خبرگزاری تسنیم ـ سپیده سپهری| استان گلستان را میتوان یکی از نمونههای قابل توجه تنوع طبیعی و کشاورزی در شمال کشور دانست. استانی که از جنگل و کوهستان تا دشت و زمینهای کشاورزی گسترده شده و در کنار تنوع اقلیمی، محصولات متنوعی نیز در آن تولید میشود. با این حال، بخش مهمی از این ظرفیت هنوز در برنامههای گردشگری استان جایگاه مشخصی پیدا نکرده است.
در سالهای اخیر، توجه به گردشگری کشاورزی در کشور بیشتر شده و در برخی مناطق نیز مزارع و مجموعههایی تلاش کردهاند فعالیت کشاورزی را با تجربه گردشگری پیوند بزنند. گلستان نیز از این ظرفیت بیبهره نیست. شالیزارها، باغها، مزارع گندم و دانههای روغنی، کشت پنبه، باغهای میوه و دیگر محصولات کشاورزی میتوانند بخشی از تجربه سفر به این استان باشند.
با این حال، هنوز فاصله قابل توجهی میان ظرفیت کشاورزی گلستان و آنچه گردشگر در زمان سفر به استان تجربه میکند وجود دارد. گردشگر گلستان را بیشتر با جنگل، آبشار، روستاها، مناطق طبیعی و جاذبههای تاریخی میشناسد و کشاورزی کمتر به عنوان بخشی از محصول گردشگری استان معرفی شده است.شاید همین مسئله، نقطه آغاز یک پرسش مهم باشد، چرا استانی با چنین تنوع کشاورزی و روستایی هنوز نتوانسته گردشگری کشاورزی را به یکی از مسیرهای شناخته شده سفر تبدیل کند؟
مزرعههایی که هستند، اما هنوز در نقشه سفر گلستان دیده نمیشوند
پاسخ را نمیتوان فقط در نبود امکانات یا کمبود جاذبه جستوجو کرد. بخش مهمی از مسئله به شیوه معرفی و تعریف محصول گردشگری در گلستان برمیگردد.گردشگری در این استان بیشتر بر جاذبههای طبیعی و تاریخی متمرکز بوده است. جنگل النگدره، ناهارخوران، آبشارها، مناطق کوهستانی، روستاهای گردشگری و مجموعههای تاریخی در ذهن بسیاری از گردشگران جای مشخصی دارند، اما مزرعه و فعالیت کشاورزی هنوز به عنوان یک مقصد مستقل در برنامه سفر تعریف نشده است.
در حالی که برای بخش قابل توجهی از گردشگران، به ویژه خانوادهها و کودکان، تجربه حضور در یک مزرعه، آشنایی با شیوه تولید محصولات و دیدن مراحل کاشت و برداشت میتواند تجربهای متفاوت باشد.مسئله گلستان کمبود زمین کشاورزی یا تنوع محصول نیست. مسئله این است که این ظرفیتها هنوز به شکل یک تجربه قابل عرضه به گردشگر تعریف نشدهاند.
از شالیزارهای شمال تا دشتها، گلستان یک تجربه واحد ندارد
یکی از مهمترین مزیتهای گلستان برای توسعه گردشگری کشاورزی، تنوع جغرافیایی و کشاورزی آن است.در بخشهایی از استان، شالیزارها بخش مهمی از سیمای روستاها را شکل میدهند و در مناطق دیگر، مزارع گندم، جو، کلزا و پنبه چشمانداز متفاوتی ایجاد کردهاند. در کنار اینها، باغهای میوه، کشتهای متنوع و تولیدات روستایی نیز بخشی از اقتصاد و زندگی مردم منطقه را تشکیل میدهند.همین تفاوت میتواند به شکلگیری تجربههای متنوع گردشگری کمک کند.
تجربه حضور در یک شالیزار در فصل نشاکاری یا برداشت برنج با بازدید از یک مزرعه کلزا یا گندم یکسان نیست. همانطور که زندگی روستایی در مناطق مختلف گلستان، خوراک محلی و شیوه ارتباط مردم با زمین نیز تفاوتهایی دارد.اگر این ویژگیها درست روایت شوند، هر بخش از استان میتواند بخشی از یک تجربه متفاوت گردشگری کشاورزی را شکل دهد.
وقتی مزرعه هنوز فقط محل تولید است
البته وجود مزرعه به تنهایی به معنای وجود یک مقصد گردشگری نیست.یک زمین کشاورزی ممکن است محصول خوبی تولید کند و برای اقتصاد یک روستا اهمیت زیادی داشته باشد، اما تا زمانی که امکان حضور گردشگر، روایت مناسب، خدمات اولیه و برنامه مشخصی برای تجربه او تعریف نشده باشد، نمیتوان آن را یک محصول گردشگری دانست.
در گردشگری کشاورزی، قرار نیست گردشگر فقط از کنار یک زمین کشاورزی عبور کند و چند عکس بگیرد. آنچه این نوع گردشگری را شکل میدهد، ارتباط گردشگر با فرایند تولید و زندگی کشاورزی است.
گردشگر میتواند درباره محصول اطلاعات کسب کند، با مراحل کاشت و برداشت آشنا شود، در صورت فراهم بودن شرایط در بخشی از فعالیتها مشارکت کند و در کنار آن با خوراک و فرهنگ محلی منطقه نیز ارتباط برقرار کند.این اتفاق میتواند مزرعه را از یک واحد صرفاً تولیدی به بخشی از تجربه سفر تبدیل کند.
محصول گلستان میتواند بخشی از دلیل سفر باشد
گردشگری کشاورزی زمانی معنا پیدا میکند که محصول از یک کالای مصرفی به بخشی از یک تجربه تبدیل شود. برای مثال، گردشگر میتواند در یک مزرعه با نحوه تولید یک محصول آشنا شود، در ادامه با شیوه فرآوری آن آشنا شود و در نهایت همان محصول را در قالب یک غذای محلی یا محصول فرآوری شده تجربه کند.در چنین شرایطی، کشاورزی از پشت صحنه اقتصاد منطقه خارج میشود و وارد تجربه گردشگر میشود.
در گلستان نیز میتوان برای فصلهای مختلف تجربههای متفاوتی تعریف کرد. زمان کاشت، داشت و برداشت محصولات مختلف میتواند موضوع سفر باشد و هر فصل بخشی از زندگی کشاورزی استان را برای گردشگر به نمایش بگذارد.این ویژگی حتی میتواند به توزیع سفر در طول سال کمک کند.
گردشگری استان نباید فقط به تعطیلات و فصلهای خاص محدود شود. اگر برای زمانهای مختلف سال تجربههای مشخصی طراحی شود، میتوان بخشی از تقاضای سفر را در دورههای دیگری نیز جذب کرد.البته این موضوع نیازمند برنامهریزی دقیق و توجه به شرایط واقعی کشاورزان است و نباید فعالیت گردشگری مزاحم فرایند تولید شود.
مزرعه میتواند بخشی از مسیر گردشگری گلستان باشد
گلستان از این نظر یک مزیت دیگر نیز دارد و آن نزدیکی و همجواری بسیاری از ظرفیتهای طبیعی، روستایی و کشاورزی است.میتوان مسیرهایی طراحی کرد که در آن گردشگر تنها برای یک جاذبه مشخص به منطقه سفر نکند، بلکه چند تجربه را در کنار هم داشته باشد.
بازدید از یک مزرعه میتواند در کنار بازدید از یک روستا، یک جاذبه طبیعی، یک اقامتگاه بومگردی یا یک مرکز عرضه محصولات محلی قرار بگیرد.در این مدل، مزرعه به جای آنکه یک مقصد جداافتاده باشد، وارد زنجیره سفر میشود.این همان نقطهای است که میتواند گردشگری کشاورزی را از یک ایده محدود به بخشی از برنامه گردشگری استان تبدیل کند.
اگر قرار باشد درباره آینده گردشگری کشاورزی در گلستان صحبت کنیم، شاید بهتر باشد ابتدا از ظرفیتسازی دوباره فاصله بگیریم و به سراغ ظرفیتهای موجود برویم.استان به اندازه کافی زمین کشاورزی، محصول، روستا، تولیدکننده و تجربههای بومی دارد. مسئله اصلی این است که این عناصر هنوز به شکل یک محصول گردشگری منسجم کنار یکدیگر قرار نگرفتهاند.
شناخت مزارعی که امکان پذیرش گردشگر دارند، معرفی آنها، آموزش فعالان محلی، ایجاد ارتباط با تورگردانان و استفاده از ظرفیت رسانهها میتواند بخشی از این مسیر باشد.در این میان، لازم نیست همه مزارع به مقصد گردشگری تبدیل شوند. حتی تعداد محدودی مزرعه که شرایط لازم را داشته باشند میتوانند نقطه آغاز شکلگیری یک شبکه باشند.
از ظرفیتسنجی تا شبکهسازی در گردشگری کشاورزی گلستان
در آستانه هفته گردشگری، شاید یکی از موضوعاتی که میتوان درباره آن جدیتر فکر کرد، همین فاصله میان ظرفیتهای موجود و تجربه واقعی گردشگر باشد.گلستان سالهاست با عنوانهایی مانند استان سرسبز، سرزمین اقوام و مقصد طبیعتگردی معرفی میشود، اما در کنار همه این ویژگیها، یک اقتصاد کشاورزی گسترده نیز دارد که بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی استان را شکل داده است.این بخش میتواند وارد روایت گردشگری گلستان شود.برای این کار، بیش از آنکه به شعارهای تازه نیاز باشد، به شناسایی دقیق ظرفیتها، ایجاد ارتباط میان فعالان و معرفی مستمر نیاز است.
مزرعهای که امروز فقط محصول تولید میکند، ممکن است در آینده بخشی از یک مسیر گردشگری باشد. روستایی که امروز مقصدی برای گردشگر نیست، میتواند با پیوند میان کشاورزی، خوراک و اقامت به یک تجربه تازه تبدیل شود.
گردشگری کشاورزی در گلستان هنوز به جایگاه واقعی خود نرسیده است، اما این به معنای نبود ظرفیت نیست. استان از تنوع کشاورزی، روستاهای متعدد، محصولات مختلف و سبکهای متنوع زندگی برخوردار است و همین ویژگیها میتواند پایه شکلگیری تجربههای گردشگری متفاوت باشد.مسئله اصلی، اتصال این ظرفیتها به بازار سفر است.گردشگر باید بداند که سفر به گلستان فقط تماشای جنگل و آبشار نیست. میتواند در فصل مناسب وارد یک شالیزار شود، با فرایند تولید آشنا شود، محصول محلی را بشناسد، غذای بومی را تجربه کند و بخشی از زندگی روستایی را از نزدیک ببیند.البته این مسیر زمانی میتواند نتیجه بدهد که گردشگری در کنار کشاورزی قرار بگیرد، نه به جای آن.
مزارع باید همچنان مزرعه بمانند و تولیدکنندگان نیز نقش اصلی خود را حفظ کنند. گردشگری میتواند در کنار فعالیت کشاورزی، درآمد مکمل ایجاد کند و ارتباط مستقیمتری میان تولیدکننده، محصول و گردشگر به وجود آورد.
شاید مهمترین گام برای گردشگری کشاورزی گلستان این باشد که از پرسش درباره تعداد ظرفیتها عبور کنیم و به این پرسش برسیم که با ظرفیتهایی که همین امروز در استان وجود دارد چه کردهایم.گلستان برای تبدیل شدن به مقصد گردشگری کشاورزی، الزاماً به ساختن جاذبههای مصنوعی تازه نیاز ندارد. بخشی از جاذبهها همین حالا در زمینهای کشاورزی، روستاها، باغها و زندگی روزمره مردم وجود دارد.آنچه کم است، پیوند میان این ظرفیتها و نقشه سفر گردشگران است.
گلستان در این زمینه ظرفیت قابل توجهی دارد. تنوع محصولات کشاورزی، فرهنگ روستایی و تنوع قومی و غذایی استان میتواند زمینه شکلگیری تجربههایی را فراهم کند که تنها به بازدید از یک مزرعه محدود نباشد.در واقع، یکی از فرصتهای مهم گلستان این است که بتواند میان زمین، محصول، روستا و سفر ارتباط ایجاد کند.
از شالیزار تا سفره، یک مسیر گردشگری میتواند شکل بگیرد
یکی از ظرفیتهای کمتر دیده شده گردشگری کشاورزی، امکان ایجاد ارتباط میان تولید و خوراک محلی است. در گلستان نیز میتوان چنین مسیری را تصور کرد. گردشگر از یک مزرعه بازدید میکند، با محصول و شیوه تولید آن آشنا میشود و بعد همان محصول یا محصولات دیگر منطقه را در قالب غذای محلی تجربه میکند.
در این مدل، گردشگری کشاورزی دیگر یک بازدید کوتاه از مزرعه نیست. بخشی از یک زنجیره گردشگری است که میتواند اقامتگاه بومگردی، رستوران محلی، صنایعدستی، بازارچه روستایی و دیگر ظرفیتهای منطقه را نیز درگیر کند.چنین ارتباطی میتواند برای روستاها اهمیت زیادی داشته باشد، چون درآمد حاصل از حضور گردشگر فقط به یک مجموعه محدود نمیشود و بخشهای مختلف اقتصاد محلی را تحت تأثیر قرار میدهد.
چرا گردشگر گلستان را میبیند، اما کشاورزی آن را کمتر تجربه میکند؟
یکی از دلایل این مسئله را باید در شیوه معرفی گلستان به گردشگران جستوجو کرد.تصویری که از استان در تبلیغات و معرفیهای گردشگری شکل گرفته، بیشتر بر طبیعت، جنگل، آبشار، کوهستان و جاذبههای تاریخی استوار است. این جاذبهها البته بخش مهمی از ظرفیت گردشگری گلستان هستند، اما همه ظرفیت استان را تشکیل نمیدهند.
کشاورزی و زندگی روستایی نیز بخشی از هویت گلستان است، اما کمتر به عنوان یک موضوع مستقل گردشگری روایت شده است.در نتیجه ممکن است گردشگری که برای دیدن طبیعت گلستان به استان سفر میکند، در طول مسیر از کنار زمینهای کشاورزی و روستاهای متعدد عبور کند، اما نداند که امکان تجربه بخشی از زندگی کشاورزی منطقه نیز وجود دارد.این فاصله میان چیزی که در جغرافیای استان وجود دارد و چیزی که در ذهن گردشگر معرفی میشود، یکی از مسائل مهمی است که میتوان روی آن کار کرد.
روستاهای گلستان میتوانند بخشی از این زنجیره باشند
گردشگری کشاورزی اگر قرار باشد در گلستان توسعه پیدا کند، نمیتواند فقط به چند مزرعه محدود بماند. روستاهای استان، اقامتگاههای بومگردی، تولیدکنندگان محصولات محلی، فعالان صنایعدستی و مجموعههای مرتبط با خوراک میتوانند در کنار مزارع قرار بگیرند و یک محصول گردشگری کاملتر ایجاد کنند.
برای گردشگر، جذابیت فقط دیدن یک زمین کشاورزی نیست. آنچه میتواند او را در مقصد نگه دارد، مجموعهای از تجربههاست که در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
بازدید از مزرعه، حضور در روستا، تجربه غذای محلی، خرید محصول مستقیم از تولیدکننده و اقامت در یک خانه روستایی میتواند بخشی از چنین تجربهای باشد.در این صورت، گردشگری کشاورزی نه یک جاذبه منفرد، بلکه بخشی از اقتصاد گردشگری روستا خواهد بود.
مزارع گردشگری نباید تنها بمانند
یکی از مسائل مهم در مسیر توسعه این حوزه، ارتباط میان مزارع و سایر فعالان گردشگری است.اگر یک مزرعه بخواهد به تنهایی گردشگر جذب کند، دامنه فعالیت آن محدود خواهد بود. اما اگر با اقامتگاهها، دفاتر خدمات مسافرتی، تورگردانان، رستورانهای محلی، بازارچهها و رسانههای محلی ارتباط داشته باشد، امکان بیشتری برای قرار گرفتن در برنامه سفر گردشگران خواهد داشت.در این میان، رسانهها نیز نقش مهمی دارند.
معرفی یک مزرعه در یک خبر یا گزارش شاید به تنهایی کافی نباشد. آنچه اهمیت بیشتری دارد، شکل دادن به یک روایت مستمر درباره گردشگری کشاورزی در استان است.باید برای گردشگر روشن شود که در گلستان فقط جنگل و آبشار وجود ندارد. میتوان در این استان بخشی از زندگی کشاورزی و روستایی را نیز تجربه کرد.
گردشگری کشاورزی نباید کشاورزی را به حاشیه ببرد
در توسعه این نوع گردشگری یک اصل مهم نباید فراموش شود، گردشگری قرار نیست جای کشاورزی را بگیرد.مزرعهای که برای پذیرش گردشگر فعالیت اصلی خود را کنار بگذارد و به یک مجموعه تفریحی تبدیل شود، دیگر همان تجربه واقعی کشاورزی را در اختیار گردشگر قرار نمیدهد.جذابیت گردشگری کشاورزی دقیقاً در واقعی بودن آن است.
گردشگر باید بتواند یک مزرعه واقعی را ببیند، با تولیدکننده واقعی گفتوگو کند و با فرایندی آشنا شود که محصولی را از زمین به سفره میرساند.اگر این ارتباط حفظ شود، گردشگری میتواند برای کشاورز درآمد مکمل ایجاد کند و در عین حال به معرفی محصول و افزایش ارتباط مستقیم میان تولیدکننده و مصرفکننده کمک کند.
یکی دیگر از ویژگیهای گردشگری کشاورزی، وابستگی آن به فصل است.هفته گردشگری میتواند فرصتی باشد برای توجه بیشتر به همین بخش کمتر دیده شده از ظرفیتهای استان، بخشی که اگر درست معرفی و شبکهسازی شود، میتواند میان کشاورزی، گردشگری و اقتصاد روستایی گلستان ارتباط تازهای ایجاد کند.
انتهای پیام/


















