• امروز : چهارشنبه, ۸ مهر , ۱۴۰۵
  • برابر با : Wednesday - 30 September - 2026
امروز 27

تیتر به‌روزترین اخبار

چرا آمار سازمان ملل از سکونتگاه‌های غیررسمی ایران چهار برابر آمار داخلی است؟ واردات خودروهای لوکس ممنوع شد / ۴ دلیل دستور پزشکیان روایت سام قریبیان از نقشی که به پدرش نرسید+ تصاویر گریم متفاوت کات‌اوت با افزایش سرعت تولید، مسیر ورود به حرفه انیمیشن را کوتاه می‌کند وقتی سفره آینه جامعه می‌شود؛ روایت غذا در سینمای ایران و جهان / از «مهمان مامان» و «مادر» تا «خرس» و راتاتویی «جمیل» به یاد کودکان میناب و غزه به اسپانیا رفت بابک خواجه‌پاشا با «سرزمین فرشته‌ها» برای بار دوم نماینده سینمای ایران در اسکار شد ایران از «دایره مینا» تا «سرزمین فرشته‌ها» چه مسیری را طی کرده است؟ / بابک خواجه‌پاشا در مسیر اسکار داوران آثار کوتاه جشنواره کودک معرفی شدند متمم بودجه و شورای عالی کار، دو راه ترمیم قدرت خرید وقتی مدرک جای مهارت را می‌گیرد، بیکاری ماندگار می‌شود «سینمای مستند» مهجور است/ متاسفانه «پخش بین‌الملل» برای «سینمای مستند» نداریم حسادت از نگاه روانکاوی؛ چرا ترس از دست دادن دیگران شکل می‌گیرد؟ روایت جذاب تسنیم از بازی‌های بومی ‌ـ محلی که در گذر زمان محو شد‌ند! بوی برنج در خمیران شفت؛ روایت مردمی که هنوز پای زمین ایستاده‌اند حسادت از نگاه روانکاوی؛ چرا ترس از دست دادن دیگران شکل می‌گیرد؟ پیچیده‌تر شدن روند آزادی محکومان مهریه با افزایش تورم و قیمت سکه علی همتی و مجید نیک‌اندیش از اغتشاشگران دی‌ماه 1404 اعدام شدند ترخیص بیش از 12هزار قلم داروی بیماران خاص از گمرک پابند خانواده| تحلیلی بر مصوبه جدید مجلس درباره مهریه «بحران خاموش» را در «یک روز با مستند» ببینید استعفای معلم‌ها ترند فضای مجازی شد؛ هزینه‌ها ۷۰ میلیون، درآمد ۲۵ میلیون / دغدغه‌ معیشتی کیفیت آموزش را کاهش داده است پروانه نمایش «ذوق مرگ» صادر شد شرور مسلح ایرانشهر به هلاکت رسید مقدمات برگزاری عمره امسال فراهم شده است عملیات انهدام مهمات عمل‌نکرده در ملارد روزنامه‌نگاری که هیچ‌کس به اندازه‌اش با هنرمندان، موسیقیدانان و ورزشکاران عکس ندارد «گوره» دارای پوستر رسمی شد «احمد ضابطی‌ جهرمی» صاحب «نشان عالی خورشید» می‌شود «ملاقات با آتش» دارای پوستر رسمی شد «جمیل» راهی اسپانیا شد هدایت تحصیلی یک میلیون و ۲۰۰ هزار دانش‌آموز پایه نهم / جزئیات انتخاب رشته اعلام شد خواص صمغ پسته سربازی؛ از وظیفه‌محوری تا اشتغال‌آفرینی ششمین «نشان عالی خورشید» به کدام چهره خواهد رسید؟ امسال زمستان سردی دارم/روایت سوزناک پدری که آمریکا فرزندش را شهید کرد روحانیون حج چگونه انتخاب می‌شوند؟/ از سطح 3 حوزه تا 5 سفر عمره گنج پنهان گردشگری در شمال ایران/ وقتی شالیزار فقط شالیزار می‌ماند! «یک رشته کوه، غرق شده» دارای پوستر رسمی شد «ترمینال» دارای پوستر رسمی شد اژه‌ای: آمادگی نیروهای مسلح از دو جنگ قبلی بیشتر است سازمان بازرسی خواستار بررسی نحوه واگذاری مدارس غیردولتی شد کراتینه طبیعی مو با ژلاتین + طرز تهیه ماسک مو ژلاتین انسان یا چرخ‌دنده؟ بحران رسالت آموزش در هیاهوی جهان مدرن انسان یا چرخ‌دنده؟ بحران رسالت آموزش در هیاهوی جهان مدرن استارتاپ ۱۰ ساله‌ای که از ابرخودروساز صد ساله جلو زد تاریخچه دخالت دولت در شرایط اجاره خانه رکود خودرویی مهر؛ فرصت خرید یا سکوت قبل از واکنش؟ + جدول قیمت شب عباس یاری برگزار می شود قندهای دوران کودکی، اضطراب بزرگسالی

♥0

حسادت از نگاه روانکاوی؛ چرا ترس از دست دادن دیگران شکل می‌گیرد؟

  • کد خبر : 126168
  • 08 مهر 1405 - 12:36

حسادت از نگاه روانکاوی صرفاً احساسی ناخوشایند یا نشانه‌ای از کمبود اعتمادبه‌نفس نیست. وقتی فرد از احتمال از دست دادن یک رابطه، توجه یا جایگاه عاطفی خود در برابر دیگری مضطرب می‌شود، پشت این تجربه می‌تواند لایه‌هایی از ترس از فقدان، رابطه با ابژه، اضطراب جدایی، خودشیفتگی، رقابت، ناامنی و تعارض‌های ناخودآگاه وجود داشته باشد. […]

حسادت از نگاه روانکاوی؛ چرا ترس از دست دادن دیگران شکل می‌گیرد؟

حسادت از نگاه روانکاوی صرفاً احساسی ناخوشایند یا نشانه‌ای از کمبود اعتمادبه‌نفس نیست. وقتی فرد از احتمال از دست دادن یک رابطه، توجه یا جایگاه عاطفی خود در برابر دیگری مضطرب می‌شود، پشت این تجربه می‌تواند لایه‌هایی از ترس از فقدان، رابطه با ابژه، اضطراب جدایی، خودشیفتگی، رقابت، ناامنی و تعارض‌های ناخودآگاه وجود داشته باشد. روانکاوی، از فروید تا نظریه‌پردازان روابط ابژه مانند ملانی کلاین، حسادت را صرفاً یک واکنش رفتاری بررسی نمی‌کند؛ بلکه می‌پرسد «دیگری» در جهان روانی فرد چه جایگاهی دارد و چرا احتمال از دست دادن او می‌تواند چنین اضطراب شدیدی ایجاد کند. در این چارچوب، درمان حسادت نیز به معنای حذف ساده این احساس نیست، بلکه فهم معنای آن در زندگی روانی فرد اهمیت پیدا می‌کند. برای گروه روانکاوی دیگری، بررسی حسادت از این منظر می‌تواند به جای ارائه توضیح‌های سطحی، به رابطه میان فرد، ابژه مورد علاقه، دیگری رقیب و تجربه‌های اولیه او بپردازد.

حسادت چیست و چرا روانکاوی آن را جدی می‌گیرد؟

حسادت زمانی شکل می‌گیرد که فرد احساس می‌کند رابطه یا توجهی که برایش اهمیت دارد ممکن است به وسیله شخص دیگری تهدید شود. در یک رابطه عاطفی، این وضعیت ممکن است با حضور یک رقیب واقعی یا حتی تصور وجود یک رقیب ایجاد شود. فرد ممکن است نگران باشد که شریک عاطفی‌اش شخص دیگری را بیشتر دوست داشته باشد، به او توجه بیشتری نشان دهد یا رابطه را ترک کند.

اما حسادت از نگاه روانکاوی تنها به وجود یک رقیب بیرونی مربوط نیست. آنچه اهمیت دارد، معنای روانی این رقیب و چیزی است که حضور او در ذهن فرد فعال می‌کند.

برای مثال، ممکن است دو نفر در شرایط تقریباً مشابه با احتمال از دست دادن رابطه مواجه شوند، اما واکنش‌های کاملاً متفاوتی داشته باشند. یکی می‌تواند درباره موضوع صحبت کند و همچنان احساس ثبات خود را حفظ کند؛ دیگری ممکن است دچار اضطراب شدید، خشم، بدگمانی یا نیاز مداوم به اطمینان گرفتن شود.

تفاوت میان این دو واکنش را نمی‌توان فقط با شدت اتفاق بیرونی توضیح داد.

روانکاوی به جای اینکه فوراً بگوید «فرد حسود است»، می‌پرسد: این رابطه برای او چه معنایی دارد؟ دیگری در این رابطه چه جایگاهی دارد؟ از دست دادن این فرد چه چیزی را درباره خود فرد تهدید می‌کند؟

در برخی موارد، ترس از دست دادن دیگری ممکن است با ترس عمیق‌تری از تنها ماندن، بی‌ارزش شدن یا جایگزین شدن همراه شود. به همین دلیل، حسادت می‌تواند بیش از آنکه درباره شخص سوم باشد، درباره رابطه فرد با خودش و با ابژه مورد علاقه‌اش باشد.

البته حسادت به خودی خود نشانه بیماری یا اختلال روانی نیست. حسادت می‌تواند بخشی از تجربه عاطفی انسان باشد و شدت و معنای آن در افراد مختلف متفاوت است. پژوهش‌ها نیز حسادت را تجربه‌ای ناهمگون می‌دانند که می‌تواند از شکل‌های معمول تا حالت‌های آسیب‌شناختی گسترده باشد.

تفاوت حسادت و رشک از نگاه روانکاوی

یکی از تمایزهای مهم در بحث روانکاوانه، تفاوت میان حسادت و رشک است؛ دو مفهومی که در زبان روزمره اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند.

در حسادت، سه جایگاه وجود دارد: فرد، ابژه‌ای که برای او اهمیت دارد و شخص یا عاملی که احساس می‌شود ممکن است این رابطه را تهدید کند. بنابراین، حسادت بیش از هر چیز با ترس از دست دادن یک رابطه موجود ارتباط دارد.

اما رشک در معنای روانکاوانه کلاینی، بیشتر به رابطه فرد با چیزی مربوط می‌شود که دیگری در اختیار دارد و فرد خود را از آن محروم می‌بیند. ملانی کلاین رشک را به تجربه‌ای پیوند می‌دهد که در آن فرد نسبت به چیزی خوب و مطلوب که دیگری در اختیار دارد احساس خشم می‌کند و حتی ممکن است بخواهد آن را خراب کند یا از میان ببرد.

این تمایز برای فهم حسادت از نگاه روانکاوی اهمیت زیادی دارد.

فرد حسود ممکن است بترسد که ابژه مورد علاقه‌اش را از دست بدهد؛ در حالی که فردی که رشک می‌ورزد ممکن است نسبت به چیزی که دیگری دارد، احساس محرومیت و خصومت کند.

البته در تجربه واقعی انسان، این دو می‌توانند با یکدیگر درهم‌آمیخته باشند. فردی ممکن است هم از دست دادن شریک عاطفی خود را بترسد و هم نسبت به کسی که توجه او را به خود جلب کرده است، احساس خشم یا رشک داشته باشد.

کلاین در نظریه خود رشک را به روابط اولیه با ابژه پیوند می‌دهد و آن را در کنار مفهوم قدردانی بررسی می‌کند. در این نگاه، توانایی تجربه یک ابژه خوب و حفظ رابطه با آن اهمیت زیادی دارد؛ زیرا حمله رشک‌آمیز به ابژه خوب می‌تواند رابطه فرد با آن را مختل کند.

بنابراین، بررسی حسادت بدون توجه به تفاوت آن با رشک، بخش مهمی از پیچیدگی موضوع را نادیده می‌گیرد.

چرا ترس از دست دادن دیگری تا این اندازه شدید می‌شود؟

برای فهم اینکه چرا بعضی افراد با کوچک‌ترین نشانه فاصله گرفتن، تغییر رفتار یا توجه شریک عاطفی خود دچار حسادت می‌شوند، باید مفهوم «ابژه» را در روانکاوی جدی گرفت.

در روابط ابژه، دیگری فقط یک فرد بیرونی نیست. انسان‌ها در طول رشد خود، تجربه روابط مهم را به شکل بازنمایی‌هایی درونی می‌کنند. به این ترتیب، رابطه کنونی فقط با شخص حاضر در مقابل ما شکل نمی‌گیرد؛ بلکه تجربه‌های قبلی نیز می‌توانند بر نحوه تجربه کردن دیگری اثر بگذارند.

اگر فردی در روابط اولیه خود تجربه کرده باشد که دیگری ممکن است ناگهان ناپدید شود، محبت را از او دریغ کند یا او را با شخص دیگری مقایسه کند، ممکن است در روابط بعدی نسبت به نشانه‌های فاصله بسیار حساس شود.

این موضوع به معنای آن نیست که هر فرد حسود حتماً در کودکی طرد شده یا تجربه خاصی داشته است. روانکاوی نیز برای حسادت یک علت واحد و قطعی در نظر نمی‌گیرد.

آنچه اهمیت دارد، بررسی تاریخچه فرد و معنای رابطه برای اوست.

گاهی شریک عاطفی به چیزی فراتر از یک شریک تبدیل می‌شود. او ممکن است حامل احساس ارزشمندی، امنیت، مطلوب بودن یا انسجام روانی فرد باشد. در این حالت، احتمال از دست دادن او فقط به معنای پایان یک رابطه نیست؛ بلکه می‌تواند در سطح ناخودآگاه به صورت از دست دادن بخشی از خود تجربه شود.

اینجاست که ترس از دست دادن دیگران می‌تواند به اضطراب شدیدی تبدیل شود.

فرد ممکن است دائماً بخواهد بداند دیگری کجاست، با چه کسی صحبت می‌کند یا آیا هنوز او را دوست دارد. اما روانکاوی به جای تمرکز صرف بر این رفتارها، می‌پرسد این اطمینان‌خواهی قرار است چه اضطرابی را آرام کند.

نقش تجربه‌های کودکی و رابطه با ابژه اولیه

یکی از موضوعاتی که در فهم حسادت از نگاه روانکاوی اهمیت دارد، رابطه فرد با ابژه‌های اولیه است.

کودک در نخستین روابط خود فقط محبت دریافت نمی‌کند؛ بلکه با تجربه‌هایی مانند حضور و غیاب، توجه و ناکامی، نزدیکی و جدایی نیز مواجه می‌شود. او به تدریج باید بیاموزد که دیگری می‌تواند هم‌زمان دوست‌داشتنی و مستقل از او باشد.

این مرحله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا دیگری همیشه در اختیار فرد نیست.

مادر، پدر یا مراقب نمی‌تواند تمام نیازهای کودک را در هر لحظه برآورده کند. کودک به تدریج باید با این واقعیت مواجه شود که ابژه مورد علاقه او دارای خواسته‌ها و روابط دیگری نیز هست.

در چارچوب روانکاوی کلاینی، حرکت از رابطه با «ابژه‌های جزئی» به سمت تجربه «ابژه کامل» با تحمل پیچیدگی بیشتری همراه است. در موقعیت افسرده‌وار، کودک می‌تواند دریابد که همان ابژه‌ای که گاهی ناکام‌کننده است، دوست‌داشتنی نیز هست. در این فرایند، ترس از دست دادن ابژه خوب و نگرانی درباره حفظ آن اهمیت پیدا می‌کند.

اگر این تجربه در سطحی دشوار باقی بماند، ممکن است در بزرگسالی تحمل استقلال دیگری دشوارتر شود.

برای مثال، ممکن است فرد ناخودآگاه احساس کند اگر شریک عاطفی او با دیگران رابطه خوبی داشته باشد، از ارزش رابطه خودش کم می‌شود. در اینجا مسئله فقط رفتار شریک نیست؛ بلکه ظرفیت روانی فرد برای پذیرفتن استقلال دیگری نیز اهمیت دارد.

به همین دلیل، درمان حسادت در نگاه روانکاوانه نمی‌تواند صرفاً بر کنترل رفتار تمرکز کند. باید دید چرا استقلال دیگری چنین تهدیدی برای فرد ایجاد می‌کند.

نقش تجربه‌های کودکی در حسادت و رابطه با ابژه اولیه

حسادت، اضطراب جدایی و ترس از فقدان

در بسیاری از موارد، آنچه در ظاهر به شکل حسادت دیده می‌شود، ممکن است با اضطراب فقدان ارتباط داشته باشد.

فرد ممکن است از اینکه شریک عاطفی‌اش فرد دیگری را دوست داشته باشد ناراحت باشد، اما در لایه عمیق‌تر، مسئله اصلی شاید این باشد که «اگر او مرا انتخاب نکند، من چه خواهم شد؟»

در اینجا حسادت می‌تواند با پرسش‌هایی درباره ارزشمندی و جایگاه فرد پیوند بخورد.

اگر دیگری منبع مهمی برای احساس ارزشمندی باشد، احتمال از دست دادن او می‌تواند احساس بی‌ارزشی یا فروپاشی ایجاد کند. به همین دلیل، بعضی افراد برای جلوگیری از فقدان تلاش می‌کنند رابطه را کنترل کنند.

کنترل کردن تلفن، پرسش مداوم، بررسی رفتارهای شریک یا نیاز به اطمینان گرفتن، ممکن است در سطح آگاهانه با هدف «اطمینان از وفاداری» انجام شود؛ اما در سطح ناخودآگاه می‌تواند تلاشی برای کنترل اضطراب فقدان باشد.

البته این رفتارها را نباید صرفاً با یک توضیح روانکاوانه توجیه کرد. هر مورد نیازمند بررسی زمینه رابطه و شرایط واقعی آن است. اگر شواهد واقعی از خیانت یا بی‌اعتمادی وجود داشته باشد، احساس نگرانی فرد را نمی‌توان صرفاً محصول تعارض درونی دانست.

این تمایز اهمیت زیادی دارد: روانکاوی قرار نیست واقعیت بیرونی را انکار کند، بلکه رابطه میان واقعیت بیرونی و واقعیت روانی را بررسی می‌کند.

خودشیفتگی چه ارتباطی با حسادت دارد؟

خودشیفتگی نیز می‌تواند در برخی شکل‌های حسادت نقش داشته باشد، به‌ویژه زمانی که رابطه با دیگری بخش مهمی از احساس ارزشمندی فرد را تشکیل می‌دهد.

برای فردی با سازمان خودشیفته‌وار، تجربه اینکه شخص مورد علاقه‌اش فرد دیگری را ترجیح داده یا توجه خود را از او برداشته است، ممکن است فقط یک ناکامی عاطفی نباشد. این اتفاق می‌تواند به صورت زخمی علیه تصویر مطلوب فرد از خودش تجربه شود.

در چنین شرایطی، خشم ممکن است جایگزین تجربه دردناک شرم یا احساس حقارت شود.

فرد به جای اینکه احساس کند «من برای او کافی نیستم»، ممکن است به این نتیجه برسد که «او شایسته من نیست». در نتیجه، بی‌ارزش کردن دیگری می‌تواند به عنوان دفاعی در برابر تجربه آسیب‌پذیری ظاهر شود.

این مسئله نشان می‌دهد که حسادت همیشه از احساس ضعف ناشی نمی‌شود. گاهی خودبزرگ‌بینی، خشم، تحقیر رقیب یا کنترل‌گری می‌توانند تلاش‌هایی برای حفظ احساس ارزشمندی باشند.

در ادبیات روانکاوانه نیز حسادت آسیب‌شناختی با مفاهیمی مانند خودشیفتگی، بی‌اعتمادی و دفاع‌های روانی مورد بررسی قرار گرفته است.

با این حال، نباید هر فرد حسود را خودشیفته دانست. خودشیفتگی یک مفهوم پیچیده و چندلایه است و تشخیص اختلال شخصیت خودشیفته نیازمند ارزیابی تخصصی است.

وقتی حسادت به سوءظن و کنترل تبدیل می‌شود

حسادت می‌تواند از یک احساس قابل تحمل به تجربه‌ای تبدیل شود که تمام رابطه را تحت تأثیر قرار دهد.

در این حالت، فرد ممکن است دائماً به دنبال نشانه بگردد. یک پیام، یک تماس، یک نگاه یا حتی تغییر جزئی در رفتار شریک می‌تواند به عنوان مدرکی برای وجود رقیب تفسیر شود.

اینجا دیگر مسئله فقط خود احساس حسادت نیست؛ بلکه شیوه‌ای که فرد واقعیت را تفسیر می‌کند نیز اهمیت پیدا می‌کند.

در شکل‌های شدید و آسیب‌شناختی، حسادت ممکن است با بدگمانی یا باورهای ثابت درباره خیانت همراه شود. ادبیات بالینی نیز میان حسادت معمول و شکل‌های آسیب‌شناختی تمایز قائل می‌شود و نشان می‌دهد که حسادت شدید می‌تواند زمینه‌ها و سازوکارهای متفاوتی داشته باشد.

در روانکاوی، این وضعیت می‌تواند از منظر تعارض‌های ناخودآگاه، فرافکنی و رابطه فرد با ابژه بررسی شود. با این حال، باورهای هذیانی یا شک شدید و ثابت به خیانت، موضوعی بالینی و جدی است و نباید صرفاً با عنوان «حسادت» ساده‌سازی شود.

بنابراین، درمان حسادت زمانی نیازمند ارزیابی تخصصی‌تر است که این احساس به شکل پایدار روابط را مختل کند، فرد را به کنترل شدید دیگری سوق دهد یا تشخیص او از واقعیت را تحت تأثیر قرار دهد.

حسادت در رابطه درمانی و مفهوم انتقال

یکی از دلایلی که روانکاوی می‌تواند برای فهم حسادت اهمیت داشته باشد، این است که الگوهای رابطه‌ای فرد ممکن است در خود فرایند تحلیل نیز ظاهر شوند.

فرد ممکن است نسبت به رابطه درمانگر با دیگر بیماران، زمان جلسات، توجه درمانگر یا حتی میزان علاقه او به درمان حساس شود. چنین واکنش‌هایی می‌توانند بخشی از انتقال باشند.

انتقال به این معنا نیست که احساس فرد «غیرواقعی» است. احساس او در زمان حال واقعی است؛ اما ممکن است معنایی فراتر از موقعیت فعلی داشته باشد.

برای مثال، فردی که همیشه نگران بوده دیگری او را با شخص دیگری جایگزین کند، ممکن است در رابطه تحلیلی نیز نسبت به توجه درمانگر حساس شود.

این موقعیت می‌تواند فرصتی برای فهم یک الگوی تکرارشونده باشد.

در ادبیات روانکاوی، حتی حسادت شدید نیز می‌تواند در رابطه تحلیلی به عنوان ماده‌ای برای فهم تعارض‌های ناخودآگاه بررسی شود. مطالعات و نوشته‌های روانکاوانه درباره حسادت آسیب‌شناختی نیز به نقش انتقال و عوامل ناخودآگاه در فهم این پدیده توجه کرده‌اند.

البته هدف درمانگر این نیست که حسادت را سرزنش کند یا صرفاً به بیمار بگوید «به دیگران اعتماد کن». مسئله این است که فرد بتواند بفهمد در لحظه حسادت دقیقاً چه چیزی در جهان درونی او به خطر افتاده است.

درمان حسادت از نگاه روانکاوی چه مسیری دارد؟

درمان حسادت در رویکرد روانکاوانه به دنبال سرکوب کردن احساس حسادت نیست. احساسات را نمی‌توان صرفاً با دستور یا تصمیم ارادی حذف کرد. آنچه اهمیت دارد، فهم معنای آنهاست.

درمانگر ممکن است به جای ارائه توصیه‌های مستقیم، به الگوهایی توجه کند که در روابط مختلف تکرار می‌شوند. آیا فرد همیشه از ترک شدن می‌ترسد؟ آیا دیگری باید دائماً وفاداری خود را ثابت کند؟ آیا کوچک‌ترین فاصله‌ای به معنای از دست رفتن عشق تعبیر می‌شود؟ آیا رقیب همیشه به صورت فردی بهتر، جذاب‌تر یا ارزشمندتر تجربه می‌شود؟

پاسخ به این پرسش‌ها می‌تواند به تاریخچه روابط، تجربه فقدان، جایگاه ابژه، خودشیفتگی، شرم و تعارض‌های ناخودآگاه مرتبط باشد.

در فرایند تحلیل، ممکن است فرد به تدریج بتواند میان «واقعیت رابطه» و «آنچه رابطه در جهان درونی او فعال می‌کند» تمایز بیشتری ایجاد کند.

این بدان معنا نیست که هدف درمان، بی‌تفاوت شدن نسبت به روابط است. برعکس، مسئله می‌تواند ایجاد ظرفیتی بیشتر برای دوست داشتن دیگری بدون نیاز به مالکیت کامل او باشد.

در این معنا، درمان روانکاوانه حسادت می‌تواند به جای پرسش «چطور حسود نباشم؟» با پرسش عمیق‌تری آغاز شود: «از دست دادن این دیگری برای من به چه معناست؟»

درمان حسادت از نگاه روانکاوی چه مسیری دارد؟

حسادت درباره دیگری است یا درباره خود؟

حسادت از نگاه روانکاوی نه صرفاً یک ضعف شخصیتی است و نه همیشه نشانه اختلال. این احساس می‌تواند از تجربه طبیعی نگرانی درباره رابطه تا شکل‌های پیچیده و آسیب‌شناختی گسترده باشد. برای فهم آن باید به رابطه فرد با ابژه، ترس از فقدان، تجربه‌های اولیه، اضطراب جدایی، رشک، خودشیفتگی و تعارض‌های ناخودآگاه توجه کرد.

گاهی ترس از دست دادن دیگری در واقع با ترس از دست دادن بخشی از خود پیوند دارد. گاهی رقیب بیرونی فقط محرکی است که یک تعارض قدیمی را فعال می‌کند و گاهی نیز نگرانی فرد بر اساس واقعیت رابطه شکل گرفته است. به همین دلیل، نمی‌توان هر نوع حسادت را به تجربه کودکی یا «اعتمادبه‌نفس پایین» نسبت داد.

در نظریه‌های روابط ابژه، کیفیت رابطه با ابژه و توانایی حفظ تصویر یکپارچه از خود و دیگری اهمیت زیادی دارد. در نظریه کلاین نیز تمایز میان حسادت و رشک برای فهم رابطه فرد با ابژه و دیگری اهمیت اساسی دارد.

از این منظر، درمان حسادت به معنای حذف یک احساس نیست؛ بلکه می‌تواند فرایندی برای فهم این باشد که چرا حضور دیگری تا این اندازه برای احساس امنیت، ارزشمندی یا انسجام روانی فرد اهمیت پیدا کرده است. در گروه روانکاوی «دیگری» نیز می‌توان این موضوع را از همین زاویه بررسی کرد: نه با برچسب‌زدن به فرد حسود و نه با ارائه توصیه‌های سطحی، بلکه با توجه به ناخودآگاه، روابط ابژه، انتقال، فقدان و معنای رابطه با دیگری. در نهایت، پرسش روانکاوانه فقط این نیست که چرا حسادت می‌کنیم؛ بلکه این است که وقتی می‌ترسیم دیگری را از دست بدهیم، دقیقاً از دست دادن چه چیزی در جهان روانی خودمان را تجربه می‌کنیم.

لینک کوتاه : https://beroozha.com/?p=126168

اشتراک نظرات:

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
قوانین ارسال دیدگاه‌ها
  • دیدگاه های ارسال شده شما، پس از بررسی توسط تیم به‌روزها منتشر خواهد شد.
  • پیام‌هایی که حاوی توهین، افترا و یا خلاف قوانین جمهوری اسلامی ایران باشد منتشر نخواهد شد.
  • لازم به یادآوری است که آی‌پی شخص نظر دهنده ثبت می‌شود و کلیه مسئولیت‌های حقوقی نظرات بر عهده شخص نظر بوده و قابل پیگیری قضایی می‌باشد که در صورت هر گونه شکایت مسئولیت بر عهده شخص نظر دهنده خواهد بود.
  • لطفا از تایپ فینگلیش بپرهیزید. در غیر اینصورت دیدگاه شما منتشر نخواهد شد.