به گزارش خبرگزاری تسنیم از مریوان، در تاریخ پر فراز و نشیب کردستان، نامهایی وجود دارند که تنها یک فرمانده یا رزمنده نبودند؛ آنان بخشی از حافظه امنیت و آرامش این سرزمیناند. مردانی که در روزگار آشوب و ناامنی، زمانی که ضدانقلاب روستاها را به میدان درگیری تبدیل کرده بود و مردم میان ترس و امید روزگار میگذراندند، جان خود را سپر امنیت مردم کردند.
دهه نخست انقلاب اسلامی برای کردستان، دههای سرنوشتساز بود. در حالی که مردم این دیار طعم پیروزی انقلاب را تازه چشیده بودند، گروههای مسلح ضدانقلاب با سوءاستفاده از شرایط کشور، آتش ناامنی را در شهرها و روستاهای منطقه برافروختند. در آن روزهای سخت، بسیاری از جوانان کردستانی لباس جهاد و ایثار بر تن کردند و برای دفاع از مردم و تمامیت ارضی کشور به میدان آمدند.
در میان آنان، نام شهید عثمان فرشته جایگاه ویژهای دارد؛ مردی که نه در کلاسهای نظامی بزرگ شد و نه در خانوادهای مرفه. او فرزند رنج، کار و محرومیت بود، اما از دل همان سختیها روحی بزرگ و ارادهای پولادین ساخت.
عثمان فرشته از جمله فرماندهانی بود که هم در میدان نبرد شناخته میشد و هم در میان مردم. او اسلحه را تنها برای جنگیدن نمیخواست؛ بلکه آن را ابزاری برای دفاع از مردم بیگناه میدانست. به همین دلیل نامش در بسیاری از روستاهای مریوان، پاوه و کامیاران با احترام و خاطرهای نیک همراه است.
امروز، دههها پس از شهادت این فرمانده شجاع، روایت زندگی او تنها بازخوانی یک خاطره تاریخی نیست؛ بلکه مرور بخشی از هویت مقاومت مردم کردستان در برابر خشونت و ناامنی است.
کودکی در سایه فقر و رنج
سال 1332 در روستای دلهمرز از توابع سروآباد مریوان، کودکی به دنیا آمد که بعدها یکی از چهرههای ماندگار مبارزه با ضدانقلاب شد. عثمان در خانوادهای کمبضاعت رشد کرد و از همان سالهای کودکی، به جای بازیهای کودکانه، دوشادوش پدر و برادرش برای تأمین معاش خانواده کار کرد.
فقر فرصت ادامه تحصیل را از او گرفت، اما نتوانست روحیه تلاش و مسئولیتپذیری را از او بگیرد. او از همان نوجوانی با سختیهای زندگی آشنا شد و همین تجربهها بعدها از او مردی ساخت که درد مردم را بهتر از بسیاری دیگر درک میکرد.
از سربازی تا مبارزه با رژیم پهلوی
عثمان در سال 1351 به خدمت سربازی اعزام شد و دوران سربازی خود را در قوچان سپری کرد. در میانه خدمت، خبر درگذشت پدرش ضربه سنگینی بر روح و زندگی او وارد کرد.
پس از پایان خدمت، برای کار راهی اهواز شد. اما اهواز تنها محل کارگری او نبود؛ آنجا نقطه آغاز فعالیتهای انقلابیاش شد. همزمان با اوجگیری مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی، عثمان نیز به جمع نیروهای انقلابی پیوست و با تمام توان در مسیر مبارزه قدم برداشت.
وی با درآمد کارگری خود یک قبضه تفنگ برنو خرید و در کنار دیگر مبارزان کرد، علیه رژیم شاه وارد میدان شد. یکی از مهمترین اقدامات او و همرزمانش، محاصره و تصرف شهربانی مریوان بود؛ اقدامی که نشان داد جوان روستازاده دلهمرز، برای تحقق آرمانهایش آماده پرداخت هر هزینهای است.
فرماندهای که شهید بروجردی به او اعتماد کرد
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، عثمان مدتی به زادگاهش بازگشت، اما گسترش فعالیت گروههای ضدانقلاب در منطقه، او را بار دیگر به میدان مبارزه کشاند.
وی به عضویت سپاه پاسداران درآمد و خیلی زود تواناییهایش مورد توجه فرماندهان قرار گرفت. شجاعت، قدرت تصمیمگیری و شناخت دقیق منطقه باعث شد شهید محمد بروجردی، فرمانده نامدار جبهه غرب، مسئولیت گروه ضربت سپاه را به او واگذار کند.
عثمان راهی پاوه شد و در عملیاتهای متعددی نقش محوری ایفا کرد. پس از آن نیز در سنندج و مریوان مسئولیتهای مهمی بر عهده گرفت و به عنوان فرمانده عملیات سپاه مریوان، هدایت بسیاری از مأموریتهای پاکسازی مناطق آلوده به حضور ضدانقلاب را بر عهده داشت.
فرماندهای که دل مردم را فتح کرد
شهید فرشته تنها به نبرد نظامی اکتفا نمیکرد. او به خوبی میدانست که جنگ اصلی، جنگ بر سر دلها و باورهای مردم است.
هرجا که حضور پیدا میکرد، با مردم گفتوگو میکرد، واقعیت اقدامات ضدانقلاب را برای آنان توضیح میداد و تلاش میکرد جوانان را به صف نیروهای مردمی و پیشمرگان مسلمان کرد دعوت کند.
صداقت، سادگی و اخلاص او سبب شد بسیاری از مردم به وی اعتماد کنند. عثمان در میان اهالی روستاها نه به عنوان یک فرمانده نظامی، بلکه به عنوان فرزند همان مردم شناخته میشد.
مردی که از گلوله نمیترسید
همرزمانش او را با یک ویژگی بیش از هر چیز دیگری به یاد میآورند؛ شجاعت کمنظیر.
در بسیاری از عملیاتها، زمانی که آتش دشمن شدت میگرفت، عثمان آخرین نفری بود که میدان را ترک میکرد. او کمتر پشت سنگر پناه میگرفت و همواره در خط مقدم حضور داشت.
روایتهای فراوانی از جسارت او نقل شده است. بسیاری از همرزمانش معتقد بودند گویی ترس در وجود او جایی نداشت. ضدانقلاب نیز نام عثمان فرشته را به خوبی میشناخت و از حضور او در منطقه بیم داشت.
مهارت فوقالعاده در تیراندازی نیز یکی دیگر از ویژگیهای مشهور او بود. همرزمانش میگفتند هدفگیریهای او چنان دقیق بود که کمتر تیرش به خطا میرفت.
ایمان؛ ستون اصلی شخصیت عثمان
در کنار روحیه رزمی، ایمان و توکل جایگاه ویژهای در زندگی شهید فرشته داشت. او هیچ مأموریتی را بدون ذکر نام خدا آغاز نمیکرد.
پیش از عملیاتها به نیروهایش سفارش میکرد وضو بگیرند و آیتالکرسی بخوانند. همواره تأکید داشت که در جریان درگیریها، حرمت و جان مردم بیگناه حفظ شود.
وی که خود سالها طعم محرومیت را چشیده بود، نسبت به نیازمندان حساسیت ویژهای داشت و هر جا فرصتی پیدا میکرد به کمک مردم میشتافت. نیروهای غیربومی را نیز «مهمانان عزیز» مینامید و احترام خاصی برای آنان قائل بود.
پرواز فرشته از دامنه «تفن»
25 خرداد 1361 روزی بود که سرنوشت، آخرین برگ زندگی این فرمانده شجاع را رقم زد.
در جریان یکی از درگیریها در منطقهای در دامنه کوه «تفن»، گروهی از نیروهای خودی در شرایط دشواری قرار گرفتند و از طریق بیسیم درخواست کمک کردند. عثمان بیدرنگ راهی منطقه شد و در کمتر از یک ساعت خود را به محل درگیری رساند.
وی پشت توپ 106 مستقر بر روی یک جیپ قرار گرفت و مواضع ضدانقلاب را هدف قرار داد. نخستین شلیک انجام شد، اما توپ دچار نقص فنی شد.
عثمان برای رفع مشکل به پشت سلاح رفت، اما ناگهان توپ عمل کرد و شعله آتش عقبه آن پیکر فرمانده را دربر گرفت. شدت انفجار به حدی بود که بدنش متلاشی شد و او در همان لحظه به آرزوی دیرینه خود رسید؛ شهادت در راه خدا.
میراثی فراتر از یک نام
شهید عثمان فرشته در 29 سالگی به شهادت رسید، اما نام او در حافظه مردم کردستان باقی ماند. او نماد نسلی از جوانان این دیار بود که در سختترین روزهای تاریخ معاصر، امنیت را با جان خود خریدند.
امروز که سالها از آن روزهای پرالتهاب میگذرد، مرور زندگی عثمان فرشته یادآور این حقیقت است که امنیت و آرامش کنونی، حاصل ایثار مردانی است که از جان خود گذشتند تا مردم در سایه امنیت زندگی کنند.
شهید عثمان فرشته نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه روایتی زنده از شجاعت، اخلاص، مردمداری و وفاداری به آرمانهایی است که برای آنها جنگید و در نهایت جان خود را تقدیم کرد؛ فرشتهای از جنس خاک که در آتش نبرد بال گشود و جاودانه شد.
انتهای پیام/481/












