خبرگزاری تسنیم، علی نورعلیپور – در میانه یکی از حساسترین مقاطع سیاسی و امنیتی سالهای اخیر، بار دیگر موضوع مذاکره و تعامل با آمریکا به کانون توجه افکار عمومی بازگشته است همزمانی تحولات میدانی، فشارهای سیاسی و اقتصادی دشمن و گمانهزنیها درباره توافقات احتمالی، فضایی را پدید آورده که در آن هر سخن و موضعگیری میتواند بر افکار عمومی و معادلات ملی اثرگذار باشد.
در چنین شرایطی، جامعه ایران نه تنها حق دارد، بلکه وظیفه دارد با دقت و حساسیت تحولات را دنبال کند تجربههای گذشته، بهویژه تجربه تلخ برجام و بدعهدیهای مکرر آمریکا، موجب شده است که هرگونه خوشبینی سادهانگارانه نسبت به طرف مقابل با تردید و نگرانی افکار عمومی مواجه شود این نگرانیها ریشه در واقعیتهای تاریخی دارد و نشانه بلوغ سیاسی ملتی است که هزینه اعتماد به دشمن را با گوشت و پوست خود لمس کرده است.
با این حال، در کنار ضرورت هوشیاری نسبت به دشمن، یک اصل راهبردی دیگر نیز وجود دارد که نباید از آن غفلت کرد؛ حفظ انسجام ملی و جلوگیری از تبدیل اختلافنظرهای سیاسی به شکافهای اجتماعی دشمنی که در میدان فشار، تحریم و تهدید نتوانسته ملت ایران را به زانو درآورد، امروز بیش از هر چیز به دنبال فرسایش امید اجتماعی و تضعیف وحدت ملی است، نقد فنی و مطالبهگری هوشمندانه باید در کنار حفظ همدلی و انسجام داخلی دنبال شود؛ چرا که ایرانِ مقتدر، محصول تلفیق هوشیاری در برابر دشمن و وحدت در داخل است.
آنسوی میز مذاکره، اینسوی سنگر وحدت
بحث مذاکرات، همواره یکی از موضوعات حساس و اثرگذار در فضای سیاسی جمهوری اسلامی ایران بوده و طبیعی است که درباره آن دیدگاههای مختلفی وجود داشته باشد؛ برخی آن را یک فرصت برای تأمین منافع ملی میدانند و برخی دیگر با استناد به تجربههای گذشته نسبت به نتایج آن تردیدها و نگرانیهای جدی دارند آنچه اهمیت دارد، نه وجود این اختلافنظرها، بلکه نحوه مواجهه با آنهاست.
جامعه زنده و پویا، جامعهای است که در آن نقد، پرسش و مطالبهگری وجود داشته باشد هیچ عقل سلیمی نمیتواند از مردم بخواهد نسبت به موضوعی به این اهمیت بیتفاوت باشند، اتفاقاً حساسیت افکار عمومی نسبت به مذاکرات، یک سرمایه ملی است مردمی که سرنوشت کشور برایشان اهمیت دارد، طبیعی است که درباره توافقات احتمالی، تعهدات طرف مقابل و آثار اقتصادی و سیاسی آن سؤال داشته باشند.
بخش مهمی از این نگرانیها ریشه در یک تجربه تاریخی دارد؛ تجربهای که هنوز آثار آن در حافظه جمعی ملت ایران باقی مانده است، برجام برای بسیاری از مردم تنها یک توافق سیاسی نیست، بلکه نمادی از بدعهدی آمریکا و اعتماد بیحاصل به وعدههای قدرتهای غربی است در آن مقطع، ایران به بخش مهمی از تعهدات خود عمل کرد اما طرف مقابل نهتنها به وعدههایش پایبند نماند، بلکه با خروج یکجانبه از توافق، سیاست فشار حداکثری را علیه ملت ایران در پیش گرفت.
از همین روست که امروز هرگونه خوشبینی سادهلوحانه نسبت به آمریکا با واکنش افکار عمومی مواجه میشود این واکنش نه از سر افراطگرایی، بلکه حاصل تجربهای عینی و ملموس است، ملتی که یک بار هزینه اعتماد به دشمن را پرداخته، حق دارد با دقت و حساسیت بیشتری تحولات جدید را دنبال کند.
ایرانِ متحد؛ کابوس همیشگی آمریکا
اما در کنار این واقعیت مهم، نباید از یک مسئله اساسیتر غافل شد دشمن دقیقاً روی همین نگرانیها سرمایهگذاری میکند تا آنها را از یک مطالبه منطقی به یک شکاف اجتماعی تبدیل کند، راهبرد آمریکا و اتاقهای فکر وابسته به آن صرفاً محدود به فشار اقتصادی یا تهدید نظامی نیست، آنها سالهاست که پروژه فرسایش امید اجتماعی را دنبال میکنند و هدف نهایی این پروژه آن است که مردم به این باور برسند که هیچ راهی برای پیشرفت کشور وجود ندارد و هیچ نهاد و مرجع مؤثری قادر به حل مسائل نیست.
در چنین شرایطی، هرگونه دوقطبیسازی خطرناکترین خدمتی است که میتوان ناخواسته به دشمن ارائه داد اینکه موافقان و منتقدان مذاکرات یکدیگر را به خیانت، سادهلوحی یا افراطیگری متهم کنند، دقیقاً همان چیزی است که دشمن آرزوی آن را دارد، اختلاف دیدگاه درباره یک تاکتیک سیاسی نباید به شکاف در جبهه ملی تبدیل شود.
واقعیت این است که جمهوری اسلامی ایران در طول چهار دهه گذشته هرگاه توانسته از گردنههای دشوار عبور کند، این موفقیت بیش از هر چیز مرهون انسجام ملی و ولایت مداری مردم بوده است، از دوران دفاع مقدس گرفته تا مقابله با تحریمها، فتنهها و تهدیدهای امنیتی، آنچه دشمن را ناکام کرده، وحدت مردم و ایستادگی ملی بوده است حتی قدرت بازدارندگی نیروهای مسلح نیز بدون پشتوانه این سرمایه اجتماعی معنا و اثربخشی نخواهد داشت.
امروز نیز مهمترین نیاز کشور، حفظ همین سرمایه ارزشمند است جامعه باید همزمان دو وظیفه را دنبال کند؛ از یک سو با دقت، حساسیت و مطالبهگری روند مذاکرات را رصد کند و اجازه ندهد تجربههای تلخ گذشته تکرار شود و از سوی دیگر مراقب باشد که این اختلافنظرها به فرسایش سرمایه اجتماعی و تضعیف وحدت ملی منجر نشود.
کابوس برجام؛ چرا ایران نباید دوار دو قطبی مذاکره شود؟
آمریکا همان آمریکاست؛ با همان روحیه سلطهطلبی، همان سابقه عهدشکنی و همان نگاه خصمانه به ملت ایران بنابراین بیاعتمادی به دشمن یک اصل عقلانی و برگرفته از تجربه است اما در مقابل، انسجام ملی نیز یک ضرورت راهبردی است که نباید تحت هیچ شرایطی آسیب ببیند.
امروز بیش از هر زمان دیگری باید این حقیقت را به یاد داشت که ایران قدرتمند نه از دل خوشبینی به دشمن، بلکه از دل هوشیاری، مقاومت و وحدت ملی ساخته میشود ملت ایران میتواند هم منتقد باشد، هم مطالبهگر باشد، هم نسبت به آمریکا بیاعتماد باشد و در عین حال تحت فرمان رهبری، حول منافع ملی و آرمانهای انقلاب اسلامی متحد باقی بماند.
دشمن از موشکهای ایران نگران است، اما بیش از آن از وحدت ایرانیان هراس دارد زیرا تاریخ نشان داده است هر زمان ملت ایران یکصدا و منسجم در میدان بوده، هیچ فشار خارجی نتوانسته اراده این ملت را در هم بشکند، حفظ این انسجام امروز نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت امنیتی و سیاسی، نظامی و تمدنی برای آینده ایران اسلامی است.
انتهای پیام/



