به گزارش خبرآنلاین، زلزلهای شدید با بزرگای ۷.۷، منطقه دریای فلورس در سواحل شمالی جزیره فلورس، شرق نوسا تنگارا، در مجمعالجزایر اندونزی را روز شنبه ۱۵ اوت ۲۰۲۶، برابر با ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، لرزاند؛ زمینلرزهای که بار دیگر نام اندونزی را بهعنوان یکی از فعالترین مناطق لرزهای جهان مطرح کرد.
مهدی زارع، استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی و مهندسی زلزله، با اشاره به مشخصات این زمینلرزه به خبرآنلاین میگوید: «لرزه اصلی زلزله ۷.۷ شرق نوسا تنگارا ـ فلورس، ساعت ۰۵:۵۸:۲۱ صبح به وقت اندونزی مرکزی، UTC+8، رخ داد. کانون در دریا و ۳۰ کیلومتری شمال شرقی امبی و ۶۸ کیلومتری شمال غربی انده ـ نوسا تیمور غربی واقع بود. ژرفای حدود ۱۵ کیلومتری این زمینلرزه در امتداد سامانه گسله راندگی شرقی ـ غربی در شمال فرورانش ورقه هند ـ استرالیا به زیر پشت کمانی فلورس ـ پهنه راندگی ـ گزارش شده است؛ جایی که ورقه اقیانوسی هند و استرالیا به سمت شمال در زیر دامنه ورقه یا بلوک سوندا ـ کمان باندا در اندونزی رانده میشود.»
چرا اندونزی اینقدر زلزلهخیز است؟
او با توضیح موقعیت زمینساختی اندونزی ادامه میدهد: «اندونزی یکی از فعالترین مناطق زمینساختی روی زمین است که در آن، فرورانش ورقه هند ـ استرالیا به سمت شمال به زیر ورقه اوراسیا و ورقه کوچکتر سوندا، با سرعت حدود ۶ سانتیمتر در سال، انجام میشود. این پهنه فرورانش، گودال عظیم سوندا را تشکیل داده و زمینلرزههای مکرر، سونامیها و یک کمان آتشفشانی برجسته در محدوده اندونزی ایجاد کرده است.»
به گفته زارع، گودال اقیانوسی عمیق، مرز فرو رفتن ورقه هند ـ استرالیا به زیر ورقه سوندا را مشخص میکند. او میگوید: «با فرو رفتن ورقه در حال فرورانش به ژرفای بیش از ۱۰۰ کیلومتر، مایعات آزادشده، گوشته را ذوب کرده و ماگمایی تولید میکنند که زنجیره معروف آتشفشانها را در جزایر سوماترا، جاوه، بالی و دیگر مناطق تغذیه میکند.»
این استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی با اشاره به ساختار گسل محل وقوع زمینلرزه ۱۵ اوت ۲۰۲۶ ادامه میدهد: «راندگی پشت کمانی در شمال فلورس به کوتاهشدگی پوسته در شمال منطقه فرورانش گودال اصلی جاوا مربوط است. رویدادهای گسلش راندگی کمژرفا در این نوار، پتانسیل سونامی بالایی دارند.»
هشدار سونامی چه زمانی لغو شد؟
زارع درباره پیامدهای اولیه این زمینلرزه نیز میگوید: «پسلرزههای مهم ۵.۹، ۶.۱ و ۵.۶ بلافاصله پس از لرزه اصلی گزارش شد. هشدارهای فوری سونامی برای شرق نوسا تنگارا در اندونزی صادر شد. این هشدار حدود سه ساعت پس از رویداد، با فروکش کردن ناهنجاریهای سطح دریا لغو شد. ارتفاع موج ثبتشده حدود ۰.۹۴ متر تا ۰.۳۸ متر گزارش شد.»
او در ادامه با اشاره به نرخ همگرایی ورقههای سوندا ـ استرالیا توضیح میدهد: «همگرایی در مرز ورقههای سوندا ـ استرالیا، حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیمتر در سال، در درجه اول توسط ترانشه اصلی فرورانش جذب میشود؛ اما حدود ۱۰ میلیمتر در سال کوتاهشدگی در راندگی پشت کمانی در شمال زنجیره جزایر جبران میشود؛ جایی که زمینلرزه ۱۵ اوت ۲۰۲۶ نیز در راستای یکی از همین گسلها رخ داده است.»
زارع با اشاره به سابقه لرزهخیزی این پهنه میگوید: «سابقه لرزهخیزی راندگی پشت کمانی، با کوتاهشدگی حدود ۱۰ میلیمتر در سال، به زلزله ۱۹۹۲ فلورس با بزرگای ۷.۷ نیز برمیگردد؛ زلزلهای که در اثر راندگی در زیر آب رخ داد و سونامی مخربی ایجاد کرد که ارتفاع آن تا ۲۶ متر رسید و بیش از ۲ هزار نفر در آن کشته شدند.»
زلزله ۲۰۰۴؛ بزرگترین نمونه در تاریخ معاصر اندونزی
این استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی در ادامه به یکی از مخربترین زمینلرزههای تاریخ معاصر اشاره میکند و میگوید: «بزرگترین رویداد در تاریخ ثبتشده مدرن اندونزی، زلزله و سونامی اقیانوس هند در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۴ است که در ابرراندگی یا مگاتراست شمال سوماترا با بزرگای ۹.۳ رخ داد. گسلش این زمینلرزه حدود ۱۳۰۰ کیلومتر طول داشت و ارتفاع موج سونامی در باندا آچه حدود ۳۰ تا ۳۴ متر گزارش شد.»
او ادامه میدهد: «تلفات این حادثه حدود ۲۲۷ هزار تا ۲۳۰ هزار نفر در ۱۴ کشور ساحلی اقیانوس هند بود و در اندونزی نیز بیش از ۱۶۵ هزار تا ۱۷۰ هزار نفر، عمدتاً در استان آچه در شمال سوماترا، جان خود را از دست دادند.»
زارع درباره سازوکار ایجاد سونامی در چنین زمینلرزههایی توضیح میدهد: «سونامی در اندونزی با راندگی و گسلش بزرگ کف دریا در رویدادهای با بزرگای بالا و ایجاد گسلش پلهمانند در کف دریا آزاد میشود و ستونهای بزرگ آب را جابهجا میکند.»
آیا زلزله ۷.۷ فلورس پیشلرزهای برای یک زلزله بزرگتر است؟
یکی از پرسشهای مهم پس از وقوع زمینلرزه ۱۵ اوت، احتمال رخداد زمینلرزهای بزرگتر در همان منطقه است. زارع در اینباره میگوید: «در زمینلرزه ۱۵ اوت ۲۰۲۶ هیچ پیشلرزه قابلتوجهی، یعنی در کمتر از ۲۴ ساعت قبل از گسیختگی اصلی، رخ نداده است. لرزه اصلی مستقیماً و بدون افزایش شدید پیشلرزه ریزلرزهای آغاز شد؛ وضعیتی که برای گسلهای راندگی قفلشده در امتداد کمربند پشت قوسی فلورس معمول است؛ جایی که تجمع کرنش تا زمان شکست دینامیکی شکننده، بهطور خاموش رخ میدهد.»
او با اشاره به الگوی پسلرزهها ادامه میدهد: «کانونهای پسلرزه در امتداد یک روند شرقی ـ غربی قرار دارند که تقریباً ۹۰ تا ۱۲۰ کیلومتر از ساحل و موازی با ساحل شمالی فلورس را دربر میگیرد. توزیع کانونهای پسلرزه نشاندهنده راندگی پشت کمانی است که به سمت جنوب، در زیر قوس آتشفشانی فلورس، فرو میرود.»
به گفته زارع، خطر پسلرزههای قوی همچنان وجود دارد. او میگوید: «پسلرزههای قوی، با بزرگای ۵.۵ و بیشتر، که در ژرفای کم، یعنی کمتر از ۱۵ کیلومتر، رخ میدهند، همچنان برای ساختمانهای بنایی که از قبل در معرض خطر قرار دارند، در مناطق انده، ناگکئو و سیکا خطرآفرین هستند. در کنار این موضوع، خطرات ثانویه بالقوه مانند مخاطرات ساحلی نیز همچنان در دوره پسلرزهها وجود دارد.»
او درباره احتمال رخداد یک زلزله بزرگتر میگوید: «از دیدگاه آماری و لرزهزمینساختی، احتمال کلی اینکه رویداد بامداد ۱۵ اوت ۲۰۲۶ با بزرگای ۷.۷ بهعنوان پیشلرزهای برای زلزله بعدی با بزرگای بیش از ۸.۰ در امتداد همان قطعه گسل باشد، بین ۰.۵ تا ۲ درصد در یک بازه زمانی ۷ تا ۱۴ روزه تخمین زده میشود. احتمال کلی پایه مبنی بر اینکه پس از هر زلزله مشخص، یک رویداد بزرگتر در نزدیکی آن در عرض ۳ تا ۷ روز رخ دهد، حدود ۵ تا ۶ درصد است.»
چرا احتمال زلزله بالای ۸ در همین گسل پایین است؟
زارع در ادامه با اشاره به ابعاد لازم برای رخداد یک زمینلرزه بسیار بزرگ توضیح میدهد: «یک زلزله با بزرگای بیش از ۸.۰ نیاز به یک سطح گسیختگی پیوسته بیش از ۱۵ هزار تا ۲۰ هزار کیلومتر مربع دارد؛ یعنی حدود ۲۰۰ کیلومتر طول در ۷۵ کیلومتر عرض، با میانگین لغزش بیش از ۵ متر.»
او ادامه میدهد: «راندگی پشت کمانی فلورس یک منطقه انقباضی درونکمانی نسبتاً باریک، رو به جنوب و با عرض لرزهزای محدود، حدود ۳۰ تا ۵۰ کیلومتر در جهت فرورانش، است. اگرچه این نوار مرتباً میزبان رویدادهای گسلی با بزرگای ۷.۰ تا ۷.۸، مانند رویداد گسلی با بزرگای ۷.۸ در سال ۱۹۹۲ و ۷.۷ در اوت ۲۰۲۶، بوده است، اما تقسیمبندی ساختاری در امتداد پشت کمان، وقوع یک گسیختگی پیوسته با شدت ۸.۰ در امتداد این کمربند خاص را، در مقایسه با مگاتراستهای اصلی فرورانش، از نظر هندسی کماحتمال میکند.»
به گفته این استاد پژوهشگاه بینالمللی زلزلهشناسی، با این حال نمیتوان اثر انتقال تنش را نادیده گرفت. او میگوید: «بارگذاری تنش خارج از گسل میتواند احتمال شکست در بخشهای مجاور گسل قفلشده را تا حدودی افزایش دهد، اما این انتقال تنش معمولاً در بازههای زمانی طولانیتر، چندساله تا چنددههای، عمل میکند و نه در کوتاهمدت و بهصورت آنی.»
زارع در پایان با اشاره به شاخصهایی که میتوانند برای بررسی احتمال فعالشدن بخشهای مجاور گسل مورد توجه قرار گیرند، میگوید: «مهاجرتهای مکانی یکطرفه کانونهای پسلرزه در امتداد گسل به سمت یک بخش قفلشده مجاور و نوسانات با افزایش نسبی در رویدادهای متوسط تا بزرگ در مقابل خردلرزههای کوچک در نزدیکی حاشیههای گسیختگی، میتواند نشانه انتقال تنش و احتمال گسیختگی گسله مجاور باشد.»
۴۷۴۷



















