به گزارش خبرگزاری تسنیم از رشت، در نخستین روزهای هجمه اهریمن به مرزهای آفتابی وطن، در سال 1359، 16 قهرمان جانبرکف از دیار میرزاکوچکخان، آغوش سبز گیلان را به مقصد خاکریزهای تفتیدهی سرپلذهاب ترک کردند.
این پیش قراولان ایثار، با عبور از تعلقات دنیوی و بذل جان در ارتفاعات زاگرس، پیوندی ابدی میان شمال و غرب کشور ترسیم کردند، رشادت بینظیر این 16 ستاره پرفروغ، امروز در کالبد مرکزیترین میدان شهر رشت به یادگار مانده تا هویت حماسی این دیار، برای همیشه بر تارک تاریخ گیلان زمین بدرخشد.
این فرزندان دیار میرزاکوچکخان، با خون سرخ خویش حماسهای در ارتفاعات سرپلذهاب آفریدند که پس از دههها، هنوز طنین بلندش در مرکزیترین میدان شهر رشت به گوش میرسد؛ میدانی که شناسنامه غیرت یک شهر شد.
پاییز سال 1359 برای مردم رشت، رنگ و بویی فراتر از خزان داشت، شهر در هیاهوی اعزام نیروهای داوطلب، حال و هوای عاشورایی به خود گرفته بود، رادیو از محاصره شهرها و نبرد تن و تانک در مرزها میگفت، در این میان، 16 جوان که چهرههایشان آمیزهای از غیرت و صلابت بود، گرد هم آمدند تا نخستین سفیران ایثار گیلان در جبهههای غرب باشند.
این گروه 16 نفره، ستونهای محکم غیرت در کوچه پس کوچههای رشت بودند، جوانانی که تا پیش از آن، دغدغهشان آبادانی و خدمت به مردم بود، حالا با شنیدن بانگ «هل من ناصر» امام خویش، پوتینهای هجرت را محکم بستند، آنها میدانستند که این سفر، پلی است از دنیای فانی به بیکرانگی ابدیت.
جلودار این غیورمردان، سردار شهید «غلامرضا بامروت» بود، جوانی که در چشمانش برقی از ایمان خالص موج میزد، او فرماندهی گروهی را بر عهده داشت که قرار بود در زمین تفتیدهی غرب، آبروی گیلان را با خون خویش بخرند، همراه او، جانهای مشتاقی بودند که هر یک قصهای از رشادت در سینه داشتند.
وقتی اتوبوس حامل این جوانان، از میان مه غلیظ جادههای شمال عبور میکرد، نگاههایشان با شالیزارها و سپیدرود وداع میکرد، آنها از شمال سبز به سمت غرب سرخ میرفتند، در میان این لالههای پرپر، نامهایی همچون «محمد پورنقدی»، «سید محمدتقی علوی» و «داریوش مرادی» همچون نگینی بر تارک این کاروان میدرخشید.
رسیدن به جبهه سرپلذهاب، آغاز رویارویی با حقیقتی سخت بود، صخرههای تند و آفتاب سوزان غرب، شباهتی به بارانهای همیشگی رشت نداشت، اما ایثار، جغرافیا نمیشناسد، شهیدان «خسرو قایقران»، «محمدباقر هادیزاده» و «کریم مرزدشت» ثابت کردند که قلب یک گیلانی میتواند در میان محاصره و آتش، به وسعت تمام ایران بتپد.
نبرد در ارتفاعات «تپه موش» و «بازیدراز» به اوج خود رسید، دشمن با تمام قوا پیش میآمد و این 16 نفر، با سلاحهایی اندک و ایمانی عظیم، در برابر لشکر زرهی ایستادند، شهیدان «بهمن خدیو»، «ایرج رستگاری» و «محمدابراهیم ناصحی» در آن روزهای سخت، درس ایستادگی را در عمق خاک ذهاب مشق کردند.
لحظات شهادت این عزیزان، تکرار دوباره حماسه کربلا بود، هر تنی که بر خاک میافتاد، لالهای جدید در دشت ذهاب میرویید، شهیدان «سید اصغر توکای»، «محمدعلی عسکری» و «غلامرضا اکبری» در حالی که نام وطن و اسلام را زیر لب داشتند، به دیدار معبود شتافتند و پیوند خونین گیلان و کرمانشاه را امضا کردند.
اسامی شهدای این حماسه جاوید با نام پاک شهیدان «محمدمهدی سلیمانی»، «مسعود ایزددوست» و «جمشید آذرمنش» کامل شد، 16 قامت رشید که مظلومانه در دورترین نقطه از خانه خویش، سینه سپر کردند تا مبادا پای بیگانه به کوچههای سرزمینشان باز شود، راه سبز آنها در آن بیابانهای بیآب، مسیری برای آیندگان گشود.
وقتی پیکرهای مطهر این 16 شهید پس از نبردی نابرابر به رشت بازگشت، شهر تکان خورد، گویی باران هم به احترام این پیکرهای خونین، ایستاد، تشییع تاریخی آنها در میان سیل اشک و عشق مردم، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات مردم شمال شد و شکوه ایثار «گیلمردان» را به رخ جهانیان کشید.
به پاس این جانفشانی بینظیر، «میدان شهرداری رشت» که نماد مرکزی و تاریخی این شهر است، به نام «میدان شهدای ذهاب» تغییر یافت، از آن روز، این میدان تنها یک گذرگاه تجاری یا توریستی نیست، بلکه یادگار رشادت 16 لاله سرخ وطن است.
میدان شهدای ذهاب رشت اکنون پایتخت معنوی گیلان است، هر سنگی از این میدان، گویی با صدای الغوث نیمهشبهای شهدا آشناست، اینجا مکانی است که تاریخ در آغوش معنویت آرام گرفته و نام 16 دلاور، بر پیشانی سنگفرشهایش حک شده تا هر رهگذری بداند امنیت امروز، بهای سنگینی داشته است.
در این شبهای حماسه مردم میدان، میان طنین الله اکبرهای مردم غیور رشت، میتوان حضور غائب آن 16 نفر را حس کرد، آنها که در ابتدای جنگ، بیهیچ ادعایی، داغ فراق را بر جان خانوادههایشان نشاندند تا داغ شکست بر دامان ایران ننشیند، آنها پاسداران ابدی شرافت این مرز و بوم هستند.
میدان شهدای ذهاب امروز مأمن تجدید میثاق نسلهای جدید با آرمانهای دفاع مقدس است، کبوترانی که در فضای این میدان پرواز میکنند، گویی پیامرسانان ارواح مطهر 16 شهیدی هستند که خونشان میان ساحل خزر و ارتفاعات ذهاب، خطی از نور کشید و تمامیت ارضی ایران را بیمه کرد.
16 شهید گیلانی جبهه ذهاب، فراتر از نامهای حک شده بر تابلوها، یک جریان فکری و حماسی هستند، آنها به ما آموختند که در تهاجم اهریمن، نباید آرام نشست، حتی اگر فرسنگها با جبهه فاصله داشته باشی. غیرت آنها میراثی است که در قلبهای هر گیلانی بیدار، همواره میتپد.
یاد و خاطره این ستارگان درخشان، در آغوش میدان شهدای ذهاب رشت برای همیشه ماندگار است، آنها رفتند تا ایران بماند؛ آنها در خاک غرب خفتند تا گیلان سرافراز بماند، درود بر ارواح طیبه 16 لالهای که با ایثارشان، از باران رحمت تا بلوطهای مقاومت، پلی به سوی خدا ساختند.
گزارش: سارا ناصری
انتهای پیام /



















