به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، تحولات اخیر منطقه و افزایش تهاجمات آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و جبهه مقاومت، بار دیگر اهمیت موقعیت راهبردی آبراههای منطقه، بهویژه تنگههای بابالمندب و هرمز، و نقش بازیگران منطقهای در معادلات امنیتی را برجسته کرده است. در این میان، تحولات دریای سرخ، نقش نیروهای یمنی، آینده جبهه مقاومت در لبنان و احتمال سناریوهای مختلف در تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی، از جمله موضوعاتی است که میتواند بر آینده امنیت منطقه و مناسبات سیاسی و اقتصادی آن تأثیرگذار باشد.
محمدصالح شادمانی، تحلیلگر سیاسی و پژوهشگر حوزه حکمرانی، در گفتوگو با خبرنگار تسنیم، ضمن بررسی ابعاد این تحولات، به تشریح اهمیت راهبردی بابالمندب و تنگه هرمز، ضرورت دیپلماسی فعال ایران با کشورهای منطقه، آینده جبهه مقاومت در لبنان و سناریوهای احتمالی پیشروی تقابل ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی پرداخت و بر ضرورت حفظ بازدارندگی، مدیریت بحران، تقویت همکاری با کشورهای همسایه و استفاده همزمان از ظرفیتهای دیپلماتیک و دفاعی تأکید کرد. متن این گفتوگو بدین شرح است:
تسنیم: با توجه به تحولات دریای سرخ و نقش نیروهای یمنی، آیا میتوان گفت بابالمندب به یکی از عوامل تغییر معادلات منطقه تبدیل شده است؟
شادمانی: کنترل یا نفوذ مؤثر نیروهای یمنی بر سواحل، جزایر و مسیرهای نزدیک به بابالمندب، صرفاً یک تحول نظامی نیست بلکه میتواند معادلات ژئوپلیتیکی دریای سرخ، خلیج عدن و حتی اقیانوس هند را تحت تأثیر قرار دهد.
بابالمندب یکی از گلوگاههای اصلی تجارت جهانی است و هرگونه ناامنی پایدار در این منطقه، مسیر دریایی دریای سرخ و کانال سوئز را تحت تأثیر قرار میدهد. در دوره حملات یمنیها به کشتیرانی پس از سال 2023 نیز شاهد بودیم که بخشی از ترددها به مسیر طولانیتر دماغه امیدنیک منتقل شد و حجم عبور از این تنگه کاهش قابل توجهی پیدا کرد.
از منظر مقاومت، اهمیت این تحول در آن است که رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن نمیتوانند امنیت دریایی، انرژی و تجارت منطقه را امری تضمینشده و یکطرفه تلقی کنند. توان یمنیها نشان داده است که حتی بازیگری که سالها در معرض جنگ و محاصره بوده، میتواند در معادلات راهبردی منطقه اثرگذار باشد و هزینه حمایت از جنگافروزی اسرائیل را به حوزه اقتصاد و حملونقل جهانی منتقل کند.
البته باید میان «قدرت بازدارندگی» و «بستن دائمی مسیرهای اقتصادی» تفاوت قائل شد. رویکرد عقلانی برای ایران و جبهه مقاومت، ایجاد ظرفیت بازدارنده و تحمیل هزینه به دشمن در صورت تجاوز است، نه ایجاد فشار پایدار بر اقتصاد ملتهای منطقه یا مختل کردن تجارت کشورهای بیطرف.مشروعیت مقاومت زمانی افزایش پیدا میکند که اقدامات آن هدفمند، متناسب، سیاسی و معطوف به مهار تجاوز باشد.
ایران باید بهصراحت اعلام کند که امنیت کشتیرانی یک کالای عمومی منطقهای است و هر توافق پایدار باید بر پایه «امنیت برای همه، تهدید برای هیچکس» شکل بگیرد.
تسنیم: این تحول چه اهمیتی برای ایران دارد؟
شادمانی: چنین ظرفیتی برای ایران چند اهمیت اساسی دارد. نخست اینکه نشان میدهد امنیت انرژی و کشتیرانی در منطقه بدون در نظر گرفتن نقش و منافع ایران و بازیگران بومی منطقه پایدار نیست.
هر توافق پایدار باید بر پایه «امنیت برای همه، تهدید برای هیچکس» شکل بگیرد
دوم اینکه میتواند قدرت چانهزنی تهران را در مذاکرات امنیتی و منطقهای افزایش دهد و سوم اینکه هزینه هرگونه اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران یا متحدان منطقهای آن را بالا میبرد.از سوی دیگر، وابستگی کشورهای غربی و رژیم صهیونیستی به امنیت آبراههای منطقه را آشکار میکند و ضرورت شکلگیری یک سازوکار امنیتی بومی و غیرمتکی به حضور نظامی خارجی را برجسته میسازد. در عین حال ایران باید بهصراحت اعلام کند که امنیت کشتیرانی یک کالای عمومی منطقهای است و هر توافق پایدار باید بر پایه «امنیت برای همه، تهدید برای هیچکس» شکل بگیرد.
تحمیل ناامنی فراگیر در بلندمدت حتی میتواند به حضور بیشتر نیروهای فرامنطقهای و ائتلافسازی علیه ایران منجر شود؛ بنابراین استفاده از این ظرفیت باید هوشمندانه، متناسب و در خدمت بازدارندگی باشد.
تسنیم: به نظر شما با توجه به تعویق نشست ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس درباره تنگه هرمز، قدم بعدی ایران چه باید باشد؟
شادمانی: تعویق این نشست به معنای پایان دیپلماسی نیست، بلکه نشاندهنده آن است که هنوز اجماع سیاسی و امنیتی لازم میان دولتهای منطقه شکل نگرفته است.عمان اعلام کرده بود که این نشست با هدف ایجاد زمینه گفتوگوی سازنده و رسیدن به تفاهمهای پایدار درباره امنیت و ثبات منطقه به تعویق افتاده است.
تهران نباید اجازه دهد تعویق یک نشست به خلأ سیاسی منجر شود
همچنین گزارشهایی درباره گفتوگو پیرامون ترتیباتی برای عبور ایمن کشتیرانی در تنگه هرمز منتشر شده بود.در چنین شرایطی، قدم بعدی ایران باید «دیپلماسی فعال همراه با بازدارندگی مسئولانه» باشد. تهران نباید اجازه دهد تعویق یک نشست، به خلأ سیاسی و در نتیجه میدانداری آمریکا و اسرائیل در خلیج فارس تبدیل شود.
اولویت راهبردی ایران باید ایجاد یک تفاهم حداقلی با همسایگان عربی پیرامون سه اصل باشد: امنیت کشتیرانی، عدم استفاده از خاک و امکانات کشورها علیه دیگران و ایجاد کانال ارتباطی فوری برای مدیریت بحران.
این موضوع میتواند از طریق پیگیری فوری نشستهای کارشناسی و امنیتی با میانجیگری کشورهایی مانند عمان، قطر یا عراق دنبال شود، حتی اگر نشست در سطح وزیران خارجه به تعویق افتاده باشد.همچنین ایران میتواند طرحی شفاف برای امنیت جمعی خلیج فارس ارائه کند که مسئولیت اصلی آن بر عهده کشورهای ساحلی باشد.
تسنیم: آیا ایران باید درباره عبور کشتیهای تجاری نیز ابتکار عمل داشته باشد؟
شادمانی: بله. ایران میتواند آمادگی خود را برای تسهیل عبور کشتیهای تجاری غیرمرتبط با اقدامات خصمانه علیه ایران اعلام کند و همزمان سازوکارهای ارتباطی و دریایی روشن برای این موضوع تعریف شود.این اقدام میتواند در کنار حفظ بازدارندگی دریایی، به تفکیک میان کشتیرانی عادی و ابزارهای فشار یا اقدامات خصمانه کمک کند.
آینده جبهه مقاومت در لبنان بیش از هر چیز به توان آن برای جمع کردن همزمان سه وظیفه وابسته است، حفظ بازدارندگی در برابر اسرائیل، جلوگیری از کشیده شدن لبنان به یک جنگ ویرانگر فراگیر و تقویت پیوند با جامعه لبنان از طریق نقشآفرینی ملی و اجتماعی.
از سوی دیگر، باید از پیوند خوردن اختلافات ایران با کشورهای عربی به دستورکار اسرائیل و آمریکا جلوگیری کرد، زیرا گسترش شکاف میان تهران و همسایگان، یکی از مهمترین ظرفیتهای راهبردی واشنگتن و تلآویو خواهد بود.تنگه هرمز پیش از بحران اخیر محل عبور حدود یکپنجم صادرات نفت جهان بود. بنابراین هرمز تنها یک مسئله دوجانبه میان ایران و آمریکا نیست، بلکه مستقیماً با اقتصاد کشورهای عربی، بازار انرژی و امنیت اقتصادی جهان ارتباط دارد.ایران باید این واقعیت را به فرصتی برای تثبیت نقش خود در امنیت منطقه تبدیل کند.
تسنیم: آینده جبهه مقاومت در لبنان را چگونه ارزیابی میکنید؟
محور مقاومت در لبنان نباید صرفاً در چارچوب واکنش نظامی تعریف شود
شادمانی: آینده جبهه مقاومت در لبنان بیش از هر چیز به توان آن برای جمع کردن همزمان سه وظیفه وابسته است، حفظ بازدارندگی در برابر اسرائیل، جلوگیری از کشیده شدن لبنان به یک جنگ ویرانگر فراگیر و تقویت پیوند با جامعه لبنان از طریق نقشآفرینی ملی و اجتماعی.
حزبالله در سالهای گذشته یک واقعیت مهم را تثبیت کرده است و آن اینکه اسرائیل نمیتواند در مرزهای شمالی خود بدون محاسبه هزینههای سنگین نظامی و امنیتی عمل کند.اما تداوم این نقش بازدارنده نیازمند بازنگری تاکتیکی متناسب با شرایط جدید است. محور مقاومت در لبنان نباید صرفاً در چارچوب واکنش نظامی تعریف شود.مقاومت زمانی ماندگارتر است که در کنار توان دفاعی، به دغدغههای اقتصادی، اجتماعی، بازسازی، خدمات عمومی، وحدت ملی و حفظ ثبات داخلی لبنان نیز پاسخ دهد.در این چارچوب، حفظ توان دفاعی بهعنوان مانع تجاوز، تقویت همکاری میان نیروهای ملی لبنان، توجه به بازسازی مناطق آسیبدیده و کاهش فشار معیشتی و همچنین مقابله با جنگ شناختی و رسانهای اهمیت زیادی دارد.همچنین باید استقلال تصمیمگیری ملی لبنان حفظ شود و این کشور به محل تسویهحساب قدرتهای خارجی تبدیل نشود.
به اعتقاد من، مقاومت در لبنان باید از یک الگوی صرفاً واکنشی به الگویی حرکت کند که «بازدارندگی دفاعی، انسجام داخلی و مشروعیت ملی» را در کنار هم پیش میبرد.
تسنیم: آینده درگیری ایران با آمریکا و اسرائیل را چگونه میبینید؟
شادمانی: آینده این تقابل الزاماً به معنای صلح کامل یا جنگ تمامعیار دائمی نیست. یکی از حالتهای قابل تصور، استمرار وضعیت «تقابل کنترلشده اما پرریسک» است.در چنین شرایطی درگیریهای غیرمستقیم، حملات محدود، عملیات سایبری، فشار اقتصادی، جنگ اطلاعاتی، رقابت دریایی و برخوردهای نیابتی میتواند ادامه داشته باشد.خطر اصلی در چنین وضعیتی، خطای محاسباتی، وقوع حملهای با تلفات سنگین یا اقداماتی است که طرف مقابل آن را عبور از خط قرمز تلقی کند.در شرایط فعلی، ضرورت دارد ایران از تبدیل شدن فشارهای منطقهای به یک چرخه مهارنشدنی جلوگیری کند.
راهبرد جمهوری اسلامی باید بر چند پایه استوار باشد: بازدارندگی معتبر، مدیریت آستانه درگیری، حفظ عمق راهبردی، ابتکار دیپلماتیک و تقویت جبهه داخلی.دشمن باید بداند هر تعرضی هزینه واقعی و متناسب خواهد داشت، اما همزمان ایران نباید وارد جنگی شود که زمان، مکان و قواعد آن را طرف مقابل تعیین کند.قدرت واقعی فقط در پاسخ نظامی خلاصه نمیشود؛ بلکه ترکیبی از توان دفاعی، صبر راهبردی، وحدت ملی، مشروعیت منطقهای و ابتکار سیاسی است.
تسنیم: درباره آینده تنگه هرمز چه سناریوهایی را میتوان متصور بود؟
شادمانی: در بررسی آینده هرمز و احتمال درگیری مستقیم ایران و آمریکا باید از تحلیلهای صفر و صدی فاصله گرفت. نه میتوان وقوع جنگ را قطعی دانست و نه میتوان خطر تشدید بحران را نادیده گرفت.میتوان چند سناریو را مورد توجه قرار داد.
سناریوی نخست، کاهش تنش و توافق محدود منطقهای است. در این وضعیت ایران، کشورهای ساحلی خلیج فارس و میانجیهایی مانند عمان، قطر یا عراق به یک تفاهم حداقلی درباره امنیت عبور کشتیهای تجاری، ایجاد خط تماس فوری میان نیروهای دریایی، جلوگیری از استفاده از خاک کشورهای منطقه علیه دیگر همسایگان و کاهش حضور تحریکآمیز نیروهای خارجی دست پیدا میکنند.
سناریوی دوم، تداوم تنش کنترلشده است. در این حالت نه توافق روشنی شکل میگیرد و نه جنگ فراگیر آغاز میشود. تهدیدهای سیاسی، حضور نظامی آمریکا، رزمایشها، هشدارهای دریایی، فشارهای تحریمی، تحرکات اطلاعاتی و عملیات سایبری ادامه پیدا میکند، اما طرفین مراقباند از آستانه جنگ تمامعیار عبور نکنند.در چنین وضعیتی راهبرد ایران باید «بازدارندگی دقیق» باشد یعنی توان پاسخ روشن و معتبر حفظ شود، اما رفتارهای میدانی بهگونهای تنظیم شود که زمینه ایجاد ائتلاف گسترده علیه ایران را فراهم نکند.
سناریوی سوم، بحران دریایی مقطعی است. یک برخورد میان شناورها، حمله به یک کشتی، توقیف متقابل، خطای محاسباتی یا حمله پهپادی میتواند به افزایش هزینه بیمه، جهش قیمت انرژی و فشار دیپلماتیک منجر شود.اهمیت این سناریو در آن است که بحرانهای دریایی میتوانند بسیار سریع گسترش پیدا کنند. بنابراین ایجاد خطوط تماس اضطراری با کشورهای منطقه و میانجیهای قابل اعتماد اهمیت زیادی دارد.
سناریوی چهارم، جنگ محدود میان ایران و آمریکا است. در این حالت ممکن است آمریکا یا رژیم صهیونیستی حملاتی محدود علیه اهدافی در ایران یا نیروهای همپیمان آن انجام دهند و ایران نیز در پاسخ اقداماتی نظامی اما محدود انجام دهد.این درگیری میتواند موشکی، پهپادی، سایبری، دریایی یا هوایی باشد. در چنین شرایطی هدف ایران باید بازگرداندن بازدارندگی، افزایش هزینه تجاوز و جلوگیری از تکرار آن باشد، نه ورود به یک جنگ فرسایشی که اقتصاد و جامعه منطقه را آسیبپذیرتر کند.
پاسخ ایران باید قاطع، محاسبهشده و متناسب باشد. پاسخ نباید بهگونهای باشد که دشمن تصور کند میتواند با حملات محدود، ایران را فرسوده یا مرعوب کند اما در عین حال نباید شتابزده و بدون محاسبه پیامدهای منطقهای باشد.
سناریوی پنجم، جنگ منطقهای فراگیر است. این بدترین سناریو خواهد بود، وضعیتی که در آن چند جبهه از خلیج فارس و دریای عمان گرفته تا دریای سرخ، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین همزمان درگیر شوند.در چنین شرایطی بازار انرژی، حملونقل بینالمللی، اقتصاد کشورهای عربی، امنیت اسرائیل و حضور نظامی آمریکا همزمان تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.این وضعیت به سود هیچ ملت منطقهای نیست و به همین دلیل ایران باید از تبدیل یک تقابل سیاسی ـ نظامی به یک بحران عربی ـ ایرانی جلوگیری کند.
تسنیم: در صورت وقوع جنگ محدود، راهبرد ایران چه باید باشد؟
شادمانی: پاسخ ایران باید قاطع، محاسبهشده و متناسب باشد. پاسخ نباید بهگونهای باشد که دشمن تصور کند میتواند با حملات محدود، ایران را فرسوده یا مرعوب کند اما در عین حال نباید شتابزده و بدون محاسبه پیامدهای منطقهای باشد.هدف پاسخ باید بازگرداندن بازدارندگی، افزایش هزینه تجاوز و جلوگیری از تکرار آن باشد، نه ورود به جنگی فرسایشی.در چنین شرایطی حفظ ظرفیتهای دفاعی ضروری است، اما مدیریت بحران و جلوگیری از گسترش بیمحابای میدان جنگ نیز اهمیت بسیار زیادی دارد.
قدرت راهبردی فقط در توان ضربه زدن نیست، بلکه در توان مدیریت بحران، حفظ انسجام ملی، جلوگیری از فرسایش اقتصادی و بازگرداندن ابتکار سیاسی نیز معنا پیدا میکند.
تسنیم: آینده جنگ اسرائیل و ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟
شادمانی: آینده این تقابل به چند متغیر بستگی دارد میزان تداوم تجاوزهای اسرائیل، رفتار آمریکا، تحولات فلسطین و لبنان، سطح هماهنگی منطقهای علیه جنگ و کیفیت بازدارندگی ایران.
در کوتاهمدت، میتوان انتظار داشت که تقابل در قالبهای غیرمستقیم، اطلاعاتی، سایبری و حملات محدود ادامه پیدا کند، هرچند خطر عبور از این وضعیت و گسترش درگیری همچنان وجود دارد.
اسرائیل تلاش میکند ایران را در وضعیت دفاع دائمی قرار دهد، ظرفیتهای منطقهای آن را فرسوده کند و میان ایران و همسایگانش شکاف ایجاد کند. بنابراین پاسخ ایران نباید صرفاً واکنشی باشد.راهبرد ایران باید تبدیل فشار دشمن به فرصتی برای تقویت بازدارندگی، انسجام داخلی، همکاری منطقهای و تثبیت حق ملتهای منطقه برای تعیین سرنوشت خود باشد.
در این مسیر، جلوگیری از عادیسازی تجاوز اسرائیل، تحمیل هزینه سیاسی، امنیتی و حقوقی به آن، حفظ حمایت از مردم فلسطین و مقاومت، تقویت همکاری با کشورهای اسلامی و عربی و افزایش توان دفاعی، موشکی، پدافندی، سایبری و اطلاعاتی اهمیت دارد.در کنار این موارد، باید قدرت منطقهای با انسجام اقتصادی و اجتماعی داخل کشور پیوند بخورد.
تسنیم: در مجموع، مطلوبترین مسیر برای جمهوری اسلامی در شرایط فعلی چیست؟
شادمانی: مطلوبترین مسیر، «صلح از موضع قدرت» است، یعنی ایران هم توانایی خود برای دفاع از امنیت، استقلال و منافع ملی را حفظ کند و هم ابتکار عمل سیاسی را برای کاهش تنش و ایجاد امنیت بومی منطقه در دست بگیرد.تنگه هرمز نباید به صحنه فشار یکطرفه آمریکا بر ایران یا ابزاری برای ایجاد اجماع منطقهای علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.
تهران باید این پیام را بهروشنی منتقل کند که امنیت هرمز، امنیت خلیج فارس و ثبات بازار انرژی تنها زمانی پایدار خواهد بود که همه کشورهای ساحلی، بدون دخالت و قیمومیت نیروهای خارجی، در تأمین آن مشارکت داشته باشند.
راهبرد جمهوری اسلامی باید ترکیبی از حفظ اقتدار دریایی و موشکی، پاسخ بازدارنده به تجاوز، گفتوگوی مستمر با همسایگان، تقویت پیوندهای اقتصادی منطقهای، مقابله با جنگ روانی و تکیه بر انسجام داخلی باشد.
در نگاه انقلاب اسلامی، اقتدار واقعی آن است که دشمن جرئت تجاوز نداشته باشد و همزمان ملتهای منطقه احساس کنند ایران نه تهدید، بلکه شریک طبیعی آنان در ساختن امنیت، استقلال و ثبات منطقه است.
انتهای پیام/















