفته بود. موهایم بلند و در لابه لای خاک، خاکستر و آوار، همچون تارهای عنکبوت گیر افتاده بود. در آن تاریکی فشرده و نفس گیر، تنها نشانی از حیات، صدای ناله مهدی بود که از جایی نامعلوم به گوش می‌رسید؛ صدایی که در میان خرابه‌ها می‌لغزید و هیچ چهره‌ای به آن متصل نبود. در همان لحظات، تمام بیست و هفت سال زندگی‌ در برابر دیدگانم مرور شد. نفس‌هایم کوتاه و کوتاه‌تر شده بود. شهادتین می‌خواندم و لحظاتی گمان کردم که دیگر از این جهان رفته‌ام اما ناگهان صدایی دور و نزدیک من را فراخواند؛ صدایی که می‌گفت: «آقا… آقا…» و همین صدا، شاید آخرین رشته‌ای بود که من را به زندگی بازگرداند.

امدادگران، با دستگاه برش و ابزارهای نجات، آهن سنگین را از روی پاهایم برداشتند. فکر کردم پاهایم قطع شده، من را با درد و رنج بسیار از دل آوار بیرون کشیدند. سپس به بیمارستان فیروزگر منتقل شدم، جایی که بخیه‌ها بر صورتم نشست و جراحی دیگری نیز انجام گرفت. با این همه، پزشکان هشدار دادند که کاسه چشمم دچار ترک شده و باید برای ادامه درمان به بیمارستان فارابی منتقل شوم. ضعف بینایی که پیشتر نیز با آن زندگی می‌کردم، پس از این حادثه تشدید شد.

از موج انفجار تا سمفونی آوار؛ هنرمندی که معجزه‌آسا در جنگ نجات یافت

خبر این فاجعه دیرتر از آن رسید که خانواده‌ام بتوانند من را بیابند یا صدایم را بشنوند. روز نخست، در شرایطی نبودم که بتوانم تماس بگیرم و همین سکوت، نگرانی را در دل پدر و مادرم تشدید کرده بود. پدرم بعدا گفت که از طریق یکی از خبرگزاری‌ها و با دیدن خبری درباره اصابت به خانه ای در خیابان بهار، به ماجرا پی برده است. مادرم نیز با شماره گیری پی در پی دوستان و آشنایان، در جست و جوی اثری از من بوده تا سرانجام از راه دوستی در شیراز، از سلامت نسبی من با خبر شده است.»

هر چند آن شب، تماس محمدجواد با مادرش، پایان ساعت‌های اضطراب و آغاز آغوشی آکنده از ترس و شکر بوده است اما فاجعه تنها به زخم های او محدود نماند. روز بعد، حقیقتی سنگین‌تر روشن شد مهدی شهید شده بود و البته محمد، دیگر دوست ساکن آن خانه که بیرون بود در سلامت است. محمد جواد در ادامه، ماجرای پیش آمده را اینچنین بیان داشت: «محمد گفته بود که هنگام بازگشت از خرید، صدای انفجار را شنیده و وقتی نزدیک‌تر شده، مشاهده کرده که دیگر چیزی از خانه باقی نمانده. خودش می‌گوید یک ربع با کیسه های خرید کنار کوچه ایستاده بود.

همچنین از آن خانه چهار طبقه دو واحدی، ۱۰ نفر به شهادت رسیدند؛ خانه ای که تا ساعتی پیش از آن، مأمن دوستی، هنر و زیستن بود، به صحنه ای از ویرانی بدل شد. آواربرداری از آن ساختمان چند روز به طول انجامید. ویرانه ها، نه فقط دیوار و آهن و خاک، که خاطرات و نشانه های زندگی را نیز در خود بلعیده بودند. به بازماندگان گفته شد اگر وسیله ای سالم مانده، می توانند آن را بردارند؛ اما در عمل، چیزی جز تکه هایی از اندوه باقی نمانده بود. هرچه زمان می گذرد، حال و روز من و محمد بدتر می‌شود؛ چرا که بعضی زخم‌ها، اگرچه بر پوست بخیه می‌خورند، اما در جان و حافظه خاموش نمی‌شوند.»

حالا، حدود ۳ ماه از آن روز می‌گذرد و محمد جواد خود این تجربه را چیزی میان یک فیلم تلخ و صحنه‌ای دارک و سینمایی می‌داند؛ فیلمی که با آکوردهایی عجیب آغاز شد و هنوز در ذهنش ادامه دارد. پس از چند روز، او به اردستان رفت؛ جایی که خانواده و اقوامش در آنجا زندگی می‌کنند. اما رفتنش به شهرستان موقتی بوده و در نهایت، با همکاری شهرداری تهران، او و محمد در هتل هویزه اسکان یافتند؛ مکانی موقت برای ادامه روزهایی که دیگر هیچ شباهتی به پیش از حادثه ندارند. اکنون محمدجواد و محمد و دوستانش، که همگی دستی در هنر، موسیقی، تئاتر و مستندسازی دارند، می کوشند تا این تجربه سهمگین را در قالب مستند یا فیلمی هنری بازآفرینی کنند؛ نه فقط برای روایت یک انفجار، بلکه برای ثبت لحظه‌ای که در آن، زندگی به آوار بدل شد و آوار، به حافظه‌ای ماندگار.

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=104466

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.