به گزارش خبرگزاری تسنیم از مشهد، آیتالله علمالهدی، نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی، در نشست مشترک ائمه جمعه شهرهای تلفیقی استان خراسان که در محل دفتر نمایندگی ولیفقیه برگزار شد، با تبریک میلاد مسعود خاتم انبیا(ص) و ولادت باسعادت امام صادق (ع) اظهار کرد: از تشریففرمایی همه علمای اعلام که بنده را سرافراز فرمودید و در این نشست حضور یافتید، تشکر میکنم و تقارن این دیدار را با میلاد مسعود خاتم انبیا(ص) و ولادت باسعادت امام صادق(ع) را خدمت همه شما بزرگواران تبریک و تهنیت عرض میکنم.
وی افزود: خداوند ما را در همه حال مشمول توجهات خاصه نبی مکرم اسلام(ص) و دعای خیر فرزند برومند ایشان، وجود اقدس بقیةالله(عج)، قرار دهد.
آیتالله علمالهدی با اشاره به حوادثی که همزمان با ولادت پیامبر اکرم(ص) رخ داد، بیان کرد: هنگام ولادت پیغمبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) علائمی اتفاق افتاد. بنای خدا بر این است که حوادث بسیار مهم و تحولساز زندگی بشر را با یک سلسله تحولات فیزیکی در دنیا اعلام کند و در مورد ولادت پیغمبر اکرم(ص) بهعنوان بزرگترین حادثه، این اتفاق افتاد.
وی ادامه داد: حوادثی که به وجود آمد، در تنوع و تغییر خاصی بود، اما از نظر ماهیت کلی و عمومی، این حوادث حاکی از یک واقعیت بیشتر نبود. گفتهاند وقتی طاق ایوان کسری شکست و خبر خاموشی آتشکده فارس به انوشیروان رسید، ناراحت شد و به دنبال موبد موبدان فرستاد و از او خواست علت این قضیه را بیان کند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: موبد موبدان خواب خود را تعریف کرد و گفت خواب دیدم مقدار زیادی از شتران عرب یا اسبان عرب از سرزمین عرب جدا شدند، از دجله گذشتند، با شتران عجم جنگیدند و آنها را از بین بردند و در بلاد عجم شتران عرب منتشر شدند. این خواب نشان میدهد حادثهای به وجود خواهد آمد که عرب بر جهان عجم حاکمیت پیدا میکند و تمام سرزمین عجم در تملک عرب قرار خواهد گرفت.
نشانههای ولادت پیامبر(ص) و جستوجوی راز حوادث بزرگ
وی اظهار کرد: انوشیروان، پادشاه حیره را که نماینده او در این قسمت و از ملوکالطوایف بود، فرستاد نزد پادشاه حیره تا کسی را از بلاد عرب که از اخبار جامعه عرب اطلاع بیشتری دارد و اندیشمند و دانشمند است و مسائل این سرزمین را کاملاً میشناسد، نزد او بفرستد تا رمز و راز این قضیه را بیان کند.
آیتالله علمالهدی گفت: پادشاه حیره با پادشاه شام مشورت کرد و فردی به نام عبدالمسیح را که از کشیشهای بزرگ مسیحیت شام بود، نزد انوشیروان فرستاد تا درباره سؤالاتی که مطرح شده بود، پاسخ دهد.
وی ادامه داد: وقتی عبدالمسیح آمد و انوشیروان تمام قضایای به وجود آمده را با او در میان گذاشت، هرچه فکر کرد، نتوانست بفهمد چرا این حوادث اتفاق افتاده است؛ دریاچه ساوه خشکیده، از بیابان سماوه رودخانه جاری شده، آتشکده فارس خاموش شده و طاق کسری شکسته است. اینکه علت و عامل همه این حوادث در کنار یکدیگر چه بوده، برای او روشن نشد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: عبدالمسیح به انوشیروان گفت من داییای دارم به نام سطیح که بیش از چهارصد و پنجاه سال سن دارد و شاگرد یکی از حواریون حضرت عیسی بن مریم(ع) است و بسیار باسواد است و واقعیتها را بهتر میداند. تو مرکبی در اختیار من قرار بده و راهنمایی نیز همراه من کن تا با سرعت خود را به او برسانم و این اخبار را از او بپرسم، چراکه پیرمرد است و ممکن است تا من به او برسم، از دنیا رفته باشد.
وی بیان کرد: انوشیروان دستور داد مرکبی سریع و راهوار در اختیار او قرار دهند. عبدالمسیح به سمت شام حرکت کرد و هنگامی که رسید، سطیح در حال احتضار بود و لحظات آخر عمر خود را میگذراند. هرچه دایی خود را صدا زد، پاسخی نداد، اما عبدالمسیح دید ممکن است او از دنیا برود و کسی نباشد که خبر را از او بپرسد و نتیجه این اخبار را بداند.
سطیح؛ نخستین روایت از ظهور پیامبر اکرم(ص)
آیتالله علمالهدی ادامه داد: از آنجا که سطیح مردی ادیب بود و علاقه زیادی به شعر و ادبیات داشت، عبدالمسیح شروع کرد خواسته خود را با شعری بیان کردن و شخصیت خود را نیز در آن معرفی کرد. وقتی سطیح این شعر را شنید، از آن خوشش آمد. کسی که در حال احتضار بود، با شنیدن این شعر به خود آمد، چشمهایش را باز کرد و در عباراتی مسجع و مقفا، نتیجه تحقیق عبدالمسیح را به او گفت.
وی اظهار کرد: در واقع، سطیح از ظهور پیغمبر اکرم(ص) خبر داد و این تنها کسی بود که از عرض قوم سلف، از شاگردان حضرت عیسی(ع) و از تبار حواریون آن حضرت، به جا مانده بود و این نخستین خبری بود که از ولادت پیغمبر اکرم(ص) در دنیا داده شد.
ولادت پیامبر(ص) و نشانههای نفی پرستش غیرخدا
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: آنچه برای ما قابل توجه است، این است که این علائمی که اتفاق افتاد چه خصوصیتی داشت که وقتی پیغمبر اکرم(ص) متولد شدند، دریاچه ساوه خشک شد، رودخانه سماوه جوشید، آتشکده فارس خاموش شد، طاق کسری شکست و چهارده کنگره آن فرو ریخت و آن خواب را نیز موبد موبدان دید.
وی افزود: وقتی این قضایا را بررسی کنیم، این حوادث دو خصوصیت داشت. آنهایی که نابود شدند، مظاهر عبادت و پرستش غیر خدا بودند. مردم آتش را میپرستیدند. دریاچه ساوه نیز بهعنوان یک بت مطرح بود و عدهای هر سال این دریاچه را میپرستیدند و فرزندان خود را در این دریاچه میانداختند و بهعنوان هدیه به این معبود خود، قربانی میکردند.
آیتالله علمالهدی بیان کرد: اینها از بین رفت؛ آتش فارس خاموش شد و دریاچه ساوه خشکید و از یک بیابان خشک که هیچ نشانی از آب و آبادی نبود، رودخانهای عظیم جاری شد و مانند گردن شتر، آب از دل زمین فوران کرد.
اسلام؛ مکتب استکبارستیزی و نفی معبودهای غیرخدایی
وی ادامه داد: خصوصیت دیگر این بود که جریانهایی که معبودهای غیرخدا را از بین میبرند، علائم و نشانههای اقتدار استکباری نیز فرو میریزد. طاق کسری شکست و چهارده کنگره آن فرو ریخت و این علامت اقتدار استکبار آن روز بود؛ چراکه قدرت استکبار جهانی آن روز در دو امپراتوری خلاصه میشد؛ امپراتوری ایران و امپراتوری روم. اینها را خدا نشان داد که در حال سقوط و فروپاشی هستند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: اساس پیدایش پیغمبر و پیدایش اسلام، در واقع استکبارستیزی و مقابله با هر معبودی غیر خدا بوده است. این اساس ظهور پیغمبر و اساس پیدایش پیغمبر اکرم(ص) و در نتیجه، اساس مکتبی است که پیغمبر اکرم(ص) این مکتب را آوردند و ما امروز افتخار پیروی از این مکتب را داریم.
وی افزود: آنچه در اساس اسلام اصل است، مسئله استکبارستیزی و نفی معبودهای غیرخدایی است؛ هر عنصری که بخواهد معبود بشر قرار بگیرد، غیر خدا باشد، باید از بین برود.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: خود این مسائل برای ما مولد یک تکلیف است. ما بهعنوان یک مسلمان که پیرو پیغمبر اکرم(ص) هستیم، نمیتوانیم در مقابل انحرافات جهانی بیتفاوت زندگی کنیم، بلکه باید درصدد استکبارستیزی برآییم و درصدد نفی معبودهای غیرخدایی نیز باشیم؛ معبودهایی که مورد پرستش مردم قرار میگیرند و همه چیز مردم را مالک میشوند. با آنها نیز باید بجنگیم و مبارزه کنیم، چون پیغمبر اکرم(ص) برای نفی این دو جریان در دنیا ظهور کرده است.
وی ادامه داد: ما نمیتوانیم امروز در مقابل جهان مستضعفین که بیابان قفر سماوه است، سکوت کنیم و در مقابل هر ظلمی که از دشمن بر آنها وارد میشود، ایستادگی و مبارزه نکنیم؛ مخصوصاً آنجایی که افرادی که مورد ظلم قرار میگیرند، از خیل مسلمانان و از تبار اسلام باشند. دیگر مسائل مطرح نیست؛ از نظر ما وظیفهمان در مقابل هر جریان استکباری، مبارزه است و در دفاع از این مظلومین نیز وظیفه ما مبارزه است.
دینمداری؛ میدان امتحان و مسئولیت مؤمنان
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: طبق محور دینمداری و اسلام ما و اعتقادی که به پیغمبر اکرم(ص) داریم، باید بر این اساس زندگی کنیم که در علاقه به پیغمبر اکرم(ص)، این دو خط را بین خودمان حفظ کنیم؛ یکی استکبارزدایی و استکبارستیزی و دوم مقابله شدید با هر جریان معبودی که غیر خداست و بخواهد مورد پرستش و عبادت مردم قرار بگیرد.
وی افزود: وقتی قائل به ترمینالیسم اقتصادی میشویم، یعنی اقتصاد را زیربنای همه چیز حساب میکنیم و این شریک محض غیر خدا را مؤثر در تمام سرنوشت انسانها و در سرنوشت ملتها میدانیم. وقتی غیر خدا را مؤثر دیدیم، از ربقه توحید خارج میشویم و بهعبارتی، غیر خدا را مؤثر در زندگی بشر و مؤثر در سرنوشت انسان میدانیم.
آیتالله علمالهدی بیان کرد: این وظیفه ما در مقابل وابستگی به پیغمبر اکرم(ص) است. اگر این وظیفه را درست انجام دادیم و درست عمل کردیم، طبیعی است که مطلوب پیغمبریم، اما اگر این وظیفه را درست عمل نکنیم، وجود مقدس پیغمبر اکرم(ص) از ما بیزارند و به ما علاقه ندارند.
وی با اشاره به دوران ظهور پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: در دوران ظهور پیغمبر، عناصر رفاهطلبی که خدمت پیغمبر میآمدند و اذن میگرفتند که در میدانهای جنگ شرکت نکنند، حضرت اینها را از گردونه تمام تصمیمگیریهای سیاسی ملت مسلمان کنار میزدند و دیگر در تصمیمگیریها و حرکتها به این افراد توجهی نداشتند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: آدمهایی که با وابستگی به رفاه و وابستگی به معیشت و نان و غذا و خوراک خودشان، تکالیف الهی را میخواهند زیر پا بگذارند، اجرای این مسئولیت و اجرای محور دینداری ما برایشان مطرح نیست.
استکبارستیزی؛ میدان امروز امت اسلام
وی تصریح کرد: اجرای محور دینداری ما بسیار سنگین است. کار آسان و سادهای نیست. لحظهبهلحظه و قدمبهقدم آن امتحان الهی است که ما چقدر در خطی که توحید پروردگار جلوی ما گذاشته، حرکت میکنیم و چه مقدار میتوانیم برای خودمان تودهای از فضائل و امتیازات الهی را کاملاً پسانداز کنیم و دقیقاً بنده مقرب خدا بشویم. این برای ما مسئله بسیار مهمی است که باید بر آن تکیه کنیم و حتماً به این مسئله توجه داشته باشیم که مسلمانی ما بدون این حرفها کافی نیست.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: اگر مسلمانیم، با جنگ مسلمانیم، با مبارزه مسلمانیم. اسلام ما اسلامی است که هیچوقت سازش با دشمن را قبول نمیکند و حاضر نیست با دشمن دست در دست باشیم و از یک طرف متدین به دین اسلام باشیم و خودمان را به پیغمبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) نسبت بدهیم. پیغمبر راضی نیستند و اسلام نیز راضی نیست که ما چنین مسلمانی باشیم.
وی گفت: این میدان نیز اکنون تشکیل شده است. میدان استکبارستیزی در هیچیک از زمانهایی که ما زندگی کردهایم، به این شکل آماده نبوده است. این وضع فراهم نبود که استکبارستیزی یک جریان قطعی در بین مسلمانها و امت اسلام باشد و هر مسلمانی در هر کشوری و در هر گوشه دنیا، نشان اسلام را داشته باشد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: همه باید در خط مبارزه با استکبار قرار بگیریم. این مسئله، مسئلهای است که ما در حال حاضر در زندگی دینمداری خودمان با دشمنی روبهرو هستیم که این دشمن، دشمن دین ما و حتی دشمن خود ما و دشمن منافع ماست و در خط استخدام اشخاص و در خط دفاعی خودش نیز همین کار را دنبال میکند.
وی اظهار کرد: آنچه اصل است و دشمن روی آن ایستاده، مسئله دین ماست. آنان نقطه براندازی دین و خدا را دنبال میکنند. خداوند میفرماید: «لا یزالون یقاتلونکم حتی یردّونکم عن دینکم». اینها بنا نیست از مبادله و جنگ دست بردارند. ممکن است شکل جنگ عوض شود، اما اصل آن محکمتر است.
مرزبندی استکبارستیزی؛ فراتر از اختلافات شیعه و سنی
آیتالله علمالهدی بیان کرد: تا زمانی که از اسلام سیلی نخورده بودند و اثر و قدرت مسلمانهای مقتدر را ندیده بودند، با اسلام توطئه میکردند؛ اما امروز که عظمت اسلام را دیدهاند، به طریق اولی در برابر اسلام قرار میگیرند و وقتی ما در مقابل آنها مقاومت شدید نشان میدهیم، صددرصد دشمن هستند و چنین مقاومتی را از ما نمیخواهند. ما باید این مقاومت را حفظ کنیم.
وی ادامه داد: در دنیای اسلام امروز، برادران و عزیزان، اگر بنا شد مردم در بیدینی بیتفاوت باشند و بنا شد دین علیالعیال در خانوادهها ظهور پیدا کند، چه خانواده سنی و چه خانواده شیعه، فرقی نمیکند. اگر بنا شد یک جوان مسلمان، چه جوان سنی و چه جوان شیعه، مزدور آمریکا شود، ضربه خودش را میزند و اینطور نیست که انسان را آزاد نگه دارد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: ما امروز میبینیم که مسئله در دنیای امروز، استکبارستیزی است و مسئله سنی و شیعه مطرح نیست. شما میبینید فلسطین با اسرائیل همانگونه مبارزه میکند که حزبالله شیعه مبارزه میکند و تفاوتی وجود ندارد که بگوییم چون اینها وابستگی به شیعه دارند، بیشتر میروند و بیشتر کار میکنند؛ نخیر، امروز مرز بین سنی و شیعه در این تهاجمی که دشمن بر اساس اسلام دارد، از بین رفته است.
وی افزود: ما باید دقیقاً بایستیم و آنطور که مرز ذات مقدس پروردگار است، مبارزه کنیم، از همه چیز هم بگذریم، برای هیچ اثری از موجودیت خودمان نیز قانع نشویم و به آن اکتفا نکنیم و بایستیم تا جایی که خودمان نابود شویم؛ در عین حال، نتیجه سعادت با ماست.
آیتالله علمالهدی با اشاره به مسئله وحدت خاطرنشان کرد: محور وحدتی که ما درباره آن بحث میکنیم، وحدت مؤثر است. وحدت یک محور لازم دارد و یک مظهر لازم دارد. محور وحدت، وابستگی به یک اصل است. انسانهایی که در یک اصل با هم مشترک هستند، میتوانند وحدت داشته باشند. اگر قدر مشترکی بین افراد نباشد، وحدت افسانه است و شعار به درد نمیخورد.
پیامبر اکرم(ص)؛ محور مشترک وحدت مسلمانان
وی ادامه داد: محور این وحدت، خود پیغمبر اکرم(ص) است. پیغمبر، غیر از اینکه پیغمبر بود، محبوب ماست. ما به پیغمبر محبت داریم و پیغمبر را دوست داریم.در دوستی پیغمبر بین ما تفاوتی نیست. بنده نمیتوانم ادعا کنم که پیغمبر را بیشتر از شما دوست دارم. یک خانواده سنی و یک برادر سنی میگویند که گاهی اوقات بر راه پیغمبر، فداکاریشان بیش از دیگران است. پیغمبر را همه دوست دارند و این یک قدر مشترک و محور وحدت ماست.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: دشمن، همه اتفاقاً پیغمبر را هدف قرار داده است. دشمن با ما کاری ندارد. این حرفهایی که میزنند و بهانههایی که مطرح میکنند، اصل مسئله نیست. روزی که همه اینها را به آنها بدهی، باز هم بهنوعی فکر میکنند و فشار را بیشتر و ضربه را زیادتر میکنند.
وی بیان کرد: برادران، امروز در شرایطی قرار گرفتهایم که دشمنان دنبال این هستند که در زندگی روزمره اجتماعی ما چیزی به دست بیاورند و آن را ابزار توسعه قدرت خودشان و ابزار ضعف اجتماعی ما قرار دهند. این اصل هدف دشمن است. این مسئله کم و کوچکی نیست؛ آنها میخواهند کاری کنند که مسلمانان به جان هم بیفتند و یکدیگر را نفی کنند و چون به جان هم افتادهاند، آنها بتوانند کار خود را پیش ببرند.
آیتالله علمالهدی ادامه داد: دشمن درصدد است با مأمورشناسی و جابهجایی افراد از این اتاق به آن اتاق و از این کشور به آن کشور، حاکمیت خود را بر جامعه ما تثبیت کند؛ اما اینها همه مقدمهای برای به هم زدن محور وحدت است و در نهایت، هدفشان براندازی اسلام، دین و پیغمبر است.
وی با اشاره به ماجرای اسارت اهلبیت امام حسین(ع) و انتقال آنان به شام، اظهار کرد: زمانی که اهلبیت امام حسین(ع) را به شام آوردند، یزید روزی را اعلام کرد که به تمام فرماندهان لشکر جایزه میدهد و آنها میآمدند، گزارش میدادند و جایزه میگرفتند. یک فرمانده آمد، اما خودش را باخته بود و اصلاً حال حرف زدن نداشت و گزارش درست و حسابی هم نمیداد.
ماجرای اسارت اهلبیت(ع) و تلاش برای شکستن هیبت پیامبر(ص)
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: یزید به او گفت چرا خودت را باختهای؟ فرمانده گفت اگر خلیفه در امانم بگذارد، بگویم. یزید گفت بگو. گفت 84 زن و بچه را در اختیار من قرار دادند و من آنها را دیدم.
وی ادامه داد: وقتی ما حسین بن علی(ع) را کشتیم، عمر سعد همه ما را جمع کرد و برای ما سخنرانی کرد و گفت بدانید این اسرا، اسرای معمولی جنگی نیستند که بخواهیم یکی را میان شما تقسیم کنیم. شما بروید سربازان آنها را بفروشید و پولش را به جیب بزنید. اینها بچههای پیغمبرند و ما از اسیر کردن اینها میخواهیم به یک هدف برسیم.
آیتالله علمالهدی بیان کرد: به ما دستور داده شد اینها را در فشار شدیدی قرار دهید؛ به آنها غذا ندهید تا از شدت گرسنگی از شما التماس کنند و غذا بخواهند و آب ندهید تا از شدت تشنگی از شما آب بخواهند. سپس هیبت اینها را در هم بشکنید و آنها را بهصورت ذلیل و حقیر در بازارها و شهرها ببرید تا هیبت پیغمبر نیز از چشم مردم بیفتد و مردم این پیغمبر را فراموش کنند.
وی افزود: هدف این بود که مردم با پیغمبر بهگونهای دیگر آشنا شوند و پیغمبر(ص) هیبت خود را در میان مسلمانان از دست بدهد و در مقابل، بنیامیه دارای هیبت شوند. آنها میخواستند با این کار، آبروی پیغمبر را ببرند.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی گفت: با این دستور، ما آمدیم؛ به اینها غذا نمیدادیم تا التماس کنند و آب نمیدادیم تا از تشنگی التماس کنند، اما آرزوی یک التماس به دل ما ماند. انتظار داشتیم آنها در مقابل گرسنگی از ما بخواهند غذا بدهیم، اما این کار را نمیکردند.
مقاومت اهلبیت(ع) و ناکامی دشمن در شکستن هیبت پیامبر(ص)
وی ادامه داد: تصمیم گرفتیم اینها را بزنیم تا با زدن آنها، التماس کنند که آنها را نزنیم. آنها را میزدیم تا التماس کنند، اما باز هم التماس نمیکردند و نمیگفتند ما را نزن. تنها عکسالعملی که نشان میدادند این بود که بزرگترها خودشان را روی بدن کوچکترها میانداختند تا آنها بتوانند شلاق و تازیانه را تحمل کنند؛ اما التماس نمیکردند و نمیگفتند چرا ما را میزنید.
آیتالله علمالهدی تصریح کرد: همین مسئله باعث شد پیغمبر پیروز شود و آنها خرد شوند و از بین بروند. آنها میخواستند آبروی پیغمبر را ببرند، اما نتوانستند.
وی اظهار کرد: امروز نیز عزیزان، محور این تهاجم اسرائیل، پیغمبر است. آنها میخواهند پیغمبر را براندازی کنند. امروز در تمام کره زمین، کشور ما در این جبهه قرار دارد و آبروی پیغمبر در اینجا بیشتر است؛ اینجا جبهه دفاع از پیغمبر است. در جاهای دیگر نیز زد و خوردهایی وجود دارد، اما جبهه دفاع از پیغمبر به این شکل نیست و این جبهه اکنون تشکیل شده است.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنابراین، محور وحدت باید وجود مقدس پیغمبر اکرم(ص) باشد؛ اما بر اساس این محور وحدت، باید نتیجهای نیز وجود داشته باشد. اینکه ما وحدت داشته باشیم و فقط شعار وحدت بدهیم، چه نتیجهای دارد؟ نتیجه این تهاجم به پیغمبر، وقتی پیغمبر محور وحدت شد، نباید این باشد که بایستیم و نگاه کنیم که به پیغمبر تهاجم میشود و ما هیچ کاری نکنیم و فقط با خودمان زمزمه کنیم یا تأیید سیاسی داشته باشیم.
وی افزود: ما باید در قضیه علاقه به پیغمبر و در قضیه وحدت، نتیجه را نشان دهیم و ثابت کنیم که در میدان حضور داریم. اگر نتیجه این باشد که آمریکا و اسرائیل بیایند پیغمبر را براندازی کنند و ما هم گوشهای دنبال زندگی، خورد و خوراک و معیشت خودمان باشیم و کاری به کار نداشته باشیم، درست نیست. حداقل میتوانیم مقداری بایستیم و مقاومت کنیم و باید دقیقاً در این مبارزه کوتاه نیاییم.
وحدت از شعار تا حضور عملی در میدان
آیتالله علمالهدی بیان کرد: اگر بگوییم ما اینجا نیستیم، همینجا هستیم و اراده خداست و خدا خودش بیاید اینها را از بین ببرد، اگر چنین حرفی بزنیم، خدا به ما عنایت نخواهد کرد. عنایت خدا زمانی شامل حال ما میشود که تصمیم داشته باشیم پیغمبر را یاری کنیم. اگر از این تصمیم برگردیم و با دشمن دست بدهیم و با او یکی شویم، دیگر چنین تصمیمی نخواهیم داشت.
وی ادامه داد: اگر تصمیمی وجود نداشته باشد، قدرت اداره و مقابله نیز نخواهیم داشت. اکنون باید به این نکته توجه کنیم که در این جنگها، التماس جایگاهی ندارد. اینطور نیست که ما بخواهیم فقط یکجور التماس کنیم؛ به دشمن نباید التماس کرد، بلکه باید ایستاد، با دشمن مقابله کرد و دشمن را از پا درآورد.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی تصریح کرد: اگر ما در این جهت کوتاه بیاییم، بدانید که پیغمبر شکست خورده است و ما راضی به شکست پیغمبر نباید باشیم؛ همانطور که خداوند در قرآن فرموده است: «لا یزالون یقاتلونکم حتی یردّونکم عن دینکم». آنها استطاعت و توان چنین کاری را نخواهند داشت و ما باید این مظهر را بروز دهیم.
وی افزود: اگر بنا باشد این نتیجه را در یک مظهر بروز ندهیم و صرفاً بگوییم وحدت، فایدهای ندارد و فقط حرف آن را بزنیم، مقاله منتشر کنیم و شعار آن را بدهیم، اما در مقام اجرا هیچگونه همکاری با مسلمانان نداشته باشیم و در مقابله با دشمن با آنها همراه نباشیم، وحدت محقق نخواهد شد.
آیتالله علمالهدی گفت: بنده دو توصیه به آقایان در این نقاط تلفیقی دارم. توصیه اول این است که در استان ما، در مقام حفظ وحدت، این وحدت در محیط کاری شما کاملاً اظهار شود و مردم وحدت را لمس کنند. مردم باید بهخاطر اینکه شما با یکدیگر یکی هستید، وحدت را لمس کنند. اگر مردم وحدت را لمس نکنند، هزار بار هم که ما درباره وحدت تعریف و صحبت کنیم، فایدهای ندارد.
توصیههای علمالهدی برای تحقق وحدت در شهرهای تلفیقی
وی ادامه داد: مردم باید ببینند که شما در تمام جریانات این نظام، بهعنوان یک عنصر فعال وارد هستید. اگر مردم ببینند که نظام در حال جنگ با دشمن است و شما بگویید نماز و عبادت خود را در مسجد انجام میدهیم و کاری به کار نداریم، دشمن جریتر میشود. بنابراین، باید در عمل و در میدان اصلی، با یکدیگر یکی باشیم.
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: یکی از اشکالاتی که پیش میآید، این است که مردم باید وحدت را لمس کنند. مسئله دوم نیز در برخورد با مسئولان این شهرستانهاست. گاهی اوقات برنامهای میخواهد اجرا شود و امام جمعه شیعه با آن برنامه مخالف است. فرماندار میآید و امام جمعه اهل سنت را میبیند و او را با خود همراه میکند و برنامه را انجام میدهد، چون این دو نفر با یکدیگر یکی نیستند و وحدتی وجود ندارد.
وی تصریح کرد: وحدت این است که وقتی شما در مقابل مسئول قرار میگیرید، همه یک حرف و یک کلمه داشته باشید. آنچه در رابطه با مسائل اجتماعی شهر و مدیریت شهر مطرح است، باید با یک موضع و یک سخن بیان شود، نه اینکه هرکدام حرفی متفاوت بزنید. اگر یک کلمه داشتید، وحدت محفوظ است و با دیگر مسلمانان نیز میتوانید متحد شوید.
آیتالله علمالهدی اظهار کرد: اگر وحدت نداشته باشیم، نمیتوانیم با دیگر مسلمانان یکی شویم و مسلمانان از ما فاصله میگیرند و ما را بهعنوان یک عنصر بیارزش در جامعه معرفی خواهند کرد و این درست نیست.
وی در توصیه دوم خود گفت: اکنون در تمام کشور، مردمیشدن این جنگ در حال شکلگیری است و در شهرستانها، مراکز استان و تهران تجمعات مختلفی برگزار میشود. این تجمعات به مظهر آمریکاستیزی تبدیل شده است. اگر این تجمعات نبود، شهدای شما و رزمندگان ما میزدند و میخوردند و میگفتند با آمریکا مبارزه میکنیم، اما اثری نداشت؛ این تجمعات موجب شد مسئله جنگ مردمی شود.
حضور مشترک ائمه جمعه شیعه و سنی در تجمعات؛ گام عملی وحدت
نماینده ولیفقیه در خراسان رضوی افزود: در نقاط تلفیقی، اگر شما همت کنید و امام جمعه سنی و امام جمعه شیعه با هم در این تجمعات حضور پیدا کنند و مدیریت تجمعات را به دست بگیرند، اتفاق مهمی رخ خواهد داد. در مرکز امور مساجد مشهد نیز اینگونه شده است؛ خودشان مینشینند و افرادی را برای این مسائل تعیین میکنند و پای کار میایستند.
وی ادامه داد: وقتی تجمع تصمیمگیرنده شود، کسی که بخواهد با تجمع همکاری کند، چه شیعه باشد و چه سنی، دیگر فرقی نمیکند و با جمع همکاری خواهد کرد. بنابراین، اگر بنا شد شما عزیزان به نام علمای شیعه و اهل سنت در تجمع حضور داشته باشید و تجمع با یک کتیبه و نام مشترک برگزار شود، در زمان و مناسبت مشخص، این حضور میتواند بهعنوان یک حرکت مشترک میان اهل سنت و شیعه شکل بگیرد.
آیتالله علمالهدی در پایان خاطرنشان کرد: این مسئله برای اهلبیت(ع) و برای شما عزیزان بسیار گواراست که در خدمت پیغمبر خود تا آخر بودید و خدمت کردید. بنابراین، درباره مسئله تجمع واحد فکر کنید و حساب آن را انجام دهید.
انتهای پیام/282













