به گزارش خبرگزاری تسنیم از بابل، در قلب تاریخی بابل و در مجاورت پل کهن محمدحسنخان یکی از نمادهای هویت شهری و میراث معماری شمال کشور بنایی قرار دارد که روزگاری نشانهای از رونق اقتصادی، رفتوآمد بازرگانان و پیوندهای تجاری منطقه با جهان بیرون بوده است؛ «تجارتخانه روسها» یا همان «خانه سلمان». عمارتی دوطبقه، سفیدرنگ و ثبتشده در فهرست آثار ملی ایران با شماره 2352، که اکنون بیش از آنکه یادآور شکوه گذشته باشد، تصویری از فرسایش، بیتوجهی و تعلیق مدیریتی را پیش چشم میگذارد.
در سالهای اخیر، این اثر تاریخی نهتنها از آسیبهای طبیعی و گذر زمان در امان نمانده، بلکه بارها هدف سرقت، تخریب و دخل و تصرفهای غیرمجاز قرار گرفته است؛ از سرقت در و پنجرهها گرفته تا تخریب کفپوشها و حتی آسیب به ساختارهای فلزی بنا. شرایطی که نشان میدهد مسئله صرفاً «فرسودگی یک بنای قدیمی» نیست، بلکه نتیجه مستقیم نبود یک سازوکار منسجم حفاظتی، بلاتکلیفی نهادی و فقدان تصمیمگیری مؤثر در سطح مدیریت شهری و میراث فرهنگی است.
در کنار این وضعیت نگرانکننده، طرحهای شهری نیز بهجای آنکه به نجات این بنا کمک کنند، خود به بخشی از پیچیدگی ماجرا تبدیل شدهاند. برنامههایی نظیر تعریض مسیرها، احداث میدان و ایجاد تقاطع غیرهمسطح در محدوده پل محمدحسنخان، اگرچه با هدف کاهش بار ترافیکی و بهبود دسترسی شهری مطرح شدهاند، اما همزمان این پرسش را ایجاد کردهاند که آیا در سایه این پروژهها، هویت تاریخی منطقه قربانی ملاحظات عمرانی و توسعهای نخواهد شد؟
از سوی دیگر، اختلاف دیدگاهها میان دستگاههای مختلف از شهرداری و شورای شهر گرفته تا اداره میراث فرهنگی و نمایندگان مجلس تصویری چندپاره از نحوه مدیریت این اثر ارزشمند ارائه میدهد. در حالی که برخی بر تملک، برخی بر واگذاری به بخش خصوصی و برخی بر استفاده نهادی از بنا تأکید دارند، آنچه در عمل مشاهده میشود، نوعی تعلل و ناهماهنگی است که نتیجه آن، تشدید روند تخریب و افزایش آسیبپذیری بنا بوده است.
نکته قابل تأمل دیگر، گسترش آسیبهای اجتماعی در پیرامون این اثر تاریخی است؛ موضوعی که بهواسطه رهاشدگی فضا، حضور افراد بزهکار و نبود نظارت کافی، وضعیت این بنا را از یک «اثر ملی» به یک «فضای رهاشده و ناامن شهری» تبدیل کرده است. این شرایط نهتنها تهدیدی برای خود بنا، بلکه نشانهای از ضعف جدی در مدیریت میراث شهری و حفاظت از سرمایههای فرهنگی محسوب میشود.
اکنون «تجارتخانه روسها» در نقطهای ایستاده که بیش از هر زمان دیگری نیازمند تصمیمی فوری، شفاف و عملیاتی است؛ تصمیمی که بتواند میان توسعه شهری و حفظ میراث تاریخی توازن برقرار کند. پرسش اصلی این است که آیا این بنای ثبت ملی، که روزگاری قلب تپنده تجارت منطقه بوده، میتواند از چرخه فراموشی و فرسایش نجات یابد یا به سرنوشت بسیاری از آثار تاریخی رهاشده دیگر دچار خواهد شد؟
طرحهای شهری و بلاتکلیفی بنا
سال گذشته شهرداری بابل برای کاهش بار ترافیکی پلهای محمدحسنخان، طرحی مبنی بر تملک خانهها و املاک اطراف این تجارتخانه ارائه کرد. هدف از این طرح، ایجاد میدان در ورودی پل و حفظ بنای تاریخی در محدودهای ایمن عنوان شد.
شهرداری وقت اعلام کرده بود تنها راه حفاظت از این اثر تاریخی، تملک خانههای اطراف آن است. به گفته مسئولان، خانه کیانی تملک شده و سایر املاک نیز در دست کارشناسی و خرید قرار دارند.
قربانیا، رئیس شورای شهرستان بابل، با اشاره به هزینههای انجامشده برای تملک املاک اطراف، از پیگیری طرح احداث تقاطع غیرهمسطح خبر داد و گفت: برای اجرای آن به دنبال جذب سرمایهگذار و خیر هستند.
پیشنهاد بهرهبرداری فرهنگی
فاطمی، نماینده مردم بابل در مجلس شورای اسلامی، با تأکید بر ضرورت حفظ این بنای تاریخی، پیشنهاد داد پس از مرمت، ساختمان تجارتخانه روس به عنوان اداره میراث فرهنگی شهرستان مورد بهرهبرداری قرار گیرد.
هشدار میراث فرهنگی
مهران فلاح، رئیس اداره میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری بابل، این بنا را یکی از آثار فاخر تاریخی شهرستان دانست و تأکید کرد: این ساختمان که سالها در اختیار بهزیستی و به عنوان مهدکودک مورد استفاده بوده، اکنون در وضعیت نامناسبی قرار دارد و تذکرات میراث فرهنگی برای حفظ آن جدی گرفته نشده است.
به گفته وی، قرار بود پس از احداث پل دوم، این بنای ثبت ملی در محدوده میدان جدید قرار گیرد تا حفاظت از آن تسهیل شود، اما تاکنون اقدام مؤثری صورت نگرفته است.
مهران فلاح با اشاره به وضعیت بنای تاریخی «خانه سلمان» یا «تجارتخانه روس» در بابل، نسبت به حفظ و نگهداری این اثر فاخر فرهنگی ابراز نگرانی کرد و بر لزوم ارائه راهکارهای عملی تأکید کرد.
فلاح پیشنهاد داد که این ملک ارزشمند فرهنگی، برای مرمت و نگهداری اصولی، به بخش خصوصی واگذار شود تا روند احیا و حفظ آن، مشابه سرنوشت موفق «خانه آقاجان نسب» در بابل، به سرانجام برسد.
وی در ادامه با اشاره به مسئولیت فعلی بهزیستی برای مرمت این خانه، توضیح داد: با توجه به اینکه افراد مستضعف زیرپوشش این اداره قرار دارند و بهزیستی نیز با مشغلههای فراوان روبرو است، توانایی لازم برای مرمت این خانه تاریخی را ندارد.
وی افزود: سازمان میراث فرهنگی نیز در شهرستان بابل، بیش از 100 اثر تاریخی (میراثی ) نیازمند به مرمت در اختیار دارد که این امر، رسیدگی همزمان به همه آنها را با چالش جدی مواجه ساخته است.
فلاح ابراز امیدواری کرد با واگذاری این اثر به بخش خصوصی علاقهمند و توانمند، بتوان گامی مؤثر در جهت حفظ و احیای «خانه سلمان» برداشت و از تبدیل شدن آن به خاطرهای فراموششده جلوگیری کرد.
به گزارش تسنیم؛ تخریب و سرقتهای پیدرپی در سالهای گذشته، در و پنجره 11 اتاق این عمارت تاریخی به سرقت رفت. در روزهای اخیر نیز کفپوشهای چوبی و بخشی از ستونهای آهنی زیر پلهها ربوده شده است.
همچنین با تخریب دیوارهای پیرامونی به بهانه تعریض جاده، مسیر جدیدی در زمین متعلق به این بنا ایجاد شد و اکنون ساختمان هیچگونه حفاظی ندارد. حضور معتادان و افراد بزهکار در این مکان، روند تخریب را سرعت بخشیده است.
بر اساس توافق صورتگرفته، قرار بود از طریق تهاتر ملک با زمینی دیگر، این بنا به تملک شهرداری درآمده و عملیات مرمت آغاز شود؛ اما با گذشت چند ماه، نه تنها مرمتی انجام نشده، بلکه باقیمانده مصالح نیز به سرقت رفته است.
مطالبه مردمی برای نجات بنا
در روزهای اخیر، بار دیگر نگاهها به سمت یکی از مهمترین اما فراموششدهترین بناهای تاریخی بابل، یعنی «تجارتخانه روسها» یا خانه سلمان معطوف شده است؛ بنایی که در میان انبوهی از بیتوجهیهای انباشتهشده در سالهای گذشته، امروز بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر فروپاشی کامل قرار گرفته است.
انتشار تصاویر و فیلمهای تازه از وضعیت این اثر ثبت ملی، موجی از نگرانی را در میان فعالان میراث فرهنگی، کارشناسان شهری و حتی شهروندان عادی بهوجود آورده است؛ تصاویری که نه از یک بنای تاریخی حفاظتشده، بلکه از سازهای نیمهجان و رهاشده حکایت دارد که هر روز بخشی از هویت خود را از دست میدهد.
آنچه این روزها بر شدت حساسیتها افزوده، صرفاً فرسایش طبیعی یا گذر زمان نیست؛ بلکه مجموعهای از عوامل انسانی، مدیریتی و نهادی است که طی سالها بهصورت زنجیروار، این بنای ارزشمند را به وضعیت فعلی رسانده است. سرقتهای مکرر از اجزای بنا، تخریبهای تدریجی، نبود حفاظت فیزیکی مؤثر، و استفادههای مقطعی و غیرپایدار از ساختمان، همگی دست به دست هم دادهاند تا تجارتخانه روسها از یک اثر تاریخی زنده، به یک «پرونده باز بلاتکلیف» تبدیل شود؛ پروندهای که هر بار به جای حل شدن، صرفاً به آیندهای نامعلوم حواله داده شده است.
حساسیت افکار عمومی و ورود دوباره فعالان میراث فرهنگی، بار دیگر موضوع را به سطح تصمیمگیریهای شهری و استانی کشانده است. بر اساس پیگیریها و گزارشهای میدانی، در روزهای اخیر گفتوگوها و رایزنیهایی میان دستگاههای مختلف از جمله شهرداری بابل، فرمانداری و برخی مدیران و چهرههای بابلی مقیم تهران انجام شده تا شاید راهکاری برای خروج این بنای تاریخی از وضعیت فعلی پیدا شود. اما واقعیت این است که تجربه سالهای گذشته نشان داده، تعدد جلسات و مذاکرات زمانی میتواند مؤثر باشد که به تصمیمات اجرایی مشخص، بودجه پایدار و برنامه زمانبندیشده منتهی شود؛ در غیر این صورت، این گفتوگوها نیز تنها به حلقهای دیگر از چرخه تکراری «تصمیم بدون اجرا» تبدیل خواهند شد.
تجارتخانه روسها، که در گذشته نهچندان دور محل رفتوآمد تاجران، تعاملات اقتصادی و بخشی از پویایی شهری بابل بوده است، امروز در نقطهای ایستاده که میان گذشته پرافتخار و آیندهای مبهم معلق مانده است. این بنای تاریخی نهتنها یک سازه معماری، بلکه بخشی از حافظه جمعی شهر است؛ حافظهای که اگر امروز برای نجات آن تصمیمی قاطع گرفته نشود، ممکن است فردا تنها در عکسها، روایتها و آرشیوها باقی بماند.
انتهای پیام/
















