خبرگزاری مهر، گروه دین، حوزه و اندیشه_سیده فاطمه سادات کیایی؛ آنچه به عنوان نظم الهی در جهان هستی انسان را با بیشمار پدیده هایی رو به رو می سازد که خارج از اراده بشری تحقق می یابد و انسان را به باور فراتر از آنچه می بیند و می پندارد می رساند همان قوانین الهی است که خداوند نیز در قرآن نیز در قالب داستان های تاریخی و یا کلام صریح اشاره کرده است. بخشی از این قوانین در قالب سنت های الهی، مشیت پروردگار را بر نظام تکوین زمین و بشریت جاری می سازد. سنت های الهی در پیروزی حق بر باطل، یا پاداش صبر و استقامت مومنان و یا نصرت الهی در شدائد و تنگناها دیده می شود تا انسان را مسیر خود ثابت قدم و امیدوار به فضل الهی ثابت قدم نگه دارد.
خدیجه احمدی بیغش استادیار گروه قرآن و حدیث دانشگاه تربیت مدرس تهران در گفتگو با خبرنگار مهر پیوند نظریه استراتژیک اسلام با فلسفه تاریخ در سنتها وقانونهای لایتغیر الهی بر جهان، در دکترین پیروزی نبرد نهایی جبهه حق بر باطل را نیازمند واکاوی فلسفه استقامت و سقوط کفر در نظام تکوین دانست و در اینباره بیان داشت: تاریخ به مثابه آزمایشگاه سنن الهی، در نگاه مادی، صحنه تصادفها و برآیند قدرتهای فیزیکی، تکنولوژیک و اقتصادی است. اما در جهانبینی توحیدی تاریخ دارای «نرمافزار» و «قوانین ثابت» است که قرآن کریم از آنها به عنوان «سننالله» یاد میکند. این سنن، قوانینی لایتغیر، تخلفناپذیر و جاری در بستر زمان هستند که فراتر از ارادههای بشری، فرجامِ نبرد میان حق و باطل را تعیین میکنند.
وی افزود: سنتهای الهی، به مثابه روابطِ علی و معلولی در عالم معنا و اجتماع هستند. قرآن کریم با قاطعیت اعلام میدارد: «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبدیلًا» (فاطر/۴۳). این پایداری قوانین به ما میآموزد که پیروزی بر کفر، یک حادثه اتفاقی نیست، بلکه یک «فرآیند قانونی» است.
جهاد؛ کلید فعال سازی سنن نصرت الهی
بیغش با بررسی دو سنت الهی در رابطه با پیروزی حق بر باطل بیان کرد: در سنت املاء و استدراج، خداوند به کفر مهلت میدهد تا تمام ظرفیت فساد خود را آشکار کند (املاء)، اما این مهلت به معنای رها کردن نیست، بلکه فرو رفتن تدریجی در باتلاق نابودی است(استدراج). و یا در سنت تدافع: «وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ» (بقره/۲۵۱). هستی بر پایه تضاد میان حق و باطل بنا شده تا حق در بسترِ این اصطکاک، صیقل خورده و متجلی شود.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بر اساس آیات قرآن کریم، «استقامت در جهاد»، نه یک واکنش صرف، بلکه «کلید فعالسازی سنن نصرت» است. دکترین استقامت در قرآن، فراتر از پایداری فیزیکی بوده، صرفاً به معنای ایستادن نیست، بلکه به معنای «قیام بر مدار حق» و «حفظ جهتگیری» در طوفانهاست. این استفامت گاهی استقامت فکری(ثبات قدم) است؛ بدین معنا که اولین لایه جهاد، جلوگیری از فروپاشی ذهنی امت است. دشمن پیش از آنکه سنگرها را فتح کند، باید «ارادهها» را تسخیر کند. استقامتی که آیه الله خامنهای بر آن تاکید داشتند، «استقامت متکی به بصیرت» است؛ یعنی دانستن این نکته که هزینه تسلیم، به مراتب بیشتر از هزینه مقاومت است. گاهی این استقامت در پیوند با نصرت معنا میشود؛ طبق آیه «إِنَّ الَّذینَ قالوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ استَقاموا تَتَنَزَّلُ عَلَیهِمُ المَلائِکَةُ»، فرود امدادهای غیبی مشروط به «استقامت» است. نصرت الهی، پاداش انفعال نیست، بلکه میوه اقدام در اوج سختی است.
بیغش در ادامه افزود: قرآن کریم در سنتهای تکوینی الهی، مکانیسم فروپاشی و محکوم بودن کفر به زوال را مبتنی بر آنکه کفر بر «باطل» استوار بوده، و باطل در ذات خود «زهوق» (ناپایدار) است: «إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا» (اسراء/۸۱) تبیین داشته است. چرا که به دلیل تفرقه درونی در جبهه کفر و فقدان غایت متعالی آن: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّی»(حشر،14)،کفر درونی لرزان دارد و پیوندهای آن صرفاً بر اساس منافع مادی است که در زمان بحران، به سرعت به تضاد تبدیل میشود. از این رو بر مبنای سنت حبط اعمال، تلاشهای جبهه کفر علیه نظام حق، در نهایت دچار «حبط» میشود؛ یعنی علیرغم پیچیدگی و صرف هزینههای کلان، به نتیجه معکوس میرسد. این همان چیزی است که امروز در هندسه قدرت جهانی و افول هژمونی استکبار مشاهده میکنیم.
پیروزی بر کفر قبل از میدان جنگ در «جان امت» باید رخ دهد
وی یکی از عمیقترین لایههای تربیت آیه الله خامنهای را نگاه به «جهاد» به عنوان استراتژیک تزکیه امت دانست و تصریح کرد: سنت «تمحیص» (خالصسازی) ایجاب میکند که امت در کوران حوادث و فشار کفر، ناخالصیهای خود را از دست بدهد. بدین معنا که پیروزی بر کفر، پیش از آنکه در میدان جنگ رخ دهد، در «جانِ امت» رخ میدهد. امتی که به استقلال روحی رسیده و ترس از غیر خدا را ریخته باشد، عملاً پیروز شده است؛ حتی اگر از نظر تجهیزات در مضیقه باشد. این همان «عاملیت سیاسی مستقلی» است که از منظومه فکری رهبر شهیدمان جوشیده است.
این استاد دانشگاه بیان کرد: سنت نصرت و محاسبات فرامادی نیز گرچه در تحلیلهای سیاسی کلاسیک، پیروزی بر اساس موازنه قوا تعریف میشود؛ اما سنت الهی، متغیر «ایمان» را وارد معادلهای میکند که قدرت را به صورت «جهشی» افزایش خواهد داد: «إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ»(انفال/۶۵). این ضریب ده برابری، یک عدد نمادین نیست؛ بلکه تبیین این واقعیت است که وقتی استقامت با انگیزه الهی ترکیب شود، «کیفیت عمل» چنان ارتقا مییابد که «کمیت دشمن» را مستهلک میکند.
وی حاصل استقامت در نبود رهبر را عالیترین تراز بلوغ در سنن الهی دانست و گفت: چرا که سنت الهی پیروزی حق بر باطل بر این امر استوار است که «حق» وابسته به «فرد» نماند تا جهانی شود. شهادت رهبران بزرگ در تاریخ اسلام (از پیامبر(ص) تا سیدالشهدا (ع) و در عصر ما آیه الله خامنهای)، نه یک نقطه پایان، بلکه «انفجار سنت هدایت» است. هنگامی که امت به مرحلهای برسد که بدون نیاز به حضور مستمر فیزیکی رهبر، «وظیفه» را تشخیص دهد، یعنی آن امت به «بلوغ تمدنی» رسیده است. این انتقال قدرت از «شخص» به «آرمان»، باعث میشود که کفر در محاسبات خود دچار خطای راهبردی شود؛ آنها تصور میکنند با حذف فیزیکی رهبر، حرکت متوقف میشود، اما غافلند که با این کار، رهبری را از یک «مکان خاص» به «تمام قلوب» تکثیر کردهاند.
بیغش در پایان بیان کرد: فرجام جهان با غلبهی نهایی نرمافزار حق همراه است. سنت «وراثت مستضعفین»: «وَنُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَی الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ»(قصص/۵) بر این مبناست که در نهایت، مدیریت زمین به کسانی میرسد که در جهاد با کفر، به «بندگی مطلق» رسیده باشند. استقامت امروز ملت ایران و جبهه مقاومت، نه یک لجبازی سیاسی، بلکه «همسویی با آهنگ خلقت» است. زیرا نبرد ما با کفر، نبرد دو تکنولوژی یا دو اقتصاد نیست؛ نبرد دو «اراده» است. ارادهای که متکی به «سنتهای ثابت الهی» است که شکستناپذیر است؛ چرا که خداوند شکست نمیخورد. آیت الله خامنهای امت را به گونهای تربیت کردند که بفهمند «پیروزی در استقامت است» و این استقامت، ریشه در یقینی دارد که با هیچ تندبادی نمیلرزد. امروز، حضور پرشور مردم پس از ایشان، اثبات علمی این مدعاست که «رهبری که بر قلوب حکم میراند، با شهادت، فرمانرواییاش بر جانها آغاز خواهد شد.»











