• امروز : شنبه, ۱۰ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Saturday - 1 August - 2026
امروز 1

تیتر به‌روزترین اخبار

تمدید مهلت ثبت درخواست سرویس مدارس؛ تاریخ نهایی اعلام شد پیشنهاد تماشای مستند/ از ماجرای داور معروف تا چهره‌های ماندگار سینما و تئاتر ایران قیمت جدید دلار و یورو امروز شنبه ۱۰ مرداد ۱۴۰۵ / افزایش قیمت‌ها+ جدول نحوه فعالیت مدارس برای سال تحصیلی آینده مشخص شد استخدام ۱۸۰ هزار نیروی جدید در آموزش‌ و پرورش / تعیین مشوق برای استمرار خدمت معلمان قیمت گذاری دلاری؛ متهم گرانی مسکن یا سپر مالکان در برابر تورم؟ آمار رسمی قرعه‌کشی ایران‌خودرو؛ احتمال برنده شدن چقدر است؟ شرایط فروش فوری یک محصول ایران خودرو ویژه مرداد ۱۴۰۵ اعلام شد+ جدول سینمای ایران این روزها از روزهای جنگ هم کمتر می‌فروشد/ وقتی امنیت روانی از بین می‌رود، گیشه هم فرو می‌ریزد «فاجعه» به روسیه رسید؛ زوج ایرانی نامزد جایزه بزرگ ولادیمیر منشوف «لجن‌خوار» در لهستان فروش 61 میلیاردی سینماها در هفته‌ی گذشته پیامد تصویر منفی «پدر» در ویدئوهای اینستاگرامی بانوان روستایی خوش حساب‌ترین دریافت کنندگان وام‌ اشتغالزایی هستند برگزاری نمایشگاه تخصصی صنعت ساختمان ایران از 27 تا 30 مرداد قیمت طلای 18عیار امروز شنبه 10مرداد 1405/ افزایش قیمت + جدول و جزئیات فرمانده مرزبانی: 2 میلیون و 600 زائر اربعین از مرزها تردد کردند کمبود اتوبوس برای تهران، مازندران، همدان و کردستان در مرز مهران تصویری انسانی از ۳ ورزشکار در ۳ مستند درحال نمایش؛ گاهی خوشی، گاهی غم! ثبت نام یک آزمون به تعویق افتاد آمار در تضاد با توهم خودرویی ترامپ اربعین؛ بستری برای ارتقای سلامت روان و تحکیم خانواده به چه علت مغز اشتباهات را توجیه می‌کند؟ آیین‌نامه جدید نیروهای شرکتی عملا نظام پیمانکاری را حفظ می کند صمت: برای واردات 75هزار خودرو مجوز صادر شد+ جزئیات شگفت انگیزترین خواص برنج وحشی طرز تهیه سالاد توفو کنجد طرز تهیه انواع سالاد چینی خوشمزه با سس مخصوص قیمت طلا و سکه امروز شنبه 10 مرداد/ قیمت‌ها نزولی 5 مرحله برای پاک کردن صحیح آرایش و جوان ماندن صورت علل، پیشگیری و درمان جوش های گوارشی توصیه وزارت بهداشت به زائران اربعین: غذای پروتئینی را بیش از یک ساعت نگه ندارید هشدار درباره کوچک‌شدن بازار مسکن؛ مهاجرت ساخت‌وساز از تهران به حاشیه‌ شهر آیا گرانی بنزین واقعاً خودرو را گران می‌کند؟ اگر یک قهرمان تمام قدرت جسمی‌اش را از دست بدهد، هنوز می‌توان او را قهرمان دانست؟ حرکت ما در مقابل جریان استکبار، دارای مبنای عاشورایی است آیت‌الله عاملی: آمریکا در میدان شکست خورد و به جنگ رسانه‌ای پناه برد پیکر خلبان شهید کاظمی در آغوش خاک آرام گرفت+ تصاویر توضیحات دیوان عدالت درباره حکم پرونده بهداشت‌کاران دهان و دندان خروج یک خوابگاه از چرخه اسکان دانشجویان اعتراف صریح وزیر: در مقطعی مدرسه دولتی را تضعیف کردیم سیاه و سفید واردات خودرو از منطقه آزاد تهران نشانه‌های متفاوت افسردگی در مردان آیین‌نامه جدید نیروهای شرکتی؛ اختلاف دولت و مجلس بر سر حذف واسطه‌ها شیراز، قهرمان آسمان‌هایش را تا عرش بدرقه کرد این پرچم در آن اتاق چه می‌کرد؟ اقتدار نظامی ایران، محصول مکتب مقاومت و تدابیر راهبردی امام شهید است قیمت طلا و سکه امروز جمعه 9مرداد 1405/ افزایش همه قیمت ها + جدول و جزئیات آیا اضطراب ارثی است؟! سایه تورم بر روی طلا و دلار

1

این پرچم در آن اتاق چه می‌کرد؟

  • کد خبر : 117568
  • 31 جولای 2026 - 14:33
این پرچم در آن اتاق چه می‌کرد؟

خبرنگار تسنیم در میان آوار خانه شهید جعفری در قشم، با پرچمی روبه‌رو شد که روایت یک جنایت جنگی را متفاوت کرد.

استانها

به گزارش خبرگزاری تسنیم از دفتر جزایر خلیج فارس، عبدالرحیم رضوانیدر میان آوار خانه‌ای که ساعتی پیش هدف حمله جنگنده‌های آمریکایی و رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود، چیزی بیش از هر چیز دیگری توجهم را جلب کرد؛ نه دیوارهای فروریخته، نه وسایل پراکنده خانه و نه گرد و غباری که همه جا را پوشانده بود.

 یک پرچم. 

پرچم جمهوری اسلامی ایران؛ لابه‌لای لباس‌ها و وسایل شخصی یک خانواده. نه بر فراز ساختمانی دولتی بود، نه در میدان شهر و نه در دست کسی که برای مراسمی آمده باشد؛ در اتاق خانه‌ای قرار داشت که اکنون چیزی جز آوار از آن باقی نمانده بود.

ساعتی پس از این جنایت جنگی، برای تهیه گزارش راهی محله چاه‌تنگو در شهر قشم شدم. پیکرهای مطهر شهدا و مجروحان از زیر آوار خارج شده بودند، اما عملیات آواربرداری همچنان ادامه داشت.

هوای داغ قشم نفس را می‌برید. دمای هوا از 50 درجه گذشته بود، اما هیچ‌کس میدان را ترک نمی‌کرد. نیروهای امدادی، کارکنان معاونت فنی و زیربنایی و مدیریت امور شهری سازمان منطقه آزاد قشم و مردم محل، دوشادوش هم، آنچه از یک زندگی باقی مانده بود را از دل آوار بیرون می‌آوردند.

از میان ویرانه‌ها، یخچال، لباس‌ها، مدارک، ظروف، اسباب‌بازی‌های کودکان و دوچرخه‌ای کوچک بیرون می‌آمد؛ هر کدام، نشانی از خانه‌ای که تا چند ساعت قبل، مأمن یک خانواده بود و اکنون به صحنه یکی دیگر از جنایت‌های جنگی علیه غیرنظامیان تبدیل شده بود.

این خانه متعلق به شهید قیصر جعفری، راننده تاکسی قشمی بود؛ مردی که با یک خودروی پراید، رزق حلال خانواده‌اش را تأمین می‌کرد. در این حمله، همسرش شهیده زهرا جعفری و فرزند دو ساله‌شان شهید سینا جعفری نیز به شهادت رسیدند؛ خانواده‌ای که نه سلاحی در دست داشتند، نه در میدان نبرد بودند و نه جز زندگی در خانه خود، نقشی در هیچ درگیری نظامی داشتند.

در میان رفت‌وآمد نیروهای امدادی، بانویی که خود را همسایه خانواده شهید معرفی می‌کرد، وارد بخش باقی‌مانده خانه شد. دقایقی بعد با سبدی از وسایل شخصی بازگشت؛ چند دست لباس، مدارک و آنچه از اتاق‌ها سالم مانده بود. در میان همان لباس‌ها، چشمم به پرچم افتاد. ابتدا تصور کردم متعلق به یکی از نیروهای حاضر در محل است. از او پرسیدم:

«این پرچم را از کجا آوردید؟»

نگاهی کوتاه به سبد انداخت و بی‌درنگ گفت: «داخل اتاق بود.»  چند لحظه سکوت کردم.

خانه، خانه یک راننده تاکسی بود؛ نه دفتر یک مسئول، نه مقر یک نهاد دولتی و نه مکانی نظامی. مردی با زندگی ساده که پرچم ایران، جایی در اتاق خانه‌اش داشت.

هنوز به همان دو کلمه فکر می‌کردم که آن بانو، سبد را آرام بر زمین گذاشت. پرچم را با هر دو دست برداشت، گرد و غبارش را به‌آرامی تکاند و چند لحظه به آن نگاه کرد. بعد، بی‌آنکه کسی چیزی بگوید یا از او بخواهد، آن را میان ویرانه‌های خانه بالا گرفت.

هیچ شعاری سر داده نشد، هیچ نمایشی در کار نبود و هیچ‌کس از او نخواست آن صحنه را تکرار کند.

دوربینم روشن بود، اما آن لحظه بیش از آنکه قابی برای ثبت تصویر باشد، شاهد روایتی بود که پیش چشمم شکل می‌گرفت.

در همان لحظه، فقط یک سؤال در ذهنم شکل گرفت: این پرچم در آن اتاق چه می‌کرد؟

شاید هیچ‌گاه پاسخ دقیق این پرسش را ندانیم. شاید یادگار یک مراسم بود، شاید هدیه‌ای از عزیزی یا شاید تنها پرچمی که صاحب خانه دوست داشت در کنار زندگی‌اش باشد.

اما پاسخ هرچه باشد، یک حقیقت را تغییر نمی‌دهد؛ پرچمی که از زیر آوار بیرون آمد، نشان می‌داد ایران برای آن خانواده فقط یک نام روی نقشه نبود، بخشی از زندگی روزمره‌شان بود؛ آن‌قدر نزدیک که جای خود را در اتاق خانه پیدا کرده بود.

آن روز فهمیدم بعضی پرچم‌ها فقط بر فراز ساختمان‌ها برافراشته نمی‌شوند؛ بعضی از آن‌ها سال‌ها در سکوت، کنار لباس‌های یک خانواده زندگی می‌کنند. موشک می‌تواند سقف خانه را فرو بریزد، دیوارها را ویران کند و عزیزان یک خانواده را بگیرد، اما نمی‌تواند آنچه را در دل صاحبان آن خانه ریشه دوانده است، از میان ببرد.

وقتی از چاه‌تنگو بازمی‌گشتم، تصویرهای زیادی در دوربینم ثبت شده بود؛ آوار، دود، دیوارهای فروریخته و وسایل پراکنده یک خانه. اما اگر امروز کسی از من بپرسد ماندگارترین تصویر آن روز چه بود، از ویرانی نخواهم گفت.

از پرچمی خواهم گفت که از دل آوا ر بیرون آمد؛ پرچمی که بی‌آنکه سخنی بگوید، روایت یک جنایت جنگی و دلبستگی یک خانواده به میهن را در ذهنم برای همیشه ماندگار کرد.

انتهای پیام/7558

 

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=117568

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.